ودرحسر ست که هر که زنیر برای حمال یامال بخواهد ازهر دو محروم بماند؛ وچون برای دین خواهد مقصود مال وحمال خود حاصل آید . صفت خلق نیکوست: که زن بدخوی ناسپاس بود وسلیطه "۳" بود دطلب محال دوم ۱ کند ؛ وعیش با وی متغصبودوسیب فساد دین بود . ْ صفتی حمالست ی :> که سددت الفت ان باشد 4 2در ای اعت ناه دیدار بش از نکاح سدت اش 3 - علیهالسلام ۳ در چشم رنان انصار جبز ست ی ی که دلاز ۱ آننفرت گیرد:هر که یشان نک مخواهدکر دول انیت ص و گفتهانی ) « هرنکاحی که بیشاز دردار بود » آخر آن اندوهویشیمانی بود ٩ ۰ ۱ و آنکه رسول 3 علمه! اسلام کته است که زنانرابدین بایدخو است ۳ بحمال هعنی أ نست کهبمجرد جمالنباید خواستبیدیانت ومعنی آننیست که جمالنیز نگاه تیاندداشت اماا گر کسی رامقصود از نکاح فرزندبود بمحرد » وسنتحمال نگاهندارد اینبابی باشداززهد : ا<مد نی حنیل زنبيك چشمر ااختیار کرد برخواهروی که پاجمال بود) سب ۱ نکه گفتند که این یت چشم عاقلترست ۱ ۱ نکه کابین سيك باشد . رسول 3 - علیه لسلام 0 : ۵ : "بپترین رنان 1 نانند که بکابنسكتر باشندو بروی و بر . و 6 یین گر ان کر دنمکر وه ری چپارم , جو, یش را مت وت نداده ۱ ات : رسول علیهااسلام - بعضی ازنکاحها بدهءدرم کر ده است »وفرزندان ۷ خانهبه ازر _ نز آید (0 سط مد تب داد مقر "-+- « ات تا وا اج و و و و ت و جاو و و و وا و او واه وا دا وا او داد وا ود زا و وان او و و دا و و و و و وا و و وا و و او وا و دا او و ود ده و وا و و و او و و و هس و ماو وخ و و و و دم و و و و و و و و مر هو و و و و و اج ها او ووبي ۱ #- دوسیزه نود که بالفت نزديكتر بو د 6 ۱ نکه شوی درده ۳ ِ ۱ » ده نیمه وا بود که دلوی بدانسشین ند حا ار ح_ رضیالعنه تب دنی ۳ خواستهبود تّبه ۳" رسول علیهالسلام -گفت چرا بکر نخواستی تاویباتو بازی کردی وتو باوی . ۱ صرفيي ۱ نک از سیی محر ۲ باشد 5 ار سب دبدن ر صاللاح باشد + که بیاصل ۲ ادب نا یافته بود ؛ و اخلاق ناسندیده دارد , و باشد که آن خلقبفرزند ه۵ ۱ ۱ صویی انکه ازخویشاو ندان ۲ نز ديلك نبود : : درخیر است که رز ند ازانضعف بش ۱ ۲ سیت 0 ناشت و 4 سهو اهر سح جو شاو رل طعیف ار بو ۵ . اینست مد خودر بز نیدهد ؛ برویواحب بود کهمصلحت ویر نکامدارد و کسیاختیا ار کند که شاسته باشد؛ واز مردبدخوورشتوعاجز از نفقهحذر کند اوچون و تباشد نکاح رو ا نبود » و بفاسقدادن روانبود : ورسول گفت. - علیهالسلم تِ هر که فررند خویش باسقدهد ِ ر<م وی قطم گردد» 1 و گنت ۳ این نکاح بند کی 9 بدتا فرزندخود رابندة که میگردانید ». دا ب سیم در[ دب زند کانی کردن از نان از او ل تکاح ۳ سقر بدانکه چون معلو مش که نکاحاصلیاست ازاصول دین » باید که ادابدیندر وینگاه دارد 71 نورق نباشدهیاننکاح آدمیانو ۳ سنوران »سدر دوازده کار . ادب نگاه بایدداشت: ۱ [دب و لیمهاست 4 واین سنتیموٌ کدست ۲ رسول ح علمه لسلام عبد الر حمیعوف راگفت ۹ چوننکاح کر دهبود.
ودرحسر ست که هر که زنیر برای حمال یامال بخواهد ازهر دو محروم بماند؛ وچون برای دین خواهد مقصود مال وحمال خود حاصل آید . صفت خلق نیکوست: که زن بدخوی ناسپاس بود وسلیطه "۳" بود دطلب محال دوم ۱ کند ؛ وعیش با وی متغصبودوسیب فساد دین بود . ْ صفتی حمالست ی :> که سددت الفت ان باشد 4 2در ای اعت ناه دیدار بش از نکاح سدت اش 3 - علیهالسلام ۳ در چشم رنان انصار جبز ست ی ی که دلاز ۱ آننفرت گیرد:هر که یشان نک مخواهدکر دول انیت ص و گفتهانی ) « هرنکاحی که بیشاز دردار بود » آخر آن اندوهویشیمانی بود ٩ ۰ ۱ و آنکه رسول 3 علمه! اسلام کته است که زنانرابدین بایدخو است ۳ بحمال هعنی أ نست کهبمجرد جمالنباید خواستبیدیانت ومعنی آننیست که جمالنیز نگاه تیاندداشت اماا گر کسی رامقصود از نکاح فرزندبود بمحرد » وسنتحمال نگاهندارد اینبابی باشداززهد : ا<مد نی حنیل زنبيك چشمر ااختیار کرد برخواهروی که پاجمال بود) سب ۱ نکه گفتند که این یت چشم عاقلترست ۱ ۱ نکه کابین سيك باشد . رسول 3 - علیه لسلام 0 : ۵ : "بپترین رنان 1 نانند که بکابنسكتر باشندو بروی و بر . و 6 یین گر ان کر دنمکر وه ری چپارم , جو, یش را مت وت نداده ۱ ات : رسول علیهااسلام - بعضی ازنکاحها بدهءدرم کر ده است »وفرزندان ۷ خانهبه ازر _ نز آید (0 سط مد تب داد مقر "-+- « ات تا وا اج و و و و ت و جاو و و و وا و او واه وا دا وا او داد وا ود زا و وان او و و دا و و و و و وا و و وا و و او وا و دا او و ود ده و وا و و و او و و و هس و ماو وخ و و و و دم و و و و و و و و مر هو و و و و و اج ها او ووبي ۱ #- دوسیزه نود که بالفت نزديكتر بو د 6 ۱ نکه شوی درده ۳ ِ ۱ » ده نیمه وا بود که دلوی بدانسشین ند حا ار ح_ رضیالعنه تب دنی ۳ خواستهبود تّبه ۳" رسول علیهالسلام -گفت چرا بکر نخواستی تاویباتو بازی کردی وتو باوی . ۱ صرفيي ۱ نک از سیی محر ۲ باشد 5 ار سب دبدن ر صاللاح باشد + که بیاصل ۲ ادب نا یافته بود ؛ و اخلاق ناسندیده دارد , و باشد که آن خلقبفرزند ه۵ ۱ ۱ صویی انکه ازخویشاو ندان ۲ نز ديلك نبود : : درخیر است که رز ند ازانضعف بش ۱ ۲ سیت 0 ناشت و 4 سهو اهر سح جو شاو رل طعیف ار بو ۵ . اینست مد خودر بز نیدهد ؛ برویواحب بود کهمصلحت ویر نکامدارد و کسیاختیا ار کند که شاسته باشد؛ واز مردبدخوورشتوعاجز از نفقهحذر کند اوچون و تباشد نکاح رو ا نبود » و بفاسقدادن روانبود : ورسول گفت. - علیهالسلم تِ هر که فررند خویش باسقدهد ِ ر<م وی قطم گردد» 1 و گنت ۳ این نکاح بند کی 9 بدتا فرزندخود رابندة که میگردانید ». دا ب سیم در[ دب زند کانی کردن از نان از او ل تکاح ۳ سقر بدانکه چون معلو مش که نکاحاصلیاست ازاصول دین » باید که ادابدیندر وینگاه دارد 71 نورق نباشدهیاننکاح آدمیانو ۳ سنوران »سدر دوازده کار . ادب نگاه بایدداشت: ۱ [دب و لیمهاست 4 واین سنتیموٌ کدست ۲ رسول ح علمه لسلام عبد الر حمیعوف راگفت ۹ چوننکاح کر دهبود.