[ داب طدامخو ردندو مان که « بار ت بکدیگر هدر و وال بدا نکهچپار اواشیت آندر 9 آدباو لا نکه قصدبکند که بوقتطعام درنزد ناک کش نشود؛ که درخبرست 4 «هر که قصدطعام کسی کند ناخوانده اندر مدن فاسق است» ودر حوردن حرام خواره» اما اگر باتفاق فر از رسد ای دستوری نخجو رد» وا گر گویند بخور- ودا ند که ازدل نم کو ند هم نخورد که نشایده ولیکن تعللی کند و تلطف دست بدارد؛اما اگز قصد کند بخانة دوستی که بروی اعتماد دارده و از دلوی گاه بود» روا باشد » بلکه میان دوستان این سنت است. ورسول. علیهالسلام_وابو بکر وعمر- رضیاللهعنیما-در و بخانه ابوایوب انصاری وابوالهثم ا لته هانشدها ند و طعامخو استه واین اعانتی باشد میز بان را برخبر چون دانند که ویراغب است. ۱ واز بزر گان کس بو ده است کسصد وسصت دورست داشتهاست : هرشبی بخانة ۳ بودی ِ ون دو ده رتیت 5 سی دژست داشته ۳۹ بو ده است که هم دوست داشته هرشب از هفته بخانیکی بودی ؛ 2 ابن دوستان معلوم ایشانبود ندیبجای کسب وضیاع ؛ وایشان سب کسب فراغت عبادت این قوم بودندی » بلکه چون دوستی دینی افتاد» روابود کها گرویدرخانه نباشداز طعام ویخورد . ورسول - علبها لسلام 5 درخانه بربره شد وازطعام وی بخورد در غیبت وی ؛ چه دانست که وی بدین شاد شود . و محمد ی و اس - رحمةالنه علیه ازبزرگان اهل ورعاست »با اصحاب خویش بخانه حسی بصری شدندی - رحمةالنه علیه _ و نحهیافتندی بخوردندی » چون وی بیامدی بدان که ۱ و کروهیدرخانة سفیان ثوری چنان کر دند ) گفت: «اخلاق سافبیاد من دادید » کهایشانچنن کرد زد». دب دوم -ا که ما <صر سش ارد چون دژستی بژبارت ویآ ید و هیچ تکلف نکند» واگر ندارد وام نکند» واگر بیش از آن نبود که ازعبال وی نماند » بگذارد از ! ۱ و کسیامیر اامقمنین علی 5 رضی له عذه را میزبانی کرد گفت ۱ بسه شرط آیم :کهازبازارهیچ نیاری واز آ نجه درخانهاست هیچ بازنگیری ونصیب 1۱ ۱ اه وا اه مج دا وج او وا و و وا و و وا و وخ سا دا هو و وا او و وا ام اه وا و وخ وا هه و و ها و وس با هن وس بش و مخ و و ماخ و و سس و او او و و و و و ها و و و و 6 وا و ود و و و و وا و وا و و و و او و ان و وا دا و و و ها مج و بر و اس و ده و و ده و بو و ها ۵ عبال تمام بابشان بگذار ی» . و اصیل عیاض ۳3 بد که : « مردمان کهاز تی ار بربده شدهاند بتکلف بریده شدهاند» اگرتکلف از میان برخیزد استاحوار" یکدیگر را بتوانند دید» . دوستی با بکیازبزر کان تکلف کرد گفت:(چون تما باشیادین نخوری» ومن تنها باشم هم نخورم » چون گرد یم چرابایداین کلف کرد ؟ با تکلف ازمیانبر کی یا شت مان درباقی کنم ""». وسلمان - رضیاله ع4 8 ما را رسول -علمه اسالام- فرمو ده است که تکلف نکنيم وازما حضر ۳۰ كِِ وصحابه رضو انار #ْ ۳ نان باره وخرمای خشكپیش ز ان بردندی و گفتندی ؛ «نداو نم کدام بزه کارتر است؛ آنکه حقیردارد 1 نراکه حاضر بود وفرا بیش نبارد ۳ نکه چون بیش وی آر ندحقیر دارد و نخورد ؟ » . د بو نس پیغمبر- علیهالسلام - نان پباره وتره که ویکشته بودی بیش مر دمان و ردی و گفتی « 1 نه [ نست که لعنت 1 دهاش خدایتعالیمتکلفانر تکلف کردمی؟ .
[ داب طدامخو ردندو مان که « بار ت بکدیگر هدر و وال بدا نکهچپار اواشیت آندر 9 آدباو لا نکه قصدبکند که بوقتطعام درنزد ناک کش نشود؛ که درخبرست 4 «هر که قصدطعام کسی کند ناخوانده اندر مدن فاسق است» ودر حوردن حرام خواره» اما اگر باتفاق فر از رسد ای دستوری نخجو رد» وا گر گویند بخور- ودا ند که ازدل نم کو ند هم نخورد که نشایده ولیکن تعللی کند و تلطف دست بدارد؛اما اگز قصد کند بخانة دوستی که بروی اعتماد دارده و از دلوی گاه بود» روا باشد » بلکه میان دوستان این سنت است. ورسول. علیهالسلام_وابو بکر وعمر- رضیاللهعنیما-در و بخانه ابوایوب انصاری وابوالهثم ا لته هانشدها ند و طعامخو استه واین اعانتی باشد میز بان را برخبر چون دانند که ویراغب است. ۱ واز بزر گان کس بو ده است کسصد وسصت دورست داشتهاست : هرشبی بخانة ۳ بودی ِ ون دو ده رتیت 5 سی دژست داشته ۳۹ بو ده است که هم دوست داشته هرشب از هفته بخانیکی بودی ؛ 2 ابن دوستان معلوم ایشانبود ندیبجای کسب وضیاع ؛ وایشان سب کسب فراغت عبادت این قوم بودندی » بلکه چون دوستی دینی افتاد» روابود کها گرویدرخانه نباشداز طعام ویخورد . ورسول - علبها لسلام 5 درخانه بربره شد وازطعام وی بخورد در غیبت وی ؛ چه دانست که وی بدین شاد شود . و محمد ی و اس - رحمةالنه علیه ازبزرگان اهل ورعاست »با اصحاب خویش بخانه حسی بصری شدندی - رحمةالنه علیه _ و نحهیافتندی بخوردندی » چون وی بیامدی بدان که ۱ و کروهیدرخانة سفیان ثوری چنان کر دند ) گفت: «اخلاق سافبیاد من دادید » کهایشانچنن کرد زد». دب دوم -ا که ما <صر سش ارد چون دژستی بژبارت ویآ ید و هیچ تکلف نکند» واگر ندارد وام نکند» واگر بیش از آن نبود که ازعبال وی نماند » بگذارد از ! ۱ و کسیامیر اامقمنین علی 5 رضی له عذه را میزبانی کرد گفت ۱ بسه شرط آیم :کهازبازارهیچ نیاری واز آ نجه درخانهاست هیچ بازنگیری ونصیب 1۱ ۱ اه وا اه مج دا وج او وا و و وا و و وا و وخ سا دا هو و وا او و وا ام اه وا و وخ وا هه و و ها و وس با هن وس بش و مخ و و ماخ و و سس و او او و و و و و ها و و و و 6 وا و ود و و و و وا و وا و و و و او و ان و وا دا و و و ها مج و بر و اس و ده و و ده و بو و ها ۵ عبال تمام بابشان بگذار ی» . و اصیل عیاض ۳3 بد که : « مردمان کهاز تی ار بربده شدهاند بتکلف بریده شدهاند» اگرتکلف از میان برخیزد استاحوار" یکدیگر را بتوانند دید» . دوستی با بکیازبزر کان تکلف کرد گفت:(چون تما باشیادین نخوری» ومن تنها باشم هم نخورم » چون گرد یم چرابایداین کلف کرد ؟ با تکلف ازمیانبر کی یا شت مان درباقی کنم ""». وسلمان - رضیاله ع4 8 ما را رسول -علمه اسالام- فرمو ده است که تکلف نکنيم وازما حضر ۳۰ كِِ وصحابه رضو انار #ْ ۳ نان باره وخرمای خشكپیش ز ان بردندی و گفتندی ؛ «نداو نم کدام بزه کارتر است؛ آنکه حقیردارد 1 نراکه حاضر بود وفرا بیش نبارد ۳ نکه چون بیش وی آر ندحقیر دارد و نخورد ؟ » . د بو نس پیغمبر- علیهالسلام - نان پباره وتره که ویکشته بودی بیش مر دمان و ردی و گفتی « 1 نه [ نست که لعنت 1 دهاش خدایتعالیمتکلفانر تکلف کردمی؟ .