ابواسماعيل عبداللّه بن محمد الانصاری الهروی قڈس الله تعالی روحه آن را در مجالس صحبت و مجامع تذکیر و موعظت املا میفرموده اند و سخنان دیگر بعضی از فشایخی که دران کتاب مذکور نشده و بعضی از اذواق و مواجيد خود بر آن میافزودهء و یکی از محبان و مریدان آن را جمع میکرده و در قید کتابت میآورده. و الجق ان كتابن 'اشست لطف و مجموعهای است شریف مشتمل بر حقایق معارف صوفیه و دقایق لطایيف این طايفة عليه اما چون به زبان هروی قدیم که در ان عهد معهود بوده وقوع یافته و به تصحیف و تحریف نویسندگان په جایی رسیده که در بسیاری از مواضع فهم مقصود به سهولت دست نمیدهد, و ایضاً مقتصر است بر ذکر بعض متقڈمان, و از ذکر بعضی دیگر و از ذکر حضرت شیخ الاسلام و معاصران وی و متأخران ازوی خالي است, بارها در خاطر این فقیر میگشت که به قدر وسع و طاقت در تحریر و تقریر آن کوشش نماید. آنچه معلوم شود به عبارتی که متعارف روزگار است در بیان آرد, و آن را که مفهوم نشود در حجاب ستر و کتمان بگذارد, و از ز کتب معتبرهدیگر سخنان چیده و معارف سنجیده اضافة آن کرده بر لوح تبیان نگارد. و شرح احوال و مقامات و معارف و کرامات 9 تاریخ ولادت و وفات جماعتی که در آن کتاب مذکور نشده با ن منضم گرداند. اما به واسطة وفور علایق و هجوم عوایق میسر نمیشد. تا ان که در تاریخ سنۀ احدی و ثمانین و ثمانه مائه محبٌ درویشان و معتقد معتَقّد ایشان, آن از همه, شغل سیر و بر فقر دلیر, افير نظام الذتن على شر اع و الك الى م وله و وة لسلوك طوبق ,وضولة كه به طوع :و افقار از أاعلى رانب جام و اغتار اعراض وده و به قدم تسلیم و رضا بر سلوک جاڈۀ فقر و فنا اقبال فرموده, از این فقیر مثل آن وزی که انر دل. کدشه بود و دز خاطر فتمکن کضته: استدعا كرد داعية قديم E E لاجرم به صدق و خلوص طویت در امضای ان نیت و استقصای ان امنیت شروع افتاد. J از مکارم اخلاق و مراسم اشفاق مطالعه کنندگان آن که چون ایشان را از یمن انفاس طيبة اولياء الله و فيض ارواح مقدذسة ایشان وقت خوش گردد. E ان حم و بالف را که مه جت امال بر جات تفاظن شان که ار حطان 16 قدس رسیده» و بر مشام جان مشتاقان محاضر انس وزیده» مسمی میگردد به نفحات الانس من حضراتٍ القدس از گوشة خاطر فرو نگذارند و به دعای خير ياد آرند. و التّكلان في جميع الأحّوال على المُهَيمن المُتعال. تمهيد فى القول فى الولاية و الولئ ولات شتی انت از وای که فرت اعت و ان تز دو فنك اشت: ولايت عامّه وولإایت خاظه. ولایت عامه مشټرک است ميان همة مؤمنان, قال الله تعالى: «اللّة ولِىٌ الذين افوا نكر خم فن الظلمات. الى. الور (257/بقزه )دو ولات خاظه :فخضصوص-اشت به واصلان از ارباب سلوک, و هی عبار عَنْ قفَناءِ العَبْدٍ فى الحقٌ و بقائه به. قالولئٌ هُو الفانی فهو الباقی همو فنا ارت ایت ار هات سير الى اللدر و مقا عارت است از بدایت سیر فی اللّه. ی ا ا صدق یکبارگی قطع کند. اشر کی االله اناه مخفو شود که دو را هد رای وجودی ارزانی دارد. تا بدان در عالم اتصاف به ا چجۆزخانى گوبذ a »الول هو إالفانى من حالِه الباقى فى مُشاهَدة الحو لمكن ل عن تسه اجار ولامع ر الله كران ولن أن وة كه فائى بود ار جال خود و باقی بود به مشاهدۀ حق. ممکن نباشد مر او را که از خود خبر دهد و با جز خداوند بیارامد.
ابواسماعيل عبداللّه بن محمد الانصاری الهروی قڈس الله تعالی روحه آن را در مجالس صحبت و مجامع تذکیر و موعظت املا میفرموده اند و سخنان دیگر بعضی از فشایخی که دران کتاب مذکور نشده و بعضی از اذواق و مواجيد خود بر آن میافزودهء و یکی از محبان و مریدان آن را جمع میکرده و در قید کتابت میآورده. و الجق ان كتابن 'اشست لطف و مجموعهای است شریف مشتمل بر حقایق معارف صوفیه و دقایق لطایيف این طايفة عليه اما چون به زبان هروی قدیم که در ان عهد معهود بوده وقوع یافته و به تصحیف و تحریف نویسندگان په جایی رسیده که در بسیاری از مواضع فهم مقصود به سهولت دست نمیدهد, و ایضاً مقتصر است بر ذکر بعض متقڈمان, و از ذکر بعضی دیگر و از ذکر حضرت شیخ الاسلام و معاصران وی و متأخران ازوی خالي است, بارها در خاطر این فقیر میگشت که به قدر وسع و طاقت در تحریر و تقریر آن کوشش نماید. آنچه معلوم شود به عبارتی که متعارف روزگار است در بیان آرد, و آن را که مفهوم نشود در حجاب ستر و کتمان بگذارد, و از ز کتب معتبرهدیگر سخنان چیده و معارف سنجیده اضافة آن کرده بر لوح تبیان نگارد. و شرح احوال و مقامات و معارف و کرامات 9 تاریخ ولادت و وفات جماعتی که در آن کتاب مذکور نشده با ن منضم گرداند. اما به واسطة وفور علایق و هجوم عوایق میسر نمیشد. تا ان که در تاریخ سنۀ احدی و ثمانین و ثمانه مائه محبٌ درویشان و معتقد معتَقّد ایشان, آن از همه, شغل سیر و بر فقر دلیر, افير نظام الذتن على شر اع و الك الى م وله و وة لسلوك طوبق ,وضولة كه به طوع :و افقار از أاعلى رانب جام و اغتار اعراض وده و به قدم تسلیم و رضا بر سلوک جاڈۀ فقر و فنا اقبال فرموده, از این فقیر مثل آن وزی که انر دل. کدشه بود و دز خاطر فتمکن کضته: استدعا كرد داعية قديم E E لاجرم به صدق و خلوص طویت در امضای ان نیت و استقصای ان امنیت شروع افتاد. J از مکارم اخلاق و مراسم اشفاق مطالعه کنندگان آن که چون ایشان را از یمن انفاس طيبة اولياء الله و فيض ارواح مقدذسة ایشان وقت خوش گردد. E ان حم و بالف را که مه جت امال بر جات تفاظن شان که ار حطان 16 قدس رسیده» و بر مشام جان مشتاقان محاضر انس وزیده» مسمی میگردد به نفحات الانس من حضراتٍ القدس از گوشة خاطر فرو نگذارند و به دعای خير ياد آرند. و التّكلان في جميع الأحّوال على المُهَيمن المُتعال. تمهيد فى القول فى الولاية و الولئ ولات شتی انت از وای که فرت اعت و ان تز دو فنك اشت: ولايت عامّه وولإایت خاظه. ولایت عامه مشټرک است ميان همة مؤمنان, قال الله تعالى: «اللّة ولِىٌ الذين افوا نكر خم فن الظلمات. الى. الور (257/بقزه )دو ولات خاظه :فخضصوص-اشت به واصلان از ارباب سلوک, و هی عبار عَنْ قفَناءِ العَبْدٍ فى الحقٌ و بقائه به. قالولئٌ هُو الفانی فهو الباقی همو فنا ارت ایت ار هات سير الى اللدر و مقا عارت است از بدایت سیر فی اللّه. ی ا ا صدق یکبارگی قطع کند. اشر کی االله اناه مخفو شود که دو را هد رای وجودی ارزانی دارد. تا بدان در عالم اتصاف به ا چجۆزخانى گوبذ a »الول هو إالفانى من حالِه الباقى فى مُشاهَدة الحو لمكن ل عن تسه اجار ولامع ر الله كران ولن أن وة كه فائى بود ار جال خود و باقی بود به مشاهدۀ حق. ممکن نباشد مر او را که از خود خبر دهد و با جز خداوند بیارامد.