سم آنکه در دل صفتی محمو فا وه سماع ۳ قوت دهد و أين ازجرار ۱ فو 6 او ل سرود واشعاز حاحان بو ددرصات کعیه و بادیه که آ نش شوقخانه خدایرا در دل بجنباند » وازین سماع مزد بودکسی راکه روا بود که بحج شود اما ۳ را که مادر و بدر دستوری ندهد » با سببیدیگ رکه ویر حج نشایدر وا نبود که س سماع کید وا بن آرزه دردلخوش و ۳ داند» ِ 4 داند کها گر چهشوق عالب و فوی خواهد شد » وی قادربودبر نکه نرود؛ وبدین نز دی بو دسر ودغاربان وسماع ایشان که خلق را بفزاوحنك کردن با دشمنان خدای تعالی وحانبر کف نهادن بردوستی و ی آر زومند گند وا ان ر نیزمز د باشد » وهمحنین اشعاری که عادنس تکه درمصاف ۳ تا مرددارشود وحزك کند و دلاوری را زیادت کند دروی» مزدبود چون حنك با کافر ان بود ؛ اما اکر بااهل حق بود این حرام بود ؛ ۱ تو 6 دوم سرود نوحه گر بود که رد و۱ ۳ زیادت کند ۱ واندرین نبر مرد بود » حون نوحه گری بر تقصیر خود کند درمسلمانی» ویر گناهان که نر ری رفته بود وبر آنجه ویرا فوت شده است ازدرحات بزر لك ازخشنودی حقتعالی» چنانکه نوحه داود بود - علیها لسلم که وی چندان نوحه کردی که جنازها ازییش وی بر گرفتندی ووی 1۳ العان بودی و خوش بودی ؛ اگراندوهیحرام باشد دردل » توحه حرام باشد ۱ جنانکه ویرا کسیمرده بان 15 خدایتعالیمیگوید ۱ « لکلا تأسو اعلی مافااتکم - بر گذشته اندوه مخورید؟ چو ن کسیقضاء خدایتعالید کارهباشدو بدان ۷۲ ۳- اندوهگین بو دتاآن اندوه زیادت شود بن< حرام بود ؛ و بسپب! زیت 25 مزدنو حه گر 1 ات ووی عاصه ی بود وه رکه آن بشمُود عاص 9 و سوم[ نکه در دل شادی باشد» و خواهد که ن زیادت گند پسماع » و این نیز میا ح بود چون شادی بحیزی باشد که رواباشد کهبر 1 ن شاد شود جنانکهدر عروسی وولمه وشوو قت مدن فرزندووقت ختنه کر دن و بازرسیدن ازسفر »چنانکه زسو ل - علیه السلم - لصف 42 زسیت بیش بازشدند ودف مبز د ند وشادی هگ دند و شعر مبگفتند که طایح البدر علینا من ثباتالوداع وجبااشکر هلا مادعیقه دا ع "۱ و همحنین بایام عبت شادی کردن روا بود » وسماع بدین رو بود » و هءچنین چون دوستان بهم نشهنند بمو افقتی وخواهند که طعام خورند وخواهند که وقتشان با و خوششود » سماع 1 ردن 2شادی نمودنمو افقتنکد تط رواباشد . نو ع چپارم واصل آ نکه کسی راکه دوستی حقتعالی بردل غالب شده باشد وبحد عشق رسیده » سماع ویر موم بود؛ و باشد که اثر آن از بسیاری خیرات رسمی بیش بود » وهرچه دوستیحقتعالی بدان زیاد شود مزدآن بیش بود » وسماع صوفیان دراصل که بو وه ات بدین سیب بوده است ) تک جه لن بر سم آمیخته شدهاست» توت 5 دهی که بصورت ایشانند درظاهرومفلساند ازمعانی ایشان در باطن » و سماع درافروختن اين آتش اثری عظیم دارد . و کس باشد ازایشان که درمیان سماع ویسرا مکاشفات ید نفد , وباو ی(اطفهار ود که بیرون سماع نیود .
سم آنکه در دل صفتی محمو فا وه سماع ۳ قوت دهد و أين ازجرار ۱ فو 6 او ل سرود واشعاز حاحان بو ددرصات کعیه و بادیه که آ نش شوقخانه خدایرا در دل بجنباند » وازین سماع مزد بودکسی راکه روا بود که بحج شود اما ۳ را که مادر و بدر دستوری ندهد » با سببیدیگ رکه ویر حج نشایدر وا نبود که س سماع کید وا بن آرزه دردلخوش و ۳ داند» ِ 4 داند کها گر چهشوق عالب و فوی خواهد شد » وی قادربودبر نکه نرود؛ وبدین نز دی بو دسر ودغاربان وسماع ایشان که خلق را بفزاوحنك کردن با دشمنان خدای تعالی وحانبر کف نهادن بردوستی و ی آر زومند گند وا ان ر نیزمز د باشد » وهمحنین اشعاری که عادنس تکه درمصاف ۳ تا مرددارشود وحزك کند و دلاوری را زیادت کند دروی» مزدبود چون حنك با کافر ان بود ؛ اما اکر بااهل حق بود این حرام بود ؛ ۱ تو 6 دوم سرود نوحه گر بود که رد و۱ ۳ زیادت کند ۱ واندرین نبر مرد بود » حون نوحه گری بر تقصیر خود کند درمسلمانی» ویر گناهان که نر ری رفته بود وبر آنجه ویرا فوت شده است ازدرحات بزر لك ازخشنودی حقتعالی» چنانکه نوحه داود بود - علیها لسلم که وی چندان نوحه کردی که جنازها ازییش وی بر گرفتندی ووی 1۳ العان بودی و خوش بودی ؛ اگراندوهیحرام باشد دردل » توحه حرام باشد ۱ جنانکه ویرا کسیمرده بان 15 خدایتعالیمیگوید ۱ « لکلا تأسو اعلی مافااتکم - بر گذشته اندوه مخورید؟ چو ن کسیقضاء خدایتعالید کارهباشدو بدان ۷۲ ۳- اندوهگین بو دتاآن اندوه زیادت شود بن< حرام بود ؛ و بسپب! زیت 25 مزدنو حه گر 1 ات ووی عاصه ی بود وه رکه آن بشمُود عاص 9 و سوم[ نکه در دل شادی باشد» و خواهد که ن زیادت گند پسماع » و این نیز میا ح بود چون شادی بحیزی باشد که رواباشد کهبر 1 ن شاد شود جنانکهدر عروسی وولمه وشوو قت مدن فرزندووقت ختنه کر دن و بازرسیدن ازسفر »چنانکه زسو ل - علیه السلم - لصف 42 زسیت بیش بازشدند ودف مبز د ند وشادی هگ دند و شعر مبگفتند که طایح البدر علینا من ثباتالوداع وجبااشکر هلا مادعیقه دا ع "۱ و همحنین بایام عبت شادی کردن روا بود » وسماع بدین رو بود » و هءچنین چون دوستان بهم نشهنند بمو افقتی وخواهند که طعام خورند وخواهند که وقتشان با و خوششود » سماع 1 ردن 2شادی نمودنمو افقتنکد تط رواباشد . نو ع چپارم واصل آ نکه کسی راکه دوستی حقتعالی بردل غالب شده باشد وبحد عشق رسیده » سماع ویر موم بود؛ و باشد که اثر آن از بسیاری خیرات رسمی بیش بود » وهرچه دوستیحقتعالی بدان زیاد شود مزدآن بیش بود » وسماع صوفیان دراصل که بو وه ات بدین سیب بوده است ) تک جه لن بر سم آمیخته شدهاست» توت 5 دهی که بصورت ایشانند درظاهرومفلساند ازمعانی ایشان در باطن » و سماع درافروختن اين آتش اثری عظیم دارد . و کس باشد ازایشان که درمیان سماع ویسرا مکاشفات ید نفد , وباو ی(اطفهار ود که بیرون سماع نیود .