و من حساب میکنم پانصد شزار دشار را آملاک وقف کردوام بر ضوفه ای که بر طرف ها ماشی» و هم وی فرموده که: «حق تعالی این زمین و مزارع به حکمت افریده و میخواهد که تقفو اشد و انف هة جل رسد و اکر لی نداد کو او ارت اک رای اندو دخل کنند. نه به وجه اسراف چه ثواب است هرگز ترک عمارت نکنند و اگر بدانند که ازترک عمارت و گذاشتن زمین را معطل چه گناه حاصل میشود. هرگز نگذارند که امات اف کرات شود چ کس که می دا کار ان هرال و ان میا ال 268 میتواند کرد. اگر به تقصیر و اهمال نهصد من حاصل کند و به سبب او آن صد من از حلق خلق دور افتد. به قدر آن ازوی بازخواست خواهند کرد و اگر کسی را حالی هست که به دنیا و عمارت آن نمیپردازد خوش وقت او و اگر چنانچه از کاهلی ترک E O O هنچ کمن کمتن از آدقی سار سحت اخروا وفوا و هم وی فرموده که: #فمکن ست که کسی نه مرنة ولایت رسد الا که خو الین پردهای بر سر او بپوشد و او را از چشم خلق پنهان دارد. ونی آولنائی تحت قبابی این است و این قباب صفات بشریت است نه پردهای است از کرباس و غیره و صفات آن است که در او یه ظاهر کدرا شری را ار او در چشم مردم به غیت فرا تماید :و معنی لایَعّرفهُم غیری آن است که تا به نور ارادت باطن کسی را منور نکند آن ولی را کات من انیو ووا فقا که ا د ے ان کن »> و هم وی فرموده که: ریا فی که یه کار واد یی ا د که طا ادراق ایشان راه نباشد, که یک بیکار صد مرد در کار را از کار اردارد» دا ااا وه ول ت فال ا و هم وی فرموده که: «میباید که درویشان جهد نمایند 5 در وقت لقمه خوردن نیک حاضر باشند, که تخم اعمال در زمین قالب انسانی لقمه است. چون به غفلت تخم E E فرموده که: «حکیم ترمذی و جماعتی از مغاربه گڳفتهاند که: بَدايَةٌ الأولياء نهاتةٌ الا لییاء. روزی در بغداد در خدمت شیخ بودیم قڈس الله سژه فرمود که: آن جماغتی که کقه اند که بَدايَةٌ الا ياء نهايَةُ الأنڀباءِ آن را عذری هست و ایشان ا ان سخن اين خوایستهاند که: بَدايَة الأولياء نِهايَةٌ الأثيياء في الشريعَة وَنَهايَةٌ الأولِياء بَداية الأنيياء في الطريقة ة. زیرا که چون کمال شریعت در آخر کار نبی تمام شد که: أَليَوْمَ أكمَلْتْ لَك ديتكم(3/مائده) و ولی تا شریعت را به کمال فرا نگیرد قدم در ولایت نتواند نهاد» پس آنچه نبی را در شرایع به انتهای کار باشد ولی را به ابتدا باشد. زیرا که اگر کسی بدان احکام که در مکه نازل شد, سلوک کند و به احکامی که در آخر عمر در مدینه نازل شد التفات ننماید هرگز به ولایت نرسد. بلکه اگر انکا ر کند کافر گردد. پس ابتدای ولایت آن است که همه شرایع را بکمال قبول کند و متابعت نماید. اما در E E معراجی که جسم نبی را بوده حاصل نشود و محال بود که شود؛ پس چون در انتهای ولایت روح ولی مشابهت مییابد به جسم نبی در طریقت نِهابَةٌ الأولياء بَدايَةٌ الأثبياء باشد. » و هم وی فرموده: «انبیا عليهم السلام از انشای گناه چامداً معصوم اند و اوليا از خوار داشت گناه محفوظ و از مصطفی صلی اللّه عليه و سلّم مروی است: إن تعفر اللهُم E وَأىّ لک لاالفا؟ و نزدیک اين نیچارو شیچ گناھئ یڈتن از آن نیت که دو خود را :مقضر و جره نداند.
و من حساب میکنم پانصد شزار دشار را آملاک وقف کردوام بر ضوفه ای که بر طرف ها ماشی» و هم وی فرموده که: «حق تعالی این زمین و مزارع به حکمت افریده و میخواهد که تقفو اشد و انف هة جل رسد و اکر لی نداد کو او ارت اک رای اندو دخل کنند. نه به وجه اسراف چه ثواب است هرگز ترک عمارت نکنند و اگر بدانند که ازترک عمارت و گذاشتن زمین را معطل چه گناه حاصل میشود. هرگز نگذارند که امات اف کرات شود چ کس که می دا کار ان هرال و ان میا ال 268 میتواند کرد. اگر به تقصیر و اهمال نهصد من حاصل کند و به سبب او آن صد من از حلق خلق دور افتد. به قدر آن ازوی بازخواست خواهند کرد و اگر کسی را حالی هست که به دنیا و عمارت آن نمیپردازد خوش وقت او و اگر چنانچه از کاهلی ترک E O O هنچ کمن کمتن از آدقی سار سحت اخروا وفوا و هم وی فرموده که: #فمکن ست که کسی نه مرنة ولایت رسد الا که خو الین پردهای بر سر او بپوشد و او را از چشم خلق پنهان دارد. ونی آولنائی تحت قبابی این است و این قباب صفات بشریت است نه پردهای است از کرباس و غیره و صفات آن است که در او یه ظاهر کدرا شری را ار او در چشم مردم به غیت فرا تماید :و معنی لایَعّرفهُم غیری آن است که تا به نور ارادت باطن کسی را منور نکند آن ولی را کات من انیو ووا فقا که ا د ے ان کن »> و هم وی فرموده که: ریا فی که یه کار واد یی ا د که طا ادراق ایشان راه نباشد, که یک بیکار صد مرد در کار را از کار اردارد» دا ااا وه ول ت فال ا و هم وی فرموده که: «میباید که درویشان جهد نمایند 5 در وقت لقمه خوردن نیک حاضر باشند, که تخم اعمال در زمین قالب انسانی لقمه است. چون به غفلت تخم E E فرموده که: «حکیم ترمذی و جماعتی از مغاربه گڳفتهاند که: بَدايَةٌ الأولياء نهاتةٌ الا لییاء. روزی در بغداد در خدمت شیخ بودیم قڈس الله سژه فرمود که: آن جماغتی که کقه اند که بَدايَةٌ الا ياء نهايَةُ الأنڀباءِ آن را عذری هست و ایشان ا ان سخن اين خوایستهاند که: بَدايَة الأولياء نِهايَةٌ الأثيياء في الشريعَة وَنَهايَةٌ الأولِياء بَداية الأنيياء في الطريقة ة. زیرا که چون کمال شریعت در آخر کار نبی تمام شد که: أَليَوْمَ أكمَلْتْ لَك ديتكم(3/مائده) و ولی تا شریعت را به کمال فرا نگیرد قدم در ولایت نتواند نهاد» پس آنچه نبی را در شرایع به انتهای کار باشد ولی را به ابتدا باشد. زیرا که اگر کسی بدان احکام که در مکه نازل شد, سلوک کند و به احکامی که در آخر عمر در مدینه نازل شد التفات ننماید هرگز به ولایت نرسد. بلکه اگر انکا ر کند کافر گردد. پس ابتدای ولایت آن است که همه شرایع را بکمال قبول کند و متابعت نماید. اما در E E معراجی که جسم نبی را بوده حاصل نشود و محال بود که شود؛ پس چون در انتهای ولایت روح ولی مشابهت مییابد به جسم نبی در طریقت نِهابَةٌ الأولياء بَدايَةٌ الأثبياء باشد. » و هم وی فرموده: «انبیا عليهم السلام از انشای گناه چامداً معصوم اند و اوليا از خوار داشت گناه محفوظ و از مصطفی صلی اللّه عليه و سلّم مروی است: إن تعفر اللهُم E وَأىّ لک لاالفا؟ و نزدیک اين نیچارو شیچ گناھئ یڈتن از آن نیت که دو خود را :مقضر و جره نداند.