اما اگرقصدهعصیتیکند و آنگاه نکند ازییم حقتعالی» ویرا چسمتی بو سبید جنانکه درحرست : جون صد بر موافقت طبع ات و دست بداشتن بر خلاف طبع مجاهدهای 7 آن درروشن ک دانیدن دل بیش است از اثر آن قصد درتاريك کردن دل » ومعنینبشتن حسنه این بود وععنی اشست ؛ اماا گر بسیب عحز دست بدازر دا ثر هیچ کفار ت نبود و آن ظلم ازو ننفتد و بدان ۳-۳ د بود » همچو ن کشته که بسیب عحجز ار خصم خویش بازماند و کش آید ۱ دا ار دن آچه بشعت بگر دداز اعمال] بدانگه اعمال سه قسم است : طاعات 2معاصی وماحات ؛ و باشد که آزین که زو لب االنهعلیه _کنت : « الا عمال بالیات » پندارند که معصیت یز بثبت خیر ۱ از حمله خر ات شود » و این خطاست » بلکه این قسم نیت را در ویاثر نیست»ولکن ۱ نیت بد ویرا خبیثتر گرداند . مثال این چنانست که. کسی غیبت کند برای شادی دل کسی» با مسجد و رباط ومدرسه کند از مال حرامو گوید نیت من خیرست داینقدر -۷2- ر کنچپار؟ و ها ها و و و و و ها و وش و ۵ هد زا ۵ ان و نا و و ما ام سا و و و ما و و ۵ اب اک ها و ۵ و 6 او ان با و و ۵ ۵ ۵ و ۵ ار با و لا و ها او اد ها و و و ۳ با من ار و و مج ام ها اب سر مخ دق نداند که دصد بر ۳ دن بش رش ۵ کیدیگر باشٌد ) اگر داند خود ۳ . و ۳1 فد د که این خبری است هم فاسق است ؛ که طلب عام فریضه است و بیشتر ها خلق از حولست ۸ و از [ گفت سل لمثر ی که ۰ هیچ معصیت عفیم تر از حپل نیست و حول بخول ازحول عظیم نر که چون نداند که نداند هر گز نبامورد و آن ححاب وسد وی گردد ؛ وهمجنین تعلیم کردن شاگردی راکه دانی مقصود وی نست تا ازقضاواوقاف ومال ایتام و مال سلطان دنیا بدست آ ورد وبمیاحات ومنافست مشفولشود حراهست» وا گرمدرس گوید : مت هن نشر ء علمست اگروی درفساد بکار دارد هن مار نمت خوش باشم ۳ بن حرل محض باشد همحو تفش باشد که شمشمر ی ِ_ بوشد که راه ز ند وانگوربکسی بخشد کهخمر کند ؛ و گوید مقصود هن سخاوتستوخدای تعالي هیچ خلق دوستترسخاوت ندارد » این ازجهل وی بود» بلکه چون داند کهراه خواهد زدن شمشیر از دست وی بیرون باید کرد » چگونه روا بود که بوی دهد ؟ و م4 سلف بخد ای تعالی پناهیده ندازعالمفا جر؛ و هر 2 دی کهازو ی آثر معصیتدبدهاند مپجوربکر دهاند تا اجمد حشل شاکردی قدرم را مرجوریکرد نت تسف سرای در کاه گل گرفت و گفت يك ناخن از شاه راه مسلمانان فرا گرفتی نشاید علم آموختن . بس معصیت بت خیر نگردد ۳ بود که فرمان بران بود . فسم دو ] و ثیت دددن از در و<4 اثردارد یکی آنکه اصلوی بنست درست آید ۵ درطاعات و دیگر آنکه هر جند یت سشتر می شود توب مضاعف همی شود ؟ و هر که علم نیت بیاموزد » پيك طاعت چند نیت نیکو بتواندکرد تاآن <ماعه طاعت شود : مثلا چون در مسحد اعتکاف کرد بت وین که این خانه خدای است وهر که در اینجاشودیز بارتخدایشده بود» کهر سو ها اتالنهعلیه_ گفته است: «هر که در سیدد شدبزیارت خدایرفت».
اما اگرقصدهعصیتیکند و آنگاه نکند ازییم حقتعالی» ویرا چسمتی بو سبید جنانکه درحرست : جون صد بر موافقت طبع ات و دست بداشتن بر خلاف طبع مجاهدهای 7 آن درروشن ک دانیدن دل بیش است از اثر آن قصد درتاريك کردن دل » ومعنینبشتن حسنه این بود وععنی اشست ؛ اماا گر بسیب عحز دست بدازر دا ثر هیچ کفار ت نبود و آن ظلم ازو ننفتد و بدان ۳-۳ د بود » همچو ن کشته که بسیب عحجز ار خصم خویش بازماند و کش آید ۱ دا ار دن آچه بشعت بگر دداز اعمال] بدانگه اعمال سه قسم است : طاعات 2معاصی وماحات ؛ و باشد که آزین که زو لب االنهعلیه _کنت : « الا عمال بالیات » پندارند که معصیت یز بثبت خیر ۱ از حمله خر ات شود » و این خطاست » بلکه این قسم نیت را در ویاثر نیست»ولکن ۱ نیت بد ویرا خبیثتر گرداند . مثال این چنانست که. کسی غیبت کند برای شادی دل کسی» با مسجد و رباط ومدرسه کند از مال حرامو گوید نیت من خیرست داینقدر -۷2- ر کنچپار؟ و ها ها و و و و و ها و وش و ۵ هد زا ۵ ان و نا و و ما ام سا و و و ما و و ۵ اب اک ها و ۵ و 6 او ان با و و ۵ ۵ ۵ و ۵ ار با و لا و ها او اد ها و و و ۳ با من ار و و مج ام ها اب سر مخ دق نداند که دصد بر ۳ دن بش رش ۵ کیدیگر باشٌد ) اگر داند خود ۳ . و ۳1 فد د که این خبری است هم فاسق است ؛ که طلب عام فریضه است و بیشتر ها خلق از حولست ۸ و از [ گفت سل لمثر ی که ۰ هیچ معصیت عفیم تر از حپل نیست و حول بخول ازحول عظیم نر که چون نداند که نداند هر گز نبامورد و آن ححاب وسد وی گردد ؛ وهمجنین تعلیم کردن شاگردی راکه دانی مقصود وی نست تا ازقضاواوقاف ومال ایتام و مال سلطان دنیا بدست آ ورد وبمیاحات ومنافست مشفولشود حراهست» وا گرمدرس گوید : مت هن نشر ء علمست اگروی درفساد بکار دارد هن مار نمت خوش باشم ۳ بن حرل محض باشد همحو تفش باشد که شمشمر ی ِ_ بوشد که راه ز ند وانگوربکسی بخشد کهخمر کند ؛ و گوید مقصود هن سخاوتستوخدای تعالي هیچ خلق دوستترسخاوت ندارد » این ازجهل وی بود» بلکه چون داند کهراه خواهد زدن شمشیر از دست وی بیرون باید کرد » چگونه روا بود که بوی دهد ؟ و م4 سلف بخد ای تعالی پناهیده ندازعالمفا جر؛ و هر 2 دی کهازو ی آثر معصیتدبدهاند مپجوربکر دهاند تا اجمد حشل شاکردی قدرم را مرجوریکرد نت تسف سرای در کاه گل گرفت و گفت يك ناخن از شاه راه مسلمانان فرا گرفتی نشاید علم آموختن . بس معصیت بت خیر نگردد ۳ بود که فرمان بران بود . فسم دو ] و ثیت دددن از در و<4 اثردارد یکی آنکه اصلوی بنست درست آید ۵ درطاعات و دیگر آنکه هر جند یت سشتر می شود توب مضاعف همی شود ؟ و هر که علم نیت بیاموزد » پيك طاعت چند نیت نیکو بتواندکرد تاآن <ماعه طاعت شود : مثلا چون در مسحد اعتکاف کرد بت وین که این خانه خدای است وهر که در اینجاشودیز بارتخدایشده بود» کهر سو ها اتالنهعلیه_ گفته است: «هر که در سیدد شدبزیارت خدایرفت».