جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » اعتقادنامه » بخش ۲۱ - اشارت به فضیلت امت و شرف آل و اصحاب او صلی الله علیه و علی آله و سلم امت احمد از میان امم باشد از جمله افضل و اکرم اولیایی کز امت اویند پیرو شرع و سنت اویند رهبران ره هدی باشند بهتر از غیر انبیا باشند خاصه آل پیمبر و اصحاب کز همه بهترند در هر باب وز میان همه نبود حقیق به خلافت کسی به از صدیق وز پی او نبود ازان احرار کس چو فاروق لایق آن کار بعد فاروق جز به ذی النورین کار ملت نیافت زینت و زین بود بعد از همه به علم و وفا اسدالله خاتم الخلقا جز به آل کرام و صجب عظام سلک دین نبی نیافت نظام نامشان جز به احترام مبر جز به تعظیم سویشان منگر همه را اعتقاد نیکو کن دل ز انکارشان به یک سو کن هر خصومت که بودشان با هم به تعصب مزن در آنجا دم بر کس انگشت اعتراض منه دین خود رایگان ز دست مده حکم آن قصه با خدای گذار بندگی کن تو را به حکم چه کار وان خلافی که داشت با حیدر در خلافت صحابی دیگر حق در آنجا به دست حیدر بود جنگ با او خطا و منکر بود آن خلاف از مخالفان مپسند لیکن از طعن و لعن لب دربند گر کسی را خدای لعنت کرد نیست لعن من و تواش در خورد ور به احسان و فضل شد ممتاز لعن ما جز به ما نگردد باز جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » اعتقادنامه » بخش ۲۲ - اشارت به آنکه تکفیر اهل قبله جایز نیست هر که شد ز اهل قبله بر تو پدید که به آورده نبی گروید گرچه صد بدعت و خطا و خلل بینی او را ز روی علم و عمل مکن او را به سرزنش تکفیر مشمارش ز اهل نار و سعیر ور ببینی کسی ز اهل صلاح که رود راه دین صباح و رواح از مناهی شود بکل یک سوی با اوامر نهد بکلی روی کند از فرض ها و نافله ها سوی عقبی روانه قافله ها به یقین اهل جنتش مشمار ایمن از روز آخرش مگذار مگر آن کس که از رسول خدا شد مبشر به جنت المأوی گرچه ده کس بود به آن مشهور اندر آن ده مدارشان محصور زانکه جمعی ز آل پاک سرشت هم بشارت رسیدشان به بهشت جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » اعتقادنامه » بخش ۲۳ - اشارت به عذاب قبر و سؤال منکر و نکیر هر که را زیر خاک شد منزل دو فرشته به صورتی هایل پیشش آیند ز ایزد متعال امتحان را ازو کنند سؤال که خدای تو و نبی تو کیست زان همه دین که بود دین تو چیست گر بگوید جوابشان به صواب برهد از غم عذاب و عقاب فسحت قبر او بیفزایند روزنی در بهشت بگشایند گردد او را عیان چه صبح و چه شام که کجا دارد از بهشت مقام ور نگوید جوابشان در خور آهنین گرزی آیدش بر سر ناله او به وقت گرز خوری بشنود غیر آدمی و پری آدمی و پری اگر شنوند همه از خواب و خور نفور شوند تنگی گورش آنچنان فشرد که دو پهلوی او ز هم گذرد بگشایند روزنی ز سقر که در آن بنگرد به شام و سحر جای خود را ببیند از دوزخ آوخ از حالتی چنین آوخ
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » اعتقادنامه » بخش ۲۱ - اشارت به فضیلت امت و شرف آل و اصحاب او صلی الله علیه و علی آله و سلم امت احمد از میان امم باشد از جمله افضل و اکرم اولیایی کز امت اویند پیرو شرع و سنت اویند رهبران ره هدی باشند بهتر از غیر انبیا باشند خاصه آل پیمبر و اصحاب کز همه بهترند در هر باب وز میان همه نبود حقیق به خلافت کسی به از صدیق وز پی او نبود ازان احرار کس چو فاروق لایق آن کار بعد فاروق جز به ذی النورین کار ملت نیافت زینت و زین بود بعد از همه به علم و وفا اسدالله خاتم الخلقا جز به آل کرام و صجب عظام سلک دین نبی نیافت نظام نامشان جز به احترام مبر جز به تعظیم سویشان منگر همه را اعتقاد نیکو کن دل ز انکارشان به یک سو کن هر خصومت که بودشان با هم به تعصب مزن در آنجا دم بر کس انگشت اعتراض منه دین خود رایگان ز دست مده حکم آن قصه با خدای گذار بندگی کن تو را به حکم چه کار وان خلافی که داشت با حیدر در خلافت صحابی دیگر حق در آنجا به دست حیدر بود جنگ با او خطا و منکر بود آن خلاف از مخالفان مپسند لیکن از طعن و لعن لب دربند گر کسی را خدای لعنت کرد نیست لعن من و تواش در خورد ور به احسان و فضل شد ممتاز لعن ما جز به ما نگردد باز جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » اعتقادنامه » بخش ۲۲ - اشارت به آنکه تکفیر اهل قبله جایز نیست هر که شد ز اهل قبله بر تو پدید که به آورده نبی گروید گرچه صد بدعت و خطا و خلل بینی او را ز روی علم و عمل مکن او را به سرزنش تکفیر مشمارش ز اهل نار و سعیر ور ببینی کسی ز اهل صلاح که رود راه دین صباح و رواح از مناهی شود بکل یک سوی با اوامر نهد بکلی روی کند از فرض ها و نافله ها سوی عقبی روانه قافله ها به یقین اهل جنتش مشمار ایمن از روز آخرش مگذار مگر آن کس که از رسول خدا شد مبشر به جنت المأوی گرچه ده کس بود به آن مشهور اندر آن ده مدارشان محصور زانکه جمعی ز آل پاک سرشت هم بشارت رسیدشان به بهشت جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » اعتقادنامه » بخش ۲۳ - اشارت به عذاب قبر و سؤال منکر و نکیر هر که را زیر خاک شد منزل دو فرشته به صورتی هایل پیشش آیند ز ایزد متعال امتحان را ازو کنند سؤال که خدای تو و نبی تو کیست زان همه دین که بود دین تو چیست گر بگوید جوابشان به صواب برهد از غم عذاب و عقاب فسحت قبر او بیفزایند روزنی در بهشت بگشایند گردد او را عیان چه صبح و چه شام که کجا دارد از بهشت مقام ور نگوید جوابشان در خور آهنین گرزی آیدش بر سر ناله او به وقت گرز خوری بشنود غیر آدمی و پری آدمی و پری اگر شنوند همه از خواب و خور نفور شوند تنگی گورش آنچنان فشرد که دو پهلوی او ز هم گذرد بگشایند روزنی ز سقر که در آن بنگرد به شام و سحر جای خود را ببیند از دوزخ آوخ از حالتی چنین آوخ