واعتماد برین است که وی و بایست وی برخزد شرع بجای ن ت۳۵ ّ بر شیرنتوانی نشست با مار ان سك غضب کهدر ره نو است ویرا چون در زبریای ون ومشمور کردی برثیر نشستی ؛ واگر از غیب خبر نتوانی داد باك مدار » که چون عیب وغرور فس خود بدانستی واز آفات و تلبیس وی گاه شدی » عیب او غیب تست » چون غیب خود شناختی ازغیب خبر بافتی» واگر ات نتوانی رفت ودرهوا نتوانی پرید با مدار » چون ازوادیپاه دنیا پرستی و مشغله دنیا باز پس انداختی بادیه بگذاشتی » وا کر بیکبار بای برذبر کو ه نتوانی نباد با مدان که ا گر بای بربك درم شبهت بنهادی عقبه بگذاشتی , که حق تعالی در قر آن عفد این را گفتهاست ۱ ۰ قتح ) (عقبه وماادر مك ماا لعقه ۴اینستبعضی از انواع غرور در این قوم و تمام گفتن آن دراز شود . طبقةٌ توانگران و ارباب اموالاند» داهل پنداروغرور اندرینبسیارند :گروهی چهار) مال بر مسجد ورباط یل خرج همی کنند ۰ و بود که از حر ام خرج ک-رده باشد وقر صه آنست که با خداوند دهند » اندر عمار ت همی کنند معصبت زبادت شود ) و بندارند که کاری نگردلف ۱ و گروهی ازحلالخرج کنند بر عمارت خیرولیکن اه ها و ۵ ۵ و هر هک و و ها و ها و 8 اه 5 و واه و ها اه و ما هر 8 5 سا 8 5 ها ها و ۵ و اه ار با ها و و اک ها اد وا شک ها ها 5 ها نا ها ار ها و اه ار هه ۵ و او وا را ۸ ای ار ها ار و ها و مه لا ار ما مس ام ها ما و ۵ و و و سوساج ود من نع مه مه بر مقصود ۳۳ ریا باشد اگر بكدینارخرج کنندچنان خواهند که نام جو ؛ سس برجشت بخته برانحا نو وسبث ) وا گر گویند منویی با نامیدبگر بنویس که دای تعالی خواهد دانست که ایتکه کر ده است نتواند شنید » و نشان این آن باشد که اندر قرابات و همسایگی وی باشد که وراک نانمیحتا دود درو شان باشند و ان رد بشانفاض 2۳ یشان ؛ بد؛ بود و نتواند داد » که برحشت : ریجنف ك سشانیوی نتواند نوشت ۰ «بزاه) لشیخ فلان اطال الله قاه )۱ ۹4 و ۳ دهی مال حلال خر 3 ون با خلاص و لیکن بر شش و نار مسحجد ) و پندار ند که خبری است که همی کنند ,و از ان دو فساد حاصل آید : یکی انکه دل مردمان اندر نمار مشغول همیبود و از خشوع بیفتد » و قانکر انکه اخات ار مل ان اندرخانة خوبرش ارزو کند 8 اقا اندرچشم ایشان بباراسته بود و نندارد 4 جبری همی کند ۱ ورسول ت علیه السلم ت که اس : جون مسیع< کار ۳ و مصحف بزر و سیم بکنی ؛ دمار ۷ برشما بود » .
واعتماد برین است که وی و بایست وی برخزد شرع بجای ن ت۳۵ ّ بر شیرنتوانی نشست با مار ان سك غضب کهدر ره نو است ویرا چون در زبریای ون ومشمور کردی برثیر نشستی ؛ واگر از غیب خبر نتوانی داد باك مدار » که چون عیب وغرور فس خود بدانستی واز آفات و تلبیس وی گاه شدی » عیب او غیب تست » چون غیب خود شناختی ازغیب خبر بافتی» واگر ات نتوانی رفت ودرهوا نتوانی پرید با مدار » چون ازوادیپاه دنیا پرستی و مشغله دنیا باز پس انداختی بادیه بگذاشتی » وا کر بیکبار بای برذبر کو ه نتوانی نباد با مدان که ا گر بای بربك درم شبهت بنهادی عقبه بگذاشتی , که حق تعالی در قر آن عفد این را گفتهاست ۱ ۰ قتح ) (عقبه وماادر مك ماا لعقه ۴اینستبعضی از انواع غرور در این قوم و تمام گفتن آن دراز شود . طبقةٌ توانگران و ارباب اموالاند» داهل پنداروغرور اندرینبسیارند :گروهی چهار) مال بر مسجد ورباط یل خرج همی کنند ۰ و بود که از حر ام خرج ک-رده باشد وقر صه آنست که با خداوند دهند » اندر عمار ت همی کنند معصبت زبادت شود ) و بندارند که کاری نگردلف ۱ و گروهی ازحلالخرج کنند بر عمارت خیرولیکن اه ها و ۵ ۵ و هر هک و و ها و ها و 8 اه 5 و واه و ها اه و ما هر 8 5 سا 8 5 ها ها و ۵ و اه ار با ها و و اک ها اد وا شک ها ها 5 ها نا ها ار ها و اه ار هه ۵ و او وا را ۸ ای ار ها ار و ها و مه لا ار ما مس ام ها ما و ۵ و و و سوساج ود من نع مه مه بر مقصود ۳۳ ریا باشد اگر بكدینارخرج کنندچنان خواهند که نام جو ؛ سس برجشت بخته برانحا نو وسبث ) وا گر گویند منویی با نامیدبگر بنویس که دای تعالی خواهد دانست که ایتکه کر ده است نتواند شنید » و نشان این آن باشد که اندر قرابات و همسایگی وی باشد که وراک نانمیحتا دود درو شان باشند و ان رد بشانفاض 2۳ یشان ؛ بد؛ بود و نتواند داد » که برحشت : ریجنف ك سشانیوی نتواند نوشت ۰ «بزاه) لشیخ فلان اطال الله قاه )۱ ۹4 و ۳ دهی مال حلال خر 3 ون با خلاص و لیکن بر شش و نار مسحجد ) و پندار ند که خبری است که همی کنند ,و از ان دو فساد حاصل آید : یکی انکه دل مردمان اندر نمار مشغول همیبود و از خشوع بیفتد » و قانکر انکه اخات ار مل ان اندرخانة خوبرش ارزو کند 8 اقا اندرچشم ایشان بباراسته بود و نندارد 4 جبری همی کند ۱ ورسول ت علیه السلم ت که اس : جون مسیع< کار ۳ و مصحف بزر و سیم بکنی ؛ دمار ۷ برشما بود » .