و اینهمه حرام است ؛ بلکهاین انصاف درهمه کارها و معاملتبا باخلقواحب است : که ه رکه سخنی بگوید که مثل آن اگر بشنود بکراهیت شنود » فرق کرد میان ستدن و دادن وانین بدانبرهد که بپیچچیز خودر ااز بر ادر خویشفر ابیش ندارد اندرمعاملت» این صعیو دشو از بود » وعظیم یت 4 وبرای انست که حق تعالی و ( و آن منکمالاوار دها کانعلی ر يكحتما مقضیا - هیچ کس نیست الاکه ویرا در دوزخ گذار ست ۰ ) آنکس که اتقو که نز دنکتر بو دزودتر خلاصیاید ؛ و اجب ار ۳ نست کهدر ثر خ کالا هیچ تلبیس نکند ودو شبدهندار د" ی 3 ده انتگ رسول - علر4 لسرالام 7 ازآنکه بیش کارو ان بازشود و نرخج شهر بان دارد و کلا ارزانخرد ؛ وهر که چنان کنده خداو ند کلارا رسد که بیمفسیخ کند ؛ و هی 1 دهاست ازا نکه عریبی الا آر دویشهر ارزانبود » ۳ 3 بد بنزديرك منبمان تامن پساژین بفروشم ؟ ونبی کر فواوت ار نهر دزی کت کشا ناف ری دار کهراست میگوید وبزیادت بخرد» وهر که این باخداو ند کالا راست کردهبود 0 کسیفریفته شود » چونبداند ویرا باشد که فسخ کند » وان عادتست که در بازار کالا در منبزید س بدیند و کسانی کهانديشة خربدارینکنند میافز ایند ؛ و اینحر اماست؛ وهمچنان روانباشد کلا ازسلیمدلی ۹ خر بدن که بای کالا نداند بسارژانفروشد » یا بسلیمدلی فر وختن که گر ان خرد و نداند کهبپا چنداست » هرچند کهفتوی کنیم که ظاهر 1 ایکن چو ن حقیقت کارازدی ننهاندارد بزه کار باشد . یکی ازتابعین در بصره بود» غلامویاز شپهرسوس " نامه نو شت کهامسال ۳ راافتافتاد پیش از نکهمر دمان بدانند ۳ بسیار بخر » وی سیاری تشر بخر بد وبوفت خویش بفروخت » سی هزار دزمسود کر د» بسباخو ی : «الپیباهسلمانان غدر کر دم ۱ و أفتشکر ازایشان لو شرده داشتم ۱ این چنان کیروا بو۵! » انسیهزار فاسقان کسانی که واجبپایدینی رارعایت ۷ راست کردن: تیانی کردن . ساخت وساز کر دن . مزایده م حراح : )( سادهلوح - بی اطلاع . شوش - شوشتر ۰ ت۷۸( اه و وخ ها و و واه و اه ها ها ها وا و مج و ها با هه هه ها اه اد ده اه با و و وم خن ام او او و و و و وا و و وا سا ماو و ماخ ماس و وا و و و و و و و ها سا سم ما سا ماو و و و و و و و و اس ما زو ما سم و او اس دجاو و و و وا او و و و و و وا ها ه و و و و واو و و و و موجه درم ۵ وت و بنز دی بایمشکر ؛ 2 و گفت نت کف چرا ؟
و اینهمه حرام است ؛ بلکهاین انصاف درهمه کارها و معاملتبا باخلقواحب است : که ه رکه سخنی بگوید که مثل آن اگر بشنود بکراهیت شنود » فرق کرد میان ستدن و دادن وانین بدانبرهد که بپیچچیز خودر ااز بر ادر خویشفر ابیش ندارد اندرمعاملت» این صعیو دشو از بود » وعظیم یت 4 وبرای انست که حق تعالی و ( و آن منکمالاوار دها کانعلی ر يكحتما مقضیا - هیچ کس نیست الاکه ویرا در دوزخ گذار ست ۰ ) آنکس که اتقو که نز دنکتر بو دزودتر خلاصیاید ؛ و اجب ار ۳ نست کهدر ثر خ کالا هیچ تلبیس نکند ودو شبدهندار د" ی 3 ده انتگ رسول - علر4 لسرالام 7 ازآنکه بیش کارو ان بازشود و نرخج شهر بان دارد و کلا ارزانخرد ؛ وهر که چنان کنده خداو ند کلارا رسد که بیمفسیخ کند ؛ و هی 1 دهاست ازا نکه عریبی الا آر دویشهر ارزانبود » ۳ 3 بد بنزديرك منبمان تامن پساژین بفروشم ؟ ونبی کر فواوت ار نهر دزی کت کشا ناف ری دار کهراست میگوید وبزیادت بخرد» وهر که این باخداو ند کالا راست کردهبود 0 کسیفریفته شود » چونبداند ویرا باشد که فسخ کند » وان عادتست که در بازار کالا در منبزید س بدیند و کسانی کهانديشة خربدارینکنند میافز ایند ؛ و اینحر اماست؛ وهمچنان روانباشد کلا ازسلیمدلی ۹ خر بدن که بای کالا نداند بسارژانفروشد » یا بسلیمدلی فر وختن که گر ان خرد و نداند کهبپا چنداست » هرچند کهفتوی کنیم که ظاهر 1 ایکن چو ن حقیقت کارازدی ننهاندارد بزه کار باشد . یکی ازتابعین در بصره بود» غلامویاز شپهرسوس " نامه نو شت کهامسال ۳ راافتافتاد پیش از نکهمر دمان بدانند ۳ بسیار بخر » وی سیاری تشر بخر بد وبوفت خویش بفروخت » سی هزار دزمسود کر د» بسباخو ی : «الپیباهسلمانان غدر کر دم ۱ و أفتشکر ازایشان لو شرده داشتم ۱ این چنان کیروا بو۵! » انسیهزار فاسقان کسانی که واجبپایدینی رارعایت ۷ راست کردن: تیانی کردن . ساخت وساز کر دن . مزایده م حراح : )( سادهلوح - بی اطلاع . شوش - شوشتر ۰ ت۷۸( اه و وخ ها و و واه و اه ها ها ها وا و مج و ها با هه هه ها اه اد ده اه با و و وم خن ام او او و و و و وا و و وا سا ماو و ماخ ماس و وا و و و و و و و ها سا سم ما سا ماو و و و و و و و و اس ما زو ما سم و او اس دجاو و و و وا او و و و و و وا ها ه و و و و واو و و و و موجه درم ۵ وت و بنز دی بایمشکر ؛ 2 و گفت نت کف چرا ؟