ومعاد همی گو بد کهرسول -علیه السلم- گفت که: حقعز ژجلهفت فرشتهبیش از آفریدن آسمانها بیافریدپس از آن آسمانیا پیافریدوهریکی را کردهو کلبر ۳ ودر بانی آن آسمان بویداد» چونفر شتگانزمین که کر دار خلق نویسندو آ نانحفظه " اندعملبنده که از بامدادتاشب کر ده باشد رفع کنند تا آ سماناول برند و برطاعت ویثناه بسیار گو بندو چندانعبادت کر دهباشد که نورویچوننور آفتاب بود » آنفرشته که مو کل بود نز اتیتان اول گویداین طاعت برید و بر روی وی باز زنید کهمن نگاهبان اهل عیبتم مراحق تعالی فرمودهاست کههر که غیبت کندمگذار کهعملو ی بر نو بگذر د» سعمل دیگر ی ر فم کنند کهغیبت نکر دهباشدنا با سماندوم آنفر رت ۳ بد ببرید وبر روی ویباز زنید که این بر آیدنبا ۳ ده استواندر محالس شرنك ما نباز )۲( یمنی تابر جای خود سته و مندمدشد ۳( تگاهبانان ۱ تا ۵۷ ها ها ها و و و و ۵ ۱ اس سم مد ها هو و و و و و ۵ 8 او او سس و و وخ و اجه و اس و مب وا ما با اه نم مس اه و ور هه و ماخ و و و و وا او ی ما یی همم ض ام عقوم مق مس تک مه خططم و تکام تام سوم هت برمردمان فخر کرده ات وخ اف فرح ان کهعملویرا منم کنم؟ بسعمل دیگریرفم ۱ کنند که ندرویصدقه باشد وروزهو نماز» وحفظه ۶ب بمانده باشنداز نوروی » و ۳ ن بایان سیومرسدان فرشته ید کمن مو کلمبر » که من عملمتکه رانر منع ووی برمردمانتکیر کر دیبسعملدیگر عرفم کنند تاباسمان چپارم» آن فر ۳ بدا کهمنمو کلعجبمو عملدیبیعجب نبودی» نگذار کهعملو یادمن در گذر د» پسعمل دیگر ی ر فم کنند و آنعمل چونعءر وسی بو د که بشوهر تسلیم خو اهند کرد ۱ زایتما پنجم بر ند آنفرشته گوید که آ نعملبررویوی باززنیده بر گر دن وینهید که منموکل حسدمهر ٩4در عامو عمل ,در تَ یرسبدیاور احسد کر دی» پس عمل د ت9۳ یر فعکنند ۱ وهیج منع و و باسمانششم , ان ه رنه و بد ک۸ا: ن عملسر بدو برروی وی بازز ثبد کهویبر هیهکس 1 ونر ۱ بالابیر ز نع< جیرسیدیرحمت نکر دی بلکهشادی کردی» دمن ور 3 رحمتام هر ۱ قرمو دهاند تا عمل ۳۹ منم کنم 4 وی ی ر فع کنند که نوروی چون نور فتاب بود وبا نك آن در آسما نبا افتاده باشد و هیحکس منم نتواند کرد » چونبآًسمان هفتم رسد آنفرشتهگوید این عمل بر روی وی باز زنیدکه وی بدینعمل خدایر تخواست بلکهمقصود وی حشمت بودنزديك علما » و نام وبانك بود اندرشرها ؛ وهرچه چنین بود ریا باشد وخدای تعالی عمل مرایی نیذیرد » پسعمل دیگری 9 واز آسمان هم م بر گذرانند واندر وی هم4 4 خلق ب؟ و بود و ذکر و تسبیحژهمه و رشتگان اسان ک اهی دهند که اینعملبا کت و باخلاص اشت بحق ۱ تعال ی گوید شمانگاه بان عملید و من: دل » دکاین عمل نهبرای م ن کرده است واندر دل ثت دیگر داشت . لعنت من ۰ که خدا: م بروی باد » فرشتگان همه لعت . ۳ 0 و لعنت نو ولعنت ما بروی باد؛ و ۱ آسمانهاگویند لعنت ما بروی بدهفت ۱ آسمان وهرچه اندرهفت آسمان است بروی لعنتکنند . وامثال این اندر ربا سیار سر ۱ مشفه است ۲ 7 ۱ آبار ؛ عمر- رضی هه مردیرا دید سردرییش ش آأفکنده رد ۷۳9 باژ سااه گفت ای خداو گر دن کذ راست از ك . که خشو ع ندر دل بود نهآ ندر گر دن.
ومعاد همی گو بد کهرسول -علیه السلم- گفت که: حقعز ژجلهفت فرشتهبیش از آفریدن آسمانها بیافریدپس از آن آسمانیا پیافریدوهریکی را کردهو کلبر ۳ ودر بانی آن آسمان بویداد» چونفر شتگانزمین که کر دار خلق نویسندو آ نانحفظه " اندعملبنده که از بامدادتاشب کر ده باشد رفع کنند تا آ سماناول برند و برطاعت ویثناه بسیار گو بندو چندانعبادت کر دهباشد که نورویچوننور آفتاب بود » آنفرشته که مو کل بود نز اتیتان اول گویداین طاعت برید و بر روی وی باز زنید کهمن نگاهبان اهل عیبتم مراحق تعالی فرمودهاست کههر که غیبت کندمگذار کهعملو ی بر نو بگذر د» سعمل دیگر ی ر فم کنند کهغیبت نکر دهباشدنا با سماندوم آنفر رت ۳ بد ببرید وبر روی ویباز زنید که این بر آیدنبا ۳ ده استواندر محالس شرنك ما نباز )۲( یمنی تابر جای خود سته و مندمدشد ۳( تگاهبانان ۱ تا ۵۷ ها ها ها و و و و ۵ ۱ اس سم مد ها هو و و و و و ۵ 8 او او سس و و وخ و اجه و اس و مب وا ما با اه نم مس اه و ور هه و ماخ و و و و وا او ی ما یی همم ض ام عقوم مق مس تک مه خططم و تکام تام سوم هت برمردمان فخر کرده ات وخ اف فرح ان کهعملویرا منم کنم؟ بسعمل دیگریرفم ۱ کنند که ندرویصدقه باشد وروزهو نماز» وحفظه ۶ب بمانده باشنداز نوروی » و ۳ ن بایان سیومرسدان فرشته ید کمن مو کلمبر » که من عملمتکه رانر منع ووی برمردمانتکیر کر دیبسعملدیگر عرفم کنند تاباسمان چپارم» آن فر ۳ بدا کهمنمو کلعجبمو عملدیبیعجب نبودی» نگذار کهعملو یادمن در گذر د» پسعمل دیگر ی ر فم کنند و آنعمل چونعءر وسی بو د که بشوهر تسلیم خو اهند کرد ۱ زایتما پنجم بر ند آنفرشته گوید که آ نعملبررویوی باززنیده بر گر دن وینهید که منموکل حسدمهر ٩4در عامو عمل ,در تَ یرسبدیاور احسد کر دی» پس عمل د ت9۳ یر فعکنند ۱ وهیج منع و و باسمانششم , ان ه رنه و بد ک۸ا: ن عملسر بدو برروی وی بازز ثبد کهویبر هیهکس 1 ونر ۱ بالابیر ز نع< جیرسیدیرحمت نکر دی بلکهشادی کردی» دمن ور 3 رحمتام هر ۱ قرمو دهاند تا عمل ۳۹ منم کنم 4 وی ی ر فع کنند که نوروی چون نور فتاب بود وبا نك آن در آسما نبا افتاده باشد و هیحکس منم نتواند کرد » چونبآًسمان هفتم رسد آنفرشتهگوید این عمل بر روی وی باز زنیدکه وی بدینعمل خدایر تخواست بلکهمقصود وی حشمت بودنزديك علما » و نام وبانك بود اندرشرها ؛ وهرچه چنین بود ریا باشد وخدای تعالی عمل مرایی نیذیرد » پسعمل دیگری 9 واز آسمان هم م بر گذرانند واندر وی هم4 4 خلق ب؟ و بود و ذکر و تسبیحژهمه و رشتگان اسان ک اهی دهند که اینعملبا کت و باخلاص اشت بحق ۱ تعال ی گوید شمانگاه بان عملید و من: دل » دکاین عمل نهبرای م ن کرده است واندر دل ثت دیگر داشت . لعنت من ۰ که خدا: م بروی باد » فرشتگان همه لعت . ۳ 0 و لعنت نو ولعنت ما بروی باد؛ و ۱ آسمانهاگویند لعنت ما بروی بدهفت ۱ آسمان وهرچه اندرهفت آسمان است بروی لعنتکنند . وامثال این اندر ربا سیار سر ۱ مشفه است ۲ 7 ۱ آبار ؛ عمر- رضی هه مردیرا دید سردرییش ش آأفکنده رد ۷۳9 باژ سااه گفت ای خداو گر دن کذ راست از ك . که خشو ع ندر دل بود نهآ ندر گر دن.