Qur'an&Sunnahالقرآن

Gazâlî — Kimyâ-yı Saâdet (Farsça asıl)

Ebû Hâmid Muhammed el-Gazâlî · FA

Orijinal Metin (FA)

و فرضه وی هه تاه شوبد »‏ ۳ ره اصل موبا رساند ؛ و نیت رفم جنایت کند . و اما سنت آنست که : اول بسم له بگوید ,وسه بار دست بشوید ) وهرحاکه از نن‌وی نحس بود بالگ بشوید »و آنگاه وضو - چنانکه گفتم ناهمه ستتها بکند ۱ و بای شُستن 1 تااز عسل فارغ‌شود » +س ۳1 سه بار ۳ جانب راست ریزد وسه بار برجانب چپ وسه‌بار برسر ؛ وهرجا که دست‌بوی رسدبه ۱ مالد - بدست وحایپا که‌بر هم نشسته باشد» جرد تا ان بویر سد -کها بن‌فر بضه باشد ودست‌از عورت ۱ دارد . بدانکه هر ۶س که 9 باار ن مقدار بیش نداردحکه وی بارفیقان بخورد» یابرراه ددباشد یاکس ی که ازوی بیم بود » با آب ملك‌دیگری بودوبوی نفروشد الابه زیادت قیمت وی »باجر احتی‌دار د یابیماری داردکه اگر اب پرسدهللاه شود. يابيدراز گشتن بیماری نو ۵ 1 بابد که یرگن تاووت نمازدر ید 4 ] نگاه‌جای ی که خالباك باشد طلب ۳ س‌دو دست‌بروی ز ندچنانکه گر د برخیزد؛ و انگشتان هم باز نید »و نیت استیاحت نماز کند 1 وحمله روی‌:دو دست مسح کند »و تکلف آن‌نکندکه خالء بمیان مویپارسد بس! نگشتری بیرون کند ات اقب گر باره‌دو دست بر خاك زند؛ پس‌انگشد ازبکدیگر کشاده دارد +س مشت انگشتاه راست‌برشکم انگشتهامچب‌نید و دس انگشتهای چپ‌بر بشت ساعد راست براند» پس کف چپ بر روی ساعد راست براند » پس ابپام چپ بسر بشت ابهپام راست براند ین دست راست‌بر دست چب هم چنین بر اند ً پس کف هر در دست بهم‌در مالد» سس انکشتهابه مبان بکدیگر در گذارد و بمالد . جون چنین کند به بل صر بت کفایت افتد » اگر این نتواندرو باشد که زیادت کند چنانکه غبار بجمله دست برسد تا به ارنج . چون بدین تیمم يك فریضه نی چت که خواهد سنتمیکنه ند »امااگرفریضاٌ دیکر خواهدکسرد نیمم بسر شود . ۱ -۳۷< و با ما اد را وا را و اد و ۱ و ان دو نوع رت ت ۳ ۱ 4 و ۱ ۱ ۱ این شاه و اب وگل و کرمابه ازالت توان کرد ۰ وهر گز درسعفر دحضر شانه از ۱ نکه‌در کوشة چشم گرد اید /دروفت وصو بانگفت راك باید کردن ودیگر نکه در گوش ات ؛چون‌از گرمابه بر ۳ نر تعد باید- کردن. و دیگر ۵ دربینی باشد ۱ وبردندان باشد - آززردی - واینمسو الومشمضه " و استنشاق بشود. ودیگر ۱ نجه بر بندان‌گشتان گرد آید 2 دشت بای باشنه,و اجه درسر ناخن بو ۵ و تجهذبر همه‌تن باشد » ازالت این‌همه سنت است . مگر که بسیار شوددرزیر ناخن برخلاف عادت » آ نگاه‌باش که مانع‌بود ‌ با کی‌این شوخما باب گرم و گرمابه سنت است . -فصل. - و اجیا وسااهای گر ۳ ۳ هر که در گر مابه شود »برودی چپارجیز و احست وده سمت : دوو اجب درعورت وی : که ازناف تا زانوازچشما نگاه دارد » وازدست خادم نیز نگاه دارد » که بسودن( آن ازدبدن فر اترست ؛ ودودرعورت دیگران : که جشم خویش زیگاه دارد » و ای عورت برهنه کند بروی یت گنز - چون بیمی نماشد - چها گر نکند عاصی 5 دد » و هر که بن نکند عاصی از گر مابه‌بر ون آ ید . واز ۱ ۳1 عدر حکایت کرده‌اند که در گر مابه‌نشسته‌بود روزی » روی دردیواروچیزی بجشم نوع دوم‌درصفحه (؛ ۱۳) خواهدآمد. ازبین بردن - زدودن ۰ آب دردهان گرداندن آب‌دد بینی کردن ۰ (ه) دست زدن - مالیدن . (+) نهی‌ازمنکر -۱۳۷- و ور مس در و ور ور و و هو هه و ور ود باز بسته . و برزنان همین واحب بود .

हिन्दी Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

و فرضه وی هه تاه شوبد »‏ ۳ ره اصل موبا رساند ؛ و نیت رفم جنایت کند . و اما سنت آنست که : اول بسم له بگوید ,وسه بار دست بشوید ) وهرحاکه از نن‌وی نحس بود بالگ بشوید »و آنگاه وضو - چنانکه گفتم ناهمه ستتها بکند ۱ و بای شُستن 1 تااز عسل فارغ‌شود » +س ۳1 سه بار ۳ جانب راست ریزد وسه بار برجانب چپ وسه‌بار برسر ؛ وهرجا که دست‌بوی رسدبه ۱ مالد - بدست وحایپا که‌بر هم نشسته باشد» جرد تا ان بویر سد -کها بن‌فر بضه باشد ودست‌از عورت ۱ دارد . بدانکه هر ۶س که 9 باار ن مقدار بیش نداردحکه وی بارفیقان بخورد» یابرراه ددباشد یاکس ی که ازوی بیم بود » با آب ملك‌دیگری بودوبوی نفروشد الابه زیادت قیمت وی »باجر احتی‌دار د یابیماری داردکه اگر اب پرسدهللاه شود. يابيدراز گشتن بیماری نو ۵ 1 بابد که یرگن تاووت نمازدر ید 4 ] نگاه‌جای ی که خالباك باشد طلب ۳ س‌دو دست‌بروی ز ندچنانکه گر د برخیزد؛ و انگشتان هم باز نید »و نیت استیاحت نماز کند 1 وحمله روی‌:دو دست مسح کند »و تکلف آن‌نکندکه خالء بمیان مویپارسد بس! نگشتری بیرون کند ات اقب گر باره‌دو دست بر خاك زند؛ پس‌انگشد ازبکدیگر کشاده دارد +س مشت انگشتاه راست‌برشکم انگشتهامچب‌نید و دس انگشتهای چپ‌بر بشت ساعد راست براند» پس کف چپ بر روی ساعد راست براند » پس ابپام چپ بسر بشت ابهپام راست براند ین دست راست‌بر دست چب هم چنین بر اند ً پس کف هر در دست بهم‌در مالد» سس انکشتهابه مبان بکدیگر در گذارد و بمالد . جون چنین کند به بل صر بت کفایت افتد » اگر این نتواندرو باشد که زیادت کند چنانکه غبار بجمله دست برسد تا به ارنج . چون بدین تیمم يك فریضه نی چت که خواهد سنتمیکنه ند »امااگرفریضاٌ دیکر خواهدکسرد نیمم بسر شود . ۱ -۳۷< و با ما اد را وا را و اد و ۱ و ان دو نوع رت ت ۳ ۱ 4 و ۱ ۱ ۱ این شاه و اب وگل و کرمابه ازالت توان کرد ۰ وهر گز درسعفر دحضر شانه از ۱ نکه‌در کوشة چشم گرد اید /دروفت وصو بانگفت راك باید کردن ودیگر نکه در گوش ات ؛چون‌از گرمابه بر ۳ نر تعد باید- کردن. و دیگر ۵ دربینی باشد ۱ وبردندان باشد - آززردی - واینمسو الومشمضه " و استنشاق بشود. ودیگر ۱ نجه بر بندان‌گشتان گرد آید 2 دشت بای باشنه,و اجه درسر ناخن بو ۵ و تجهذبر همه‌تن باشد » ازالت این‌همه سنت است . مگر که بسیار شوددرزیر ناخن برخلاف عادت » آ نگاه‌باش که مانع‌بود ‌ با کی‌این شوخما باب گرم و گرمابه سنت است . -فصل. - و اجیا وسااهای گر ۳ ۳ هر که در گر مابه شود »برودی چپارجیز و احست وده سمت : دوو اجب درعورت وی : که ازناف تا زانوازچشما نگاه دارد » وازدست خادم نیز نگاه دارد » که بسودن( آن ازدبدن فر اترست ؛ ودودرعورت دیگران : که جشم خویش زیگاه دارد » و ای عورت برهنه کند بروی یت گنز - چون بیمی نماشد - چها گر نکند عاصی 5 دد » و هر که بن نکند عاصی از گر مابه‌بر ون آ ید . واز ۱ ۳1 عدر حکایت کرده‌اند که در گر مابه‌نشسته‌بود روزی » روی دردیواروچیزی بجشم نوع دوم‌درصفحه (؛ ۱۳) خواهدآمد. ازبین بردن - زدودن ۰ آب دردهان گرداندن آب‌دد بینی کردن ۰ (ه) دست زدن - مالیدن . (+) نهی‌ازمنکر -۱۳۷- و ور مس در و ور ور و و هو هه و ور ود باز بسته . و برزنان همین واحب بود .

Orijinal Metin (FA)

دنبی ۳ 7 راما کناتساد بعذری ظاهر . واما سنتها آ نکه‌نیت کند که سنت‌پاکی بجای آرد » تابوقت نماز آراسته‌باشد نه برای چشم خلق را . وسیم ثِ۳ رمابه‌بان از نخست بدهد » تا اورا دل‌خوش بود باب - ریختن وی و بداند که چه‌بوی میدهد . یس بای چب درب بیش‌نبد که درشود وبگوید : 1 بسم الل4) (سر حمی‌الر <یم اعوذ باله هسن ار چس النحس ااخبیث الهخبث من ) لشیطان‌اثر جیم» ‏ چه گر مابه حای شیطانست : س حپد کند که گرمابه خالی - کنند بر ای وی ۰ با وقتی شود که خالی‌نر باشد ۱ س زود در خانه گرم شود تا سشتر عرق کند , و جون درشود دست بشوید دروقت » فان سیارنریزد » چندان ریزد که اگر گرمابه بان ببیند کر اهیتش نیاید . و چون در شود سالام نکن وا گردست فرا گرد با کی‌نبود ۰و اور کشت سلاء کند حواب دهد که : عافاهالله 2 سخن بسیار و رد وا تک قر آن خوا و از و ندارد ‏ واگ رازش. ‌طان ۲ کید باوازر و بود . ووفت ن‌ازشام و فرو شدن أفتاب ومه‌ان نمازشام و ۳ بگرمابه نرود » که این وقت انتشارشیطان باشد . و چون در خانه گرم شود از تش دودخ باد کند » و یکساعت زیاد تر ششیند تا بداند 45 در زندان دورخ چون خواهد بود » بلسکه عاقل آن بود که در هر چه نگاه کند از ۳ ت‌ باد کند : با ۳ ثار یک بیند از ظطلمت کوز بادآ ورد وا گرماری بسد از مارهای دوزخ باد کند » و اگرصورتی رشت بیند از منگر ونکیر و زیانسه" باد کند و اگر آوازی هولناک" "شود از نفخه صور "بادآ ورد ۰ وا گرردو قبو لی بیند آزرد و قبول روز فیامت باد کند : سنتهاء شرعی‌اشست. اما ازحبت طب گفته ند : هرماهی یک بار آ هک بکار داشتن سودمند بود . وچون بیرون یدب سرد بر پای ریزد ازقری" یمن و ورن سر 3 و آب سرد برسرنریزد ؟ و چون از گرمابه بیرون آآید - بتابستان ‏ و بخسبد : بجای شر بتی کار کند ۱ )۱( دول - مزد )۲( خد تر ازر نج و بلا نگا هد رد د اعوذباننه گفتن ۲ دو فرشته‌ای که‌در گورسوال میکنند . (ه) فرشدگان عذاب دردوزخ ۰ (+) تر سناك . دمیدن صوردرروزقيامت ۰ قسبی بیماری پا که شخ را زمین کی رمیکند . -۱۳۲ ۵ او ود ها ۵ و ۵ ۵ ۵ 9 ۵ ۱ ۵ 9 و 9 ۵ ۵ 9 تا و و و و و و ۵ وا ۵ و 5 ۵ ۵ و و و ۵ ۵ 9 و 5 و و ها 5 و و و و دا و و وا و اد و و او و و و و و با ۵ و اب( و 6 9 ند ۵ 6 و تا نا 6 و نت 6۵ ۵ 9 ۵ 9 ها و وا ۵ با و 6 و و و اب ۵ ۲ و ع دوم طبارت از صلاات ققی() ] ۱ ۳ ۱ آو ل ت موی سر ست ) وستر دن!

हिन्दी Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

دنبی ۳ 7 راما کناتساد بعذری ظاهر . واما سنتها آ نکه‌نیت کند که سنت‌پاکی بجای آرد » تابوقت نماز آراسته‌باشد نه برای چشم خلق را . وسیم ثِ۳ رمابه‌بان از نخست بدهد » تا اورا دل‌خوش بود باب - ریختن وی و بداند که چه‌بوی میدهد . یس بای چب درب بیش‌نبد که درشود وبگوید : 1 بسم الل4) (سر حمی‌الر <یم اعوذ باله هسن ار چس النحس ااخبیث الهخبث من ) لشیطان‌اثر جیم» ‏ چه گر مابه حای شیطانست : س حپد کند که گرمابه خالی - کنند بر ای وی ۰ با وقتی شود که خالی‌نر باشد ۱ س زود در خانه گرم شود تا سشتر عرق کند , و جون درشود دست بشوید دروقت » فان سیارنریزد » چندان ریزد که اگر گرمابه بان ببیند کر اهیتش نیاید . و چون در شود سالام نکن وا گردست فرا گرد با کی‌نبود ۰و اور کشت سلاء کند حواب دهد که : عافاهالله 2 سخن بسیار و رد وا تک قر آن خوا و از و ندارد ‏ واگ رازش. ‌طان ۲ کید باوازر و بود . ووفت ن‌ازشام و فرو شدن أفتاب ومه‌ان نمازشام و ۳ بگرمابه نرود » که این وقت انتشارشیطان باشد . و چون در خانه گرم شود از تش دودخ باد کند » و یکساعت زیاد تر ششیند تا بداند 45 در زندان دورخ چون خواهد بود » بلسکه عاقل آن بود که در هر چه نگاه کند از ۳ ت‌ باد کند : با ۳ ثار یک بیند از ظطلمت کوز بادآ ورد وا گرماری بسد از مارهای دوزخ باد کند » و اگرصورتی رشت بیند از منگر ونکیر و زیانسه" باد کند و اگر آوازی هولناک" "شود از نفخه صور "بادآ ورد ۰ وا گرردو قبو لی بیند آزرد و قبول روز فیامت باد کند : سنتهاء شرعی‌اشست. اما ازحبت طب گفته ند : هرماهی یک بار آ هک بکار داشتن سودمند بود . وچون بیرون یدب سرد بر پای ریزد ازقری" یمن و ورن سر 3 و آب سرد برسرنریزد ؟ و چون از گرمابه بیرون آآید - بتابستان ‏ و بخسبد : بجای شر بتی کار کند ۱ )۱( دول - مزد )۲( خد تر ازر نج و بلا نگا هد رد د اعوذباننه گفتن ۲ دو فرشته‌ای که‌در گورسوال میکنند . (ه) فرشدگان عذاب دردوزخ ۰ (+) تر سناك . دمیدن صوردرروزقيامت ۰ قسبی بیماری پا که شخ را زمین کی رمیکند . -۱۳۲ ۵ او ود ها ۵ و ۵ ۵ ۵ 9 ۵ ۱ ۵ 9 و 9 ۵ ۵ 9 تا و و و و و و ۵ وا ۵ و 5 ۵ ۵ و و و ۵ ۵ 9 و 5 و و ها 5 و و و و دا و و وا و اد و و او و و و و و با ۵ و اب( و 6 9 ند ۵ 6 و تا نا 6 و نت 6۵ ۵ 9 ۵ 9 ها و وا ۵ با و 6 و و و اب ۵ ۲ و ع دوم طبارت از صلاات ققی() ] ۱ ۳ ۱ آو ل ت موی سر ست ) وستر دن!

Orijinal Metin (FA)

"اولیترو بباکینزدبکتر مگراهل‌شرف را ۳۹۲ بعصضی‌ستردن و بعضی‌رها کردن وهرحابی‌موی پرا کنده گذاشتن‌عادت لشگر یانست» و ۰ ونبی آمده اتیت از ان ؛ قی 6 -سبلت‌با لب راست کردن سنت است: وف رو کذاشتن تب اد سو ۲ موی ریردست در چپل روز بکیار کندن 2 ۰ رجون در آبتدا عادت کند سان باشد 4 گر عادت ۳ ده باشد ستردن اولیتر: نا خویشتن را تعذیب نگرده باشد ؛ چهار) - موی عانه ازچپهل روزتاخیرنکند )؛ بنجم ۳ ناخن ۱ باز دن ۳ شو خ در وی گر د نباید اس ۳ 1 دآید "است وازالت آن باهك يا بستردن سنت است » وباید که اند کی 5 طپارت باطل شود » سجه رسول صلبیلنه علیه وسلم ب ان شوخ بدید درناخن گروهی و بفرمود تا ناخن باز کنند : وقضای نماز نفرمود . درخیرست که : چون ناخن دراز شود نشست‌گاه شیطان بود . و بایدکه ابتدا بدان انگشت کندکه فاضلتررست : و تفت ار بای فاضلتر وراست از چپ ؛ و ان انگشت که اشارت شپادت بوی است فاضلترست ایتدا بوی کند 1 ۱ نگاه از انب ات وی مشود ۳ بوی رسد "هر دو می‌شود ۳ كِ وم پس از کپین چب ایتدا کند ۳ اپام ی ختم کند ۱ شم ناف بربدنست ‏ وان وقت ولادت باشد ) هفتم - ختنه کردن است مرد وزن را ۰ نوع ادل آن درصفحه ذکر شد. : اشیدن ۰ بت [ ات مردی وزنی . ۳ ۱ وا او و واه وا اه وا اه و وا واه وم وا و واو و س ج و دا و و و او و و و دا و جات سا ام و و و و و او وه و وا وا وا هو و و ها اد و مش مخ و و هآ و و وت و و و و هو و و ها و و اس و ان سا و و و ها و و دا و و اه ها و و و تا و و و و وا ها ها او او و و ی در داب میحاسن ] محاسن ۰ که دراز شود روا باشد که مقدار بك قبضه بگذار د ودی؟ ر بر د تااز حد بیرون نشود ؛ این عمر وجماعتی از تابعبان ۲ چنین کرده‌اند رضوان ال علیپم احمعن و کروهی گفته‌اند که فر باید گذاشت . وبدانکه درمحاسن ده چیز کراهیت است . اول - خضاب سیاه کردن که درخبرست که این خضاب‌اهل‌دوزخ است وخضاب کافر انست ‏ اول کسی که این کرده‌است فرعون است :و اب عباس رو ایت‌میکند که : رسو 5 صلی‌النه علبه دسلم گنت که در ]خر الزمان قومی باشند که بسیاهی خضاب کنند وایشان بوی بپشت نیاید . و درخبرست که : بدترین بیران نانند که‌خویشتن‌را بجو انان ماننده کنند؟ و بپترین جوانان نانند که خویشتن‌را ببیران‌ماننده کنند دوسبب این ای ات 3 این تلییسی " است بفرص فاسد . دوم - خضاب سرخی وزردی است » و اين اگر غاژیسان ۱" کنند تا کفار بربشان دلیر نشوند » وبحشم ضعف وپیری بدیشان‌ننگر ند این سنت استوبدین غرض بعضی از علما نیز خضاب سیاهی کرده‌اند ؛ اما اگر این غرض نبود هم تلییس باشد : روا نبود؛ ۱ صو 8 - سبید کر دن محاسن بگوگرد » تا بندارند که ببر شده است و حرمت وی‌بیش دار ند » و این ازحماقت بود که : حرمتبعلم وعل باشد ‏ ویسیری وجوآنی‌نبود.

हिन्दी Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

"اولیترو بباکینزدبکتر مگراهل‌شرف را ۳۹۲ بعصضی‌ستردن و بعضی‌رها کردن وهرحابی‌موی پرا کنده گذاشتن‌عادت لشگر یانست» و ۰ ونبی آمده اتیت از ان ؛ قی 6 -سبلت‌با لب راست کردن سنت است: وف رو کذاشتن تب اد سو ۲ موی ریردست در چپل روز بکیار کندن 2 ۰ رجون در آبتدا عادت کند سان باشد 4 گر عادت ۳ ده باشد ستردن اولیتر: نا خویشتن را تعذیب نگرده باشد ؛ چهار) - موی عانه ازچپهل روزتاخیرنکند )؛ بنجم ۳ ناخن ۱ باز دن ۳ شو خ در وی گر د نباید اس ۳ 1 دآید "است وازالت آن باهك يا بستردن سنت است » وباید که اند کی 5 طپارت باطل شود » سجه رسول صلبیلنه علیه وسلم ب ان شوخ بدید درناخن گروهی و بفرمود تا ناخن باز کنند : وقضای نماز نفرمود . درخیرست که : چون ناخن دراز شود نشست‌گاه شیطان بود . و بایدکه ابتدا بدان انگشت کندکه فاضلتررست : و تفت ار بای فاضلتر وراست از چپ ؛ و ان انگشت که اشارت شپادت بوی است فاضلترست ایتدا بوی کند 1 ۱ نگاه از انب ات وی مشود ۳ بوی رسد "هر دو می‌شود ۳ كِ وم پس از کپین چب ایتدا کند ۳ اپام ی ختم کند ۱ شم ناف بربدنست ‏ وان وقت ولادت باشد ) هفتم - ختنه کردن است مرد وزن را ۰ نوع ادل آن درصفحه ذکر شد. : اشیدن ۰ بت [ ات مردی وزنی . ۳ ۱ وا او و واه وا اه وا اه و وا واه وم وا و واو و س ج و دا و و و او و و و دا و جات سا ام و و و و و او وه و وا وا وا هو و و ها اد و مش مخ و و هآ و و وت و و و و هو و و ها و و اس و ان سا و و و ها و و دا و و اه ها و و و تا و و و و وا ها ها او او و و ی در داب میحاسن ] محاسن ۰ که دراز شود روا باشد که مقدار بك قبضه بگذار د ودی؟ ر بر د تااز حد بیرون نشود ؛ این عمر وجماعتی از تابعبان ۲ چنین کرده‌اند رضوان ال علیپم احمعن و کروهی گفته‌اند که فر باید گذاشت . وبدانکه درمحاسن ده چیز کراهیت است . اول - خضاب سیاه کردن که درخبرست که این خضاب‌اهل‌دوزخ است وخضاب کافر انست ‏ اول کسی که این کرده‌است فرعون است :و اب عباس رو ایت‌میکند که : رسو 5 صلی‌النه علبه دسلم گنت که در ]خر الزمان قومی باشند که بسیاهی خضاب کنند وایشان بوی بپشت نیاید . و درخبرست که : بدترین بیران نانند که‌خویشتن‌را بجو انان ماننده کنند؟ و بپترین جوانان نانند که خویشتن‌را ببیران‌ماننده کنند دوسبب این ای ات 3 این تلییسی " است بفرص فاسد . دوم - خضاب سرخی وزردی است » و اين اگر غاژیسان ۱" کنند تا کفار بربشان دلیر نشوند » وبحشم ضعف وپیری بدیشان‌ننگر ند این سنت استوبدین غرض بعضی از علما نیز خضاب سیاهی کرده‌اند ؛ اما اگر این غرض نبود هم تلییس باشد : روا نبود؛ ۱ صو 8 - سبید کر دن محاسن بگوگرد » تا بندارند که ببر شده است و حرمت وی‌بیش دار ند » و این ازحماقت بود که : حرمتبعلم وعل باشد ‏ ویسیری وجوآنی‌نبود.

Orijinal Metin (FA)

دالس - رضی النه عذه - می گوید که : رسول -صلی النه علبه رسام فرمان بافت ۳ یه فوای وع ست هو سا فزو :6 سعهار ۴ که موی سپید را از م‌اسن بیرد واز بری ننگ دارد »و این چنانستی که از نوری که خدای تعالی ورا داده است ننگی مبدارد : و ات5 از حهل باشد . پنجم 9 کندن‌موی تت؟ مهوسسودا تا بابتدای جوانی‌بصورت بی‌دیشان نماید, : کسانیکه ۳ اصحاب ویاران بیعمدر همز مان بو ده ند ۰ اشتاه کار ی مردان جنك . وفات کرد . ۱ -۱۳۵- داین از حپل باشد که خدایر ۳ تعالی حّ فربشت‌گا زند که نسبیح اشان ان باشد که: «سبحان می ز بنالر جال با للحی و النساء با لذو اف پاکست آن خدای که مردانرا بمحاسن ور ناثر ی پبار است » ؛ ششم ۳۳ محاسم ِ بدو کارد "۷ گردکردن ت‌ جون دم کبوتر 5 درچشمز نان ۳ نماید » هفشم - نکه از موی سر در محاسن افزاید؛ وزلف ازبنا گوش‌فرو گذارد زیادت از نکه عادت اهل صللاح ابیت ۱ دشتم آنکه بحشم اعجاب در سیاهی با در سییدی وی ۳ د. که‌خدای‌تعالی دزست ندارد کسی راکه بعچت درخود نگرد 4 انکه بشانه کند برای چشم مردمات. نه برای بجا آوردن سنت ؛ دهم ۱ نکه و رف رزوی اظهار رهد تامر دمان بندار ند که وی‌<ود بدان نمی‌پردازد که موی بشانه کند . واين مقدار کفایتست دراحکام طبارت . اصلل چها رم در زمازسي بدأ نکه نمازاستون دین‌مسلمانی است 4 و بنیاددین است»وییشرو همهعبادتپاست. 2 هر که این پنج نماز فر بضد بشر. ط جویش و بوقت بجای ورد عردست ویر ۳ ی تعالی 4 که در امان وحمات ۱ باشد» چجون از کبایر 0 دست باز داشت‌هر گناه‌دیگر که بروی روداین اک ۱۳ ی رسول - علیه‌السلم - وت : « مثل این پنج نماز همچون مثل آب روشنست که بر درسرای کسی مرژزد ,رهررور پنج‌بار خویشتن بدان اب بشو دد : ممکن شود که بر 2ی ۳ شوخ بماند ؟ 4 6 گفتند : 2 ره یا رسول‌الله » گفت 7 این مج نماز کناه را همچنان ببرد که اب شوخ را » ورسول - علیه‌السلم - گفت که : « نماز ستون‌دین است : هر که از نمار دست بداشت , دین خود را ویران کرد » برسیدند از وی که : داز کارها چه فاضاتر است ؟ » گمت : « نماز وت خ-وبش بای داشتن »و گزت : دو کادد : قیچی ۰( ۲) گذاهان بزرك ۰ پوشاننده . - کفاره سا ۱۲ « کلیدیکت تخارست رو کفت :«حق‌تعالی بر بند گان مش د هیچ چیزفر 0 دا نیده پس‌از توحید » دوست تر نزديك وی از نماز ؛ و ا گر چیزی دوست‌تر ازین داشتی . فرشتگان خود را بدان مشغول گردانیدی» و ایشان همه در نماز باشند : گردهی در رکوع » گروهی در سجود ؛ گروهی بر بای » گردهی نشسته » . و گفت : « هر که نماز بعمد بم‌اند ِ کافر گشت» بعنی نزديك شدبدان که اصل ایمان وی بخلل‌شود » چنانکه گوبند: هر کر در بادبه "1 ۷1 ضایع شدهالا شد‌یعنی نزديك رسیدپلا کت ودرخطر افتاد» .

हिन्दी Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

دالس - رضی النه عذه - می گوید که : رسول -صلی النه علبه رسام فرمان بافت ۳ یه فوای وع ست هو سا فزو :6 سعهار ۴ که موی سپید را از م‌اسن بیرد واز بری ننگ دارد »و این چنانستی که از نوری که خدای تعالی ورا داده است ننگی مبدارد : و ات5 از حهل باشد . پنجم 9 کندن‌موی تت؟ مهوسسودا تا بابتدای جوانی‌بصورت بی‌دیشان نماید, : کسانیکه ۳ اصحاب ویاران بیعمدر همز مان بو ده ند ۰ اشتاه کار ی مردان جنك . وفات کرد . ۱ -۱۳۵- داین از حپل باشد که خدایر ۳ تعالی حّ فربشت‌گا زند که نسبیح اشان ان باشد که: «سبحان می ز بنالر جال با للحی و النساء با لذو اف پاکست آن خدای که مردانرا بمحاسن ور ناثر ی پبار است » ؛ ششم ۳۳ محاسم ِ بدو کارد "۷ گردکردن ت‌ جون دم کبوتر 5 درچشمز نان ۳ نماید » هفشم - نکه از موی سر در محاسن افزاید؛ وزلف ازبنا گوش‌فرو گذارد زیادت از نکه عادت اهل صللاح ابیت ۱ دشتم آنکه بحشم اعجاب در سیاهی با در سییدی وی ۳ د. که‌خدای‌تعالی دزست ندارد کسی راکه بعچت درخود نگرد 4 انکه بشانه کند برای چشم مردمات. نه برای بجا آوردن سنت ؛ دهم ۱ نکه و رف رزوی اظهار رهد تامر دمان بندار ند که وی‌<ود بدان نمی‌پردازد که موی بشانه کند . واين مقدار کفایتست دراحکام طبارت . اصلل چها رم در زمازسي بدأ نکه نمازاستون دین‌مسلمانی است 4 و بنیاددین است»وییشرو همهعبادتپاست. 2 هر که این پنج نماز فر بضد بشر. ط جویش و بوقت بجای ورد عردست ویر ۳ ی تعالی 4 که در امان وحمات ۱ باشد» چجون از کبایر 0 دست باز داشت‌هر گناه‌دیگر که بروی روداین اک ۱۳ ی رسول - علیه‌السلم - وت : « مثل این پنج نماز همچون مثل آب روشنست که بر درسرای کسی مرژزد ,رهررور پنج‌بار خویشتن بدان اب بشو دد : ممکن شود که بر 2ی ۳ شوخ بماند ؟ 4 6 گفتند : 2 ره یا رسول‌الله » گفت 7 این مج نماز کناه را همچنان ببرد که اب شوخ را » ورسول - علیه‌السلم - گفت که : « نماز ستون‌دین است : هر که از نمار دست بداشت , دین خود را ویران کرد » برسیدند از وی که : داز کارها چه فاضاتر است ؟ » گمت : « نماز وت خ-وبش بای داشتن »و گزت : دو کادد : قیچی ۰( ۲) گذاهان بزرك ۰ پوشاننده . - کفاره سا ۱۲ « کلیدیکت تخارست رو کفت :«حق‌تعالی بر بند گان مش د هیچ چیزفر 0 دا نیده پس‌از توحید » دوست تر نزديك وی از نماز ؛ و ا گر چیزی دوست‌تر ازین داشتی . فرشتگان خود را بدان مشغول گردانیدی» و ایشان همه در نماز باشند : گردهی در رکوع » گروهی در سجود ؛ گروهی بر بای » گردهی نشسته » . و گفت : « هر که نماز بعمد بم‌اند ِ کافر گشت» بعنی نزديك شدبدان که اصل ایمان وی بخلل‌شود » چنانکه گوبند: هر کر در بادبه "1 ۷1 ضایع شدهالا شد‌یعنی نزديك رسیدپلا کت ودرخطر افتاد» .

Orijinal Metin (FA)

و گفت : «اول چیزی که شمار کنند روز قیامت ۰ نماز بو د : ا کر تمام بود و بشرط باشد بیذیرند :ودیگر عملپابتبعیت وی‌چنانکه باشدیپذیر ند ؛ وا گر ناقس بودبرروی وی‌باز -زنند باهمه اعمال دیگرش» و گفت : « هر که طبارتی نیکو کند او نمازیبوفت خویش بگذار د "ور کو ع وسجو دنیکو بجای آر د »و بدل خاشعو متو اضع باشد‌نماز وی میرودتابعرش ۹۹ سبیدوروشن تِ ومی گوید : دای تعالی ترا نگاه‌دارد چنانکه تومر ۳ ۱ وهر که‌نماز نه به‌وقّت کند ۰وطبارت نیکون‌کند ۱ ور کوع وسجود دخضوع ودخشوع نمام‌بحای نبارد »ان‌نماز تا باسمان میرود . سیاه‌وتاريك . ومی‌گو ید خدای‌تعالی ترا ضایع کناد چنان که مراضایم کردع» 5 آنکه که سح تعالی خواهد مار وی جون حامه خلق 0 در هم به سچند و برروی وی باز زنند » . و نیز کشت رسول - علبه السلم - : «بدترین دردان آانست که از نماژ دزدد . » ۱ ی بدانکه ظاهر نماز چون کالبدست » و وی‌را حقیقتی است و سری - مگوت) ظاهر زا ۲ 2 آنست که چون ازطبارت تن وجامه ببر دازد :وعورت ببوشاند . جابی ات " که ان دح ارت و ما تست ظاهر نماز بکویمم ۳ اول بالك باستد , وروی شله ارد »ومبان دوقده بمقدار چپارانگشت کشاده دارد »و بشت و چون راست استاد ؛ ثل اعو ۵ پرب‌الناس م ۰ 4 ۰ ۳ بر خوانسد براندیشةٌ آنکه شیطانر! از خوددور کند :و آنگاه : اگر ممکن است که کسی‌بوی اقتدا خواهد کرد بان نماز " ۳ بواگر نه براقامت اقتصار کند » ونیت در و ۱ ۳ اب و ۵ عم بل هر و ۵ و و سا ار و اه و و و ها ۵ و اه اد و و و دا و ده و ها 8 اس ۵ ما و و و و مه وا تا 6 هو ردو و و وا هو و وش مه و ۸ اد و و و 8 و و و ها ما و ۵ اد ۸ و وا ار هر و و اه و وج و و وا وان دوب و 0 ۱۳ دل حاضر کند و بدل و1 که دک فر «ضه 4 نماز بیشین _مثلا - خدایر - دحل» وچون معانی این لفظبا دردل وی‌حاضر شد دست بردارد تا به وک کر چنانکه سرانگشتان برابر گوش بود دسر ایپام برابر نرمی گوش بود و کف دست برابر کتف بود »و چون بدین‌جابگاه قرارگرفت ی ۱4۱ کبر » » و آنگاه دستپا بر دیر سینه نهد » ودست راست‌بر زیر چب‌نهد ,و انگشت شپادت دمیانگین ازراست بدرشت ساعد چب 3 ِ گذار ۵ ۰ و دیگر انگشتان سر ساعد چب حلقه کند و دست فر ونگذار ده نگاهباز سیئه برد ) بلکه هم درفر وآو ردن بسینه برد که‌درست‌تر اشتت:» 9 ورضان ادن‌دست نیفشاند » وبیش برون نیارد » ویجوانب بدرژن برد . و درتکییرمبالفت زکرل . جنانکه واوی ان ار الزه فیق یف پاالفی از یس بای کیر " تاچنان شودکه گوبی ا کبار می‌گوید : این همه کارها موسوسان وجاهلان باشد » بل چنانکه برون‌نمازاین کلمه‌بگویدسبیتکاف ومبالغه- درنمازهه‌حنان گوید. و چون دست برهم ناد 9 : « الله کیر کیبر آ » و الحمدلله کثیر آ » و سبحان الله بکر و اصیلا » [ نگاه وجهت و جهی() برخوا ندیو رس از آن‌بگوید « سیدا نك الاهم و بحمدك و تبارك اسمك و تعسالی جدلد و لااله‌غیر اد 0۳۰» تا میان همه مذهبپاو همه روایتپاجمع کرده باشد.

हिन्दी Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

و گفت : «اول چیزی که شمار کنند روز قیامت ۰ نماز بو د : ا کر تمام بود و بشرط باشد بیذیرند :ودیگر عملپابتبعیت وی‌چنانکه باشدیپذیر ند ؛ وا گر ناقس بودبرروی وی‌باز -زنند باهمه اعمال دیگرش» و گفت : « هر که طبارتی نیکو کند او نمازیبوفت خویش بگذار د "ور کو ع وسجو دنیکو بجای آر د »و بدل خاشعو متو اضع باشد‌نماز وی میرودتابعرش ۹۹ سبیدوروشن تِ ومی گوید : دای تعالی ترا نگاه‌دارد چنانکه تومر ۳ ۱ وهر که‌نماز نه به‌وقّت کند ۰وطبارت نیکون‌کند ۱ ور کوع وسجود دخضوع ودخشوع نمام‌بحای نبارد »ان‌نماز تا باسمان میرود . سیاه‌وتاريك . ومی‌گو ید خدای‌تعالی ترا ضایع کناد چنان که مراضایم کردع» 5 آنکه که سح تعالی خواهد مار وی جون حامه خلق 0 در هم به سچند و برروی وی باز زنند » . و نیز کشت رسول - علبه السلم - : «بدترین دردان آانست که از نماژ دزدد . » ۱ ی بدانکه ظاهر نماز چون کالبدست » و وی‌را حقیقتی است و سری - مگوت) ظاهر زا ۲ 2 آنست که چون ازطبارت تن وجامه ببر دازد :وعورت ببوشاند . جابی ات " که ان دح ارت و ما تست ظاهر نماز بکویمم ۳ اول بالك باستد , وروی شله ارد »ومبان دوقده بمقدار چپارانگشت کشاده دارد »و بشت و چون راست استاد ؛ ثل اعو ۵ پرب‌الناس م ۰ 4 ۰ ۳ بر خوانسد براندیشةٌ آنکه شیطانر! از خوددور کند :و آنگاه : اگر ممکن است که کسی‌بوی اقتدا خواهد کرد بان نماز " ۳ بواگر نه براقامت اقتصار کند » ونیت در و ۱ ۳ اب و ۵ عم بل هر و ۵ و و سا ار و اه و و و ها ۵ و اه اد و و و دا و ده و ها 8 اس ۵ ما و و و و مه وا تا 6 هو ردو و و وا هو و وش مه و ۸ اد و و و 8 و و و ها ما و ۵ اد ۸ و وا ار هر و و اه و وج و و وا وان دوب و 0 ۱۳ دل حاضر کند و بدل و1 که دک فر «ضه 4 نماز بیشین _مثلا - خدایر - دحل» وچون معانی این لفظبا دردل وی‌حاضر شد دست بردارد تا به وک کر چنانکه سرانگشتان برابر گوش بود دسر ایپام برابر نرمی گوش بود و کف دست برابر کتف بود »و چون بدین‌جابگاه قرارگرفت ی ۱4۱ کبر » » و آنگاه دستپا بر دیر سینه نهد » ودست راست‌بر زیر چب‌نهد ,و انگشت شپادت دمیانگین ازراست بدرشت ساعد چب 3 ِ گذار ۵ ۰ و دیگر انگشتان سر ساعد چب حلقه کند و دست فر ونگذار ده نگاهباز سیئه برد ) بلکه هم درفر وآو ردن بسینه برد که‌درست‌تر اشتت:» 9 ورضان ادن‌دست نیفشاند » وبیش برون نیارد » ویجوانب بدرژن برد . و درتکییرمبالفت زکرل . جنانکه واوی ان ار الزه فیق یف پاالفی از یس بای کیر " تاچنان شودکه گوبی ا کبار می‌گوید : این همه کارها موسوسان وجاهلان باشد » بل چنانکه برون‌نمازاین کلمه‌بگویدسبیتکاف ومبالغه- درنمازهه‌حنان گوید. و چون دست برهم ناد 9 : « الله کیر کیبر آ » و الحمدلله کثیر آ » و سبحان الله بکر و اصیلا » [ نگاه وجهت و جهی() برخوا ندیو رس از آن‌بگوید « سیدا نك الاهم و بحمدك و تبارك اسمك و تعسالی جدلد و لااله‌غیر اد 0۳۰» تا میان همه مذهبپاو همه روایتپاجمع کرده باشد.

Orijinal Metin (FA)

پس:اعوذ بالله من اشیطان الر جیم» ان‌الله‌هوا لسمیع الهليم ۷۰ بگوید و بسم الله الر <من الرحیم بگوید » پس الحمد برخواند » و هد وتشدیدها بجای آرد , ودرحروف مبالغت ندنل چنانکه بشولیده شود » و فرق بان ضاد وظا بای رد و ا گر نتواند روا باشد » وچون فارغ‌شود آمین کف او مگ باخرسورت ‏ اند مایه کسسته انگاه سوره دیگربرخواند» یا آنحه خواهد از قر آن . و دو رکعت بیشین از نماز بامدادین و نماز شام و نماز خفتن باوازبلند کند - مگ رکه ماه بود )۱( خدا بزرك است ؛ و سیاس فراوان خدایراست ؛ و تسپیح مراو راست و در بامداد و شام متوجه ساخنم روی خودرا . ۰۰ (قر آن : سورة (نعام - :4 ۹ ) ۰ بروردگار من ! :و پاکی شکرت گذارم » نامت مپار کست ؛ و بزرکی نو برتراست و معبودی جز تونیست ۰ پناه میبرم بخد! ا از شیطان زانده شده » بدرستی که خداست شذو و دانا ۰ (ه) زیاد روی -۱۳۸- اه او او و هد و هه و و ها ها داد ها و و و و و وی و و و و اس و وا سس دا مه ماس و وا اه هساو و و و و وخ و و و و و وه ها فاد وا و اد و وا و و واه دا دا وا و و اه ها و وا ۵ و ۵ 8 8اه هار و و ام و تا و و و و مد دا اه داد و و و 3۳۵ ان رکوع کند » چنانکه رت سوره بیوسته نباشد ؛ و دست بر د و ع 2 درین تکییر چنا: که در ادا » و تا می کند تا انگه‌که 4 رحد ۱ ر کوع رسد و کف هردو دست برزا: و نهد و انگشت‌در داستی قله رو گذارد - از هم گشاده - و زانو پدو درنیاورد: بلکه راست دارد ؛ د پشت و سر "وی چون لامی شود ؛ و دوباژواز دو راست مبدارد - چون تخته - جنانکه صورت پهلو دور دارد » و بازد بپپلو باز ننبد . چون‌چنین بایستد ‏ سه‌بار بگوید : سبحان . ر بی العظم و بحمده (6» و اگرامام نباشد هفت بار با ده‌باز تن زک بات : آنگاه از رکوع‌بر آ ید و دنت ابا تن ودست بر داردو بگوید : «سمع له لمی <مده و آرام‌گیرد و بریای و ان : «ر لا لك ا لحمدملاالسموات و ملاالارض وملا. ماشت هون شنی رید » و در دوم ر کعت فربضه نماز بامداد قنوت بر خواند .

हिन्दी Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

پس:اعوذ بالله من اشیطان الر جیم» ان‌الله‌هوا لسمیع الهليم ۷۰ بگوید و بسم الله الر <من الرحیم بگوید » پس الحمد برخواند » و هد وتشدیدها بجای آرد , ودرحروف مبالغت ندنل چنانکه بشولیده شود » و فرق بان ضاد وظا بای رد و ا گر نتواند روا باشد » وچون فارغ‌شود آمین کف او مگ باخرسورت ‏ اند مایه کسسته انگاه سوره دیگربرخواند» یا آنحه خواهد از قر آن . و دو رکعت بیشین از نماز بامدادین و نماز شام و نماز خفتن باوازبلند کند - مگ رکه ماه بود )۱( خدا بزرك است ؛ و سیاس فراوان خدایراست ؛ و تسپیح مراو راست و در بامداد و شام متوجه ساخنم روی خودرا . ۰۰ (قر آن : سورة (نعام - :4 ۹ ) ۰ بروردگار من ! :و پاکی شکرت گذارم » نامت مپار کست ؛ و بزرکی نو برتراست و معبودی جز تونیست ۰ پناه میبرم بخد! ا از شیطان زانده شده » بدرستی که خداست شذو و دانا ۰ (ه) زیاد روی -۱۳۸- اه او او و هد و هه و و ها ها داد ها و و و و و وی و و و و اس و وا سس دا مه ماس و وا اه هساو و و و و وخ و و و و و وه ها فاد وا و اد و وا و و واه دا دا وا و و اه ها و وا ۵ و ۵ 8 8اه هار و و ام و تا و و و و مد دا اه داد و و و 3۳۵ ان رکوع کند » چنانکه رت سوره بیوسته نباشد ؛ و دست بر د و ع 2 درین تکییر چنا: که در ادا » و تا می کند تا انگه‌که 4 رحد ۱ ر کوع رسد و کف هردو دست برزا: و نهد و انگشت‌در داستی قله رو گذارد - از هم گشاده - و زانو پدو درنیاورد: بلکه راست دارد ؛ د پشت و سر "وی چون لامی شود ؛ و دوباژواز دو راست مبدارد - چون تخته - جنانکه صورت پهلو دور دارد » و بازد بپپلو باز ننبد . چون‌چنین بایستد ‏ سه‌بار بگوید : سبحان . ر بی العظم و بحمده (6» و اگرامام نباشد هفت بار با ده‌باز تن زک بات : آنگاه از رکوع‌بر آ ید و دنت ابا تن ودست بر داردو بگوید : «سمع له لمی <مده و آرام‌گیرد و بریای و ان : «ر لا لك ا لحمدملاالسموات و ملاالارض وملا. ماشت هون شنی رید » و در دوم ر کعت فربضه نماز بامداد قنوت بر خواند .

Orijinal Metin (FA)

س اس کزان سی<ود شود » جنانکه آنجه بردمین نزديت ترست م‌جوو و بیشتر برزمین‌نید : اولزا نو نگاه‌دستو أ نگاه‌پیشانی و بینی ودودست‌در 1۳ کم بررمین نید ۳ نگشتهاباز نماده ودوساعد برزمین 1 زد ومیان‌بازوو بپلو /ومیان‌شکمور ان گشاده‌دارد؛پس‌سه‌بار «سبحانر بی الاعلی‌و بحمده( )» بت ید » و اگر اماء نباشد زیادت کند او لیتر» مس ۳ کند وازسجود بر آیدو بربای چب نشیند » و دو دست بردوران نید و رل ۰«رب آغفر لی‌و ار<ه‌نیو ار ز نی - و اهدنی و اجرنی‌وءافنی واءعف عنی(۰۱۳ ۰ وآنگاه دیگرسجود همچنین بکند » نی آزسنجود یار نتب تست باب و کر کنف: ناه چراق خر هو دیکر رکعت جون اول گز ارد واعوف بیش ازال<مد #9 ۱ ۱ ۱ پس چون از سجود دوم ر کعت فارع شد بتشهد بنشیند » و بر بای چب یلم ال نشیند - همحنا نکه درمیان سجود و دو دست همحنان برر آن‌نبدلیکن ایحا اب ۳۳۲ ۳ ۳ د کند ‏ الا نگشت‌شیاد تکه و گذار د )0 شکل ۹ با کست بروردگار بررك‌من وستایش ميکنم اورا ۳۱ شنید کسی ۳ اد کرد ۰ پروردگارما ! سباس ترا بپری آسهانها وپری زمین وبری هرچیزی که بخواهی بهد از آن . (ه یا کست پرورد گار بلند مررتبه من و اورا سپاسگز ارم ۰ )5 پر ورد گار ! بیامرز و بعش و روزی ده وراهنماگی فرما وماًجوردار و ازبدو بلا نگاهدار و از من‌در گذر . -۱۳- و بوقّت شپادت اشارت کند ‏ نجا که گوبد : ال الزه 1 نهآ نجا که گوید : لا ( ) وایبام نیزا گرفر و گذارد روا بود . در شید دوم‌همحنین کند » لیکن هردو بای از دیرببرون ۰ ۰ ۲ ۹ ۰ چپ بر رمین نبد . ور در سید اول حول : آورد - بجانب راست ‏ وسرون ! الاهم صلعءلی م<مد و آلم<مد گفت »بر بای‌خبزد ؛وچون‌تشمد دوم تمام‌بخواند نا آخردعای معروف بگوید السالام‌علیکم ور حمةا! (۳ و روی از جانب راست‌کند چنانکه کسی که دروفاء وی بوديك نیمه روی وی سیند ۳ ازجانب چب دیگر سلاء بگوید » وبدین هردو سلام نیت بیرون آمدن‌کند ازنماه نیت‌سلام برحاضران و قر بشتگان ۱ _فصل. - [ در ثماز ناد کر آهیت است بدانکه چند کراهیت است درنماز: یکی‌در نماز ‏ مدن بوقت گر ۳۹ و -۳۰ وخشم وتقاضای بول و فصْا حاحت وهردل مشغو 0 از خشوع بازدارد ؛ ودو بای بهم باز نبادن مخت ۰ ويك بای از حای بر گرفتن - بر سر بای نشستن درسحود ؛ وبرسرژن نشستن ؛ ودو زانو با سین آوردن : ردست درز بر حامه داشتن ِ وبوقت سجود حامه آزییش دس گرفتن ِ ومبان بستن زیرجامه ؛ ودست فر و گذاشتن ارو نی یش ؛ و انگشت طرقانیدن "4 واندامپاخاریدن؛ و آسا کشیدن ۳ وبا موی محاسن بازی کر دن ؛ وسنگ ریزه‌راست کردن بر ای سحود ؛ و نفخ در زمبن بوقت سحود » وانگعتان درهم گذاشتن و شت بجایی باز ادن . ۱ ودرحمله جسم ودست وحمله‌اءضا باید که بادب باشد و بصف نمازباشد تا نماز تمام باشد » و زاد خرت را شاید . اما فر بضه‌از حملهٌ آ نحه کنتیم دوازده چیز یش نیست : نیت ونکییراول وفام و خواندن فانحه ور کوع و آرام گرفتن دروی واعتدال ازر کوع و سود و آرام گرفتن دروی واعتدال ازو ی بنشستن ونشهد بازبسین وصلوات بررسول علیهالسلم ونشستن سرین - نشستگاه . خدایا درودبفرست برمحبد و آل محمد سلام برشما و بغعشایش‌خدا تنگ . (ه) رک انگشتان شکستن , (+) خمیازه کشهدن .

हिन्दी Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

س اس کزان سی<ود شود » جنانکه آنجه بردمین نزديت ترست م‌جوو و بیشتر برزمین‌نید : اولزا نو نگاه‌دستو أ نگاه‌پیشانی و بینی ودودست‌در 1۳ کم بررمین نید ۳ نگشتهاباز نماده ودوساعد برزمین 1 زد ومیان‌بازوو بپلو /ومیان‌شکمور ان گشاده‌دارد؛پس‌سه‌بار «سبحانر بی الاعلی‌و بحمده( )» بت ید » و اگر اماء نباشد زیادت کند او لیتر» مس ۳ کند وازسجود بر آیدو بربای چب نشیند » و دو دست بردوران نید و رل ۰«رب آغفر لی‌و ار<ه‌نیو ار ز نی - و اهدنی و اجرنی‌وءافنی واءعف عنی(۰۱۳ ۰ وآنگاه دیگرسجود همچنین بکند » نی آزسنجود یار نتب تست باب و کر کنف: ناه چراق خر هو دیکر رکعت جون اول گز ارد واعوف بیش ازال<مد #9 ۱ ۱ ۱ پس چون از سجود دوم ر کعت فارع شد بتشهد بنشیند » و بر بای چب یلم ال نشیند - همحنا نکه درمیان سجود و دو دست همحنان برر آن‌نبدلیکن ایحا اب ۳۳۲ ۳ ۳ د کند ‏ الا نگشت‌شیاد تکه و گذار د )0 شکل ۹ با کست بروردگار بررك‌من وستایش ميکنم اورا ۳۱ شنید کسی ۳ اد کرد ۰ پروردگارما ! سباس ترا بپری آسهانها وپری زمین وبری هرچیزی که بخواهی بهد از آن . (ه یا کست پرورد گار بلند مررتبه من و اورا سپاسگز ارم ۰ )5 پر ورد گار ! بیامرز و بعش و روزی ده وراهنماگی فرما وماًجوردار و ازبدو بلا نگاهدار و از من‌در گذر . -۱۳- و بوقّت شپادت اشارت کند ‏ نجا که گوبد : ال الزه 1 نهآ نجا که گوید : لا ( ) وایبام نیزا گرفر و گذارد روا بود . در شید دوم‌همحنین کند » لیکن هردو بای از دیرببرون ۰ ۰ ۲ ۹ ۰ چپ بر رمین نبد . ور در سید اول حول : آورد - بجانب راست ‏ وسرون ! الاهم صلعءلی م<مد و آلم<مد گفت »بر بای‌خبزد ؛وچون‌تشمد دوم تمام‌بخواند نا آخردعای معروف بگوید السالام‌علیکم ور حمةا! (۳ و روی از جانب راست‌کند چنانکه کسی که دروفاء وی بوديك نیمه روی وی سیند ۳ ازجانب چب دیگر سلاء بگوید » وبدین هردو سلام نیت بیرون آمدن‌کند ازنماه نیت‌سلام برحاضران و قر بشتگان ۱ _فصل. - [ در ثماز ناد کر آهیت است بدانکه چند کراهیت است درنماز: یکی‌در نماز ‏ مدن بوقت گر ۳۹ و -۳۰ وخشم وتقاضای بول و فصْا حاحت وهردل مشغو 0 از خشوع بازدارد ؛ ودو بای بهم باز نبادن مخت ۰ ويك بای از حای بر گرفتن - بر سر بای نشستن درسحود ؛ وبرسرژن نشستن ؛ ودو زانو با سین آوردن : ردست درز بر حامه داشتن ِ وبوقت سجود حامه آزییش دس گرفتن ِ ومبان بستن زیرجامه ؛ ودست فر و گذاشتن ارو نی یش ؛ و انگشت طرقانیدن "4 واندامپاخاریدن؛ و آسا کشیدن ۳ وبا موی محاسن بازی کر دن ؛ وسنگ ریزه‌راست کردن بر ای سحود ؛ و نفخ در زمبن بوقت سحود » وانگعتان درهم گذاشتن و شت بجایی باز ادن . ۱ ودرحمله جسم ودست وحمله‌اءضا باید که بادب باشد و بصف نمازباشد تا نماز تمام باشد » و زاد خرت را شاید . اما فر بضه‌از حملهٌ آ نحه کنتیم دوازده چیز یش نیست : نیت ونکییراول وفام و خواندن فانحه ور کوع و آرام گرفتن دروی واعتدال ازر کوع و سود و آرام گرفتن دروی واعتدال ازو ی بنشستن ونشهد بازبسین وصلوات بررسول علیهالسلم ونشستن سرین - نشستگاه . خدایا درودبفرست برمحبد و آل محمد سلام برشما و بغعشایش‌خدا تنگ . (ه) رک انگشتان شکستن , (+) خمیازه کشهدن .

Orijinal Metin (FA)

5 ۲ دروی و لاه : جون این مقدار بکند پآ ۲ ذزشت نود بدا معنی که شمشیر از وی بیفند » اما پذیرفتن آن درخطر بود داین همحنان بود که کنیز کی بپدیه پیش ملکی بر ند اگرچه کوش و بینی ندارد ودست و بای ندارد دلیکن زنده باشد : خطر ان باشد که بذیر فته تباشد ۱ بیدا کرد حفرشت 6993 نماژز بدانکه! نچه گفتیم کالبد وصورت نمازست . واین‌صورت را حقیقتی‌است که آن روح وبست بر حمله . انگاه هرعملی را از اعمال نمازو هرذ کری را از اد کر روحی قا یت خاص که گر اصل روح نساشد نماز همحو ی مرده باشد : کالب‌دی بی‌جان » و ؟ ر اصل باشد و1 ی آداب و اعمال تسام نباشد همحون آدمی چشم اد و گوش دبینی بر یه و اعسال باشد ولیسکن روح و 9 با وی بهم نباشد » همچنان بود که چشم دارد وبینایی‌ندارد و گوش‌دارد و شنوأیی ندارد. و اصل روح نمازخشوع است وحاضر بودن دل درحملهة نماژه که :2 مقصود نماز راست داشتن دلست با حق‌تعالی» ونازه کردن د کرحق‌تعالی برسبیل هست! وتعظیم» چناننکه حق‌تعالی گفت : « و اقمالصلوة لذ کری - نماز بیای‌داربر ای‌باد کرد مرا» ورسول گفت - علیها لسلام که «بساکساکه‌نصیب وی ار نمازجزر نج وماند گی نیست» و این آن بودکه بکالبد نماز کند و بدل غافل ؛ و گفت که : «بسیار بنده بودکه نماز کند وازنماز وی بیش ازده نك با شش يك ننویسند» و آن مقدار نویسند از نماژهر کسی که‌بدل در آن حاضرباشد » » و گفت : « نمازچنان‌ک ن که کسی را وداع خواهی کرد » , بعنی‌خود را و هوای خود را وداع کن » ب - هر<-4 جزحق استآنتا وداع کن 4 وهمگی‌خود بٌ-ماز ده » و برای این بود که عابشه - رضی ار عنپا- میگوید که : « رسول - صلی‌الهعلیه دسلم . با ما حدیث میکردی دما نیزبا وی . چون وقت نمازدر آمدی‌گفتی که هر گزما را نهناخته است » از مشغولی‌که بودی بعظمت خقتعلی ۰ ۱ عبادأت ۱ یا نت 5 علیهالسلام + _ رای کفتا جروت 1 ر لبود » مرت لون ۳1 9 ان ار 79 خلیل - صلو ات‌النعلیه - حون‌نماز کردی حوش‌دل وی‌از دومیل بشنیدندی . و عای -رضی ۳ - چون‌در نماز خواستی شد ؛ لرزه بروی افتادی » و کونه‌بر وی ی ۰ و گفتی آمدوقت امانتسکه: رهفت آسمان‌وزمین عرضه کردندو ابشان‌طافت آن‌نداشتند "و سفن آوری تن بد که : «هر که درنماز خاشم نمودنمار ری‌درست نود» . <سی بصری 9 دث : «هر نمازف که‌دل‌در وی حاضر نبودمقوبت نز دیکتر بود » . و هعاذبن جبل 3 ید «هر که درنماز تفت کار کر نابداند که برراست وچب وی کیست ایستاده ؛ ورانماز نبود» . و ۳ و شاقعی - ر حمقا تعلی ما - و بیشترعلماه اگر چه‌گفته‌اند که نماز درست‌بود چونوقت کبیر دلحاضر آمد : این‌فتوی بسیب‌ضرورت کرده‌اندکه‌غنات بر خلق غالشت) ومعنی‌درستی و ی‌آن -باشد که شمشیرآزوی بر خاست » امازاد ]خر ت‌ رانشاید و زاد آ خر ت بدانمقدار شاید که دل‌حاضر بود؛ودر حمله جو ن‌نم‌از کند -ودل بو و سکمیر بیش‌حاضر ندارد - امیدباشد که حالوی ببتر بوداز حال کسینکه نماژن‌کند اصللا؛و لیکن آن‌بو دنیز که حالوی‌بتر بود : چه کسی که بتباون س بخدمتی‌حاذر 1 ۱ باشد که تشدیدبروی بیش .

हिन्दी Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

5 ۲ دروی و لاه : جون این مقدار بکند پآ ۲ ذزشت نود بدا معنی که شمشیر از وی بیفند » اما پذیرفتن آن درخطر بود داین همحنان بود که کنیز کی بپدیه پیش ملکی بر ند اگرچه کوش و بینی ندارد ودست و بای ندارد دلیکن زنده باشد : خطر ان باشد که بذیر فته تباشد ۱ بیدا کرد حفرشت 6993 نماژز بدانکه! نچه گفتیم کالبد وصورت نمازست . واین‌صورت را حقیقتی‌است که آن روح وبست بر حمله . انگاه هرعملی را از اعمال نمازو هرذ کری را از اد کر روحی قا یت خاص که گر اصل روح نساشد نماز همحو ی مرده باشد : کالب‌دی بی‌جان » و ؟ ر اصل باشد و1 ی آداب و اعمال تسام نباشد همحون آدمی چشم اد و گوش دبینی بر یه و اعسال باشد ولیسکن روح و 9 با وی بهم نباشد » همچنان بود که چشم دارد وبینایی‌ندارد و گوش‌دارد و شنوأیی ندارد. و اصل روح نمازخشوع است وحاضر بودن دل درحملهة نماژه که :2 مقصود نماز راست داشتن دلست با حق‌تعالی» ونازه کردن د کرحق‌تعالی برسبیل هست! وتعظیم» چناننکه حق‌تعالی گفت : « و اقمالصلوة لذ کری - نماز بیای‌داربر ای‌باد کرد مرا» ورسول گفت - علیها لسلام که «بساکساکه‌نصیب وی ار نمازجزر نج وماند گی نیست» و این آن بودکه بکالبد نماز کند و بدل غافل ؛ و گفت که : «بسیار بنده بودکه نماز کند وازنماز وی بیش ازده نك با شش يك ننویسند» و آن مقدار نویسند از نماژهر کسی که‌بدل در آن حاضرباشد » » و گفت : « نمازچنان‌ک ن که کسی را وداع خواهی کرد » , بعنی‌خود را و هوای خود را وداع کن » ب - هر<-4 جزحق استآنتا وداع کن 4 وهمگی‌خود بٌ-ماز ده » و برای این بود که عابشه - رضی ار عنپا- میگوید که : « رسول - صلی‌الهعلیه دسلم . با ما حدیث میکردی دما نیزبا وی . چون وقت نمازدر آمدی‌گفتی که هر گزما را نهناخته است » از مشغولی‌که بودی بعظمت خقتعلی ۰ ۱ عبادأت ۱ یا نت 5 علیهالسلام + _ رای کفتا جروت 1 ر لبود » مرت لون ۳1 9 ان ار 79 خلیل - صلو ات‌النعلیه - حون‌نماز کردی حوش‌دل وی‌از دومیل بشنیدندی . و عای -رضی ۳ - چون‌در نماز خواستی شد ؛ لرزه بروی افتادی » و کونه‌بر وی ی ۰ و گفتی آمدوقت امانتسکه: رهفت آسمان‌وزمین عرضه کردندو ابشان‌طافت آن‌نداشتند "و سفن آوری تن بد که : «هر که درنماز خاشم نمودنمار ری‌درست نود» . <سی بصری 9 دث : «هر نمازف که‌دل‌در وی حاضر نبودمقوبت نز دیکتر بود » . و هعاذبن جبل 3 ید «هر که درنماز تفت کار کر نابداند که برراست وچب وی کیست ایستاده ؛ ورانماز نبود» . و ۳ و شاقعی - ر حمقا تعلی ما - و بیشترعلماه اگر چه‌گفته‌اند که نماز درست‌بود چونوقت کبیر دلحاضر آمد : این‌فتوی بسیب‌ضرورت کرده‌اندکه‌غنات بر خلق غالشت) ومعنی‌درستی و ی‌آن -باشد که شمشیرآزوی بر خاست » امازاد ]خر ت‌ رانشاید و زاد آ خر ت بدانمقدار شاید که دل‌حاضر بود؛ودر حمله جو ن‌نم‌از کند -ودل بو و سکمیر بیش‌حاضر ندارد - امیدباشد که حالوی ببتر بوداز حال کسینکه نماژن‌کند اصللا؛و لیکن آن‌بو دنیز که حالوی‌بتر بود : چه کسی که بتباون س بخدمتی‌حاذر 1 ۱ باشد که تشدیدبروی بیش .

Orijinal Metin (FA)

3 از کسکه اصللا نیاید ؛ وازین سیب مه ی گوید حسن بصری - ر بارعا _ که ا, ن نماز عقوبت نز زدیکتر : بلکه درخ خبر استکه: 2 و ۳ نماز از فحشا و مذکر باز ندارد » آن‌نماز ویراهیج فایده نبود ام از حقتعالی « س‌ازین ۰ حمله 1۳ 9 نمازتمام شا بود که ذلن‌هم4 حاضر بود 9 آن؟ ه جزبوقت یر <. اض ر نبود » وی را ازروح جز رمقی ی : جون ز ند که‌دروی نشس‌ردنی بیش نباشد . ۱ درد کر دن سوق. #۵مي رو حاعما ل نماز بدانکه‌اول‌چیز بکه بتو ۲ سدبانگ نمازاست. دروقت که‌بشنوی» باید که‌معلق 9" 1 دی‌بدل اودرهر کار که باشی‌دست بداری» که سلف بوده‌اند که چو ن‌بانگ امازشنمد ندی ؛ آنکه‌آاهنگر بودیاگر بتك‌در هواداشتی فر ات ۴ کفشگر () صتی ویحالی [1) معتصری اززندگی نمی اند پیشینا حا ۱6 اگردرفش ذ فرو برده بودی‌بر نیأوردی » و ارحای بحستی » 1۳ که از ین منادی‌ندای روزقيامت جز ندای بشارت‌بوی نرسد . اگردل خویش‌بشادی ورغبت گنده بینی‌بدین منادی؛ بدا نکه در آن منادی‌همحنین باشی هی ": ۱ وسرّ طبارت آ نست که بدانیکه پساکی جامه وپوست باکی‌غلافست طبرارت و روح این طبارت باکی دلست - بتوبه و بشیمانی ودوری از اخلاق نابسندیده ‏ که نظر گاه حقاست »وجای حفیقت‌نماز دلست, وتن‌جای ّ رت نمازست . وور وی دی آستکه یحه ازظاهر آوزشتست ازچشم خاه ق ببوشی وروح و سروی آنستکه نحه‌ازباطن تو زشت بوداز نظر ۳ بیوشی ,ودانیکه (و سید ن محچیز ازوی بوشیده نتو ان کر د <ز بدانکه‌باطن اران ناگ و »وباك بدان شود که کی ۵ بشیمانی‌خوریوعزم کنی که بدان‌بازنگر دی که : «التا آت من ال آب کمی لاذ نب له » تو به گناه راناچیز کند. گر نتوانی »باریازخجلت و بیمو شرم برده-ازی وبر روی آن‌عو رات ت و گذاری شکسته دلو شر مسار بیش حق‌تعالی بایستی 4 چون بنده گر یه گناهکار که بادای برتشویر پیش‌خداوند خویش آید »وسراز بیش‌بر نیارداز فضیحتی خویش . اس ال ومعنی‌وی انسیکه روی ظاهر از همه حم4 بگردا ند ويك اجپت شود »وسر وی آ نستکه روی دلاز هرچه دردو عالمست ۳ داند و بحق‌تعالی مشغول یله گر داند » تايك‌صفت شو د. وچنانکه قبل‌ظاهر یکی است. قبله‌دل‌هم ۳ است : و نحق‌تعالی است. »و جون دل‌دروادی آندیشپاروان‌باشد؟ همحنان‌باشد کهروی‌ظاهر از وا اس 5 دان‌بود :وچنانکه‌این صورت نماز نبود؛این‌حقیقت‌نماز نبود » وبرایاین کفت لب صلی ان علیه وسلم - که : « هر که در نماز ایستد , وهوا وروی ودل وی با حق‌تعالی باشد ۰ از نماز باز گردد چنانکه گویی ازمادرزاده است یعنی بالكاز«مه گناهان». و بحقیقت بدانکه » چنانکه روی ظاهر ازقبله بر گردانیدن صورت نمازرا باطل کند » روی دل ازحق 11 دانیدن و اندیشهای گر بردن <قیقت روح نماررا باطل کند : چه ظاهرغلاف باطن است : ۰ کارهمه 1 ن دارد که درغلافست ۰ وعازف را بس‌قدری‌نیست. چیزهای‌پوشاندنی ۱ ۲ 0 77 ام بنده‌وار - فش فک نان ۳ از همه ح رت و ۳ فرو استد و ملاژم خدمت باشد - بر سبیل تعظیم وانکسار واندرین‌وقت باید که ازمقام خویش در قیامت بیش حق تعالی باد کند ‏ درآ نوقت که همه اسرار وی اشکارا کنند و بروی ءرضه کند - و بداند که.

हिन्दी Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

3 از کسکه اصللا نیاید ؛ وازین سیب مه ی گوید حسن بصری - ر بارعا _ که ا, ن نماز عقوبت نز زدیکتر : بلکه درخ خبر استکه: 2 و ۳ نماز از فحشا و مذکر باز ندارد » آن‌نماز ویراهیج فایده نبود ام از حقتعالی « س‌ازین ۰ حمله 1۳ 9 نمازتمام شا بود که ذلن‌هم4 حاضر بود 9 آن؟ ه جزبوقت یر <. اض ر نبود » وی را ازروح جز رمقی ی : جون ز ند که‌دروی نشس‌ردنی بیش نباشد . ۱ درد کر دن سوق. #۵مي رو حاعما ل نماز بدانکه‌اول‌چیز بکه بتو ۲ سدبانگ نمازاست. دروقت که‌بشنوی» باید که‌معلق 9" 1 دی‌بدل اودرهر کار که باشی‌دست بداری» که سلف بوده‌اند که چو ن‌بانگ امازشنمد ندی ؛ آنکه‌آاهنگر بودیاگر بتك‌در هواداشتی فر ات ۴ کفشگر () صتی ویحالی [1) معتصری اززندگی نمی اند پیشینا حا ۱6 اگردرفش ذ فرو برده بودی‌بر نیأوردی » و ارحای بحستی » 1۳ که از ین منادی‌ندای روزقيامت جز ندای بشارت‌بوی نرسد . اگردل خویش‌بشادی ورغبت گنده بینی‌بدین منادی؛ بدا نکه در آن منادی‌همحنین باشی هی ": ۱ وسرّ طبارت آ نست که بدانیکه پساکی جامه وپوست باکی‌غلافست طبرارت و روح این طبارت باکی دلست - بتوبه و بشیمانی ودوری از اخلاق نابسندیده ‏ که نظر گاه حقاست »وجای حفیقت‌نماز دلست, وتن‌جای ّ رت نمازست . وور وی دی آستکه یحه ازظاهر آوزشتست ازچشم خاه ق ببوشی وروح و سروی آنستکه نحه‌ازباطن تو زشت بوداز نظر ۳ بیوشی ,ودانیکه (و سید ن محچیز ازوی بوشیده نتو ان کر د <ز بدانکه‌باطن اران ناگ و »وباك بدان شود که کی ۵ بشیمانی‌خوریوعزم کنی که بدان‌بازنگر دی که : «التا آت من ال آب کمی لاذ نب له » تو به گناه راناچیز کند. گر نتوانی »باریازخجلت و بیمو شرم برده-ازی وبر روی آن‌عو رات ت و گذاری شکسته دلو شر مسار بیش حق‌تعالی بایستی 4 چون بنده گر یه گناهکار که بادای برتشویر پیش‌خداوند خویش آید »وسراز بیش‌بر نیارداز فضیحتی خویش . اس ال ومعنی‌وی انسیکه روی ظاهر از همه حم4 بگردا ند ويك اجپت شود »وسر وی آ نستکه روی دلاز هرچه دردو عالمست ۳ داند و بحق‌تعالی مشغول یله گر داند » تايك‌صفت شو د. وچنانکه قبل‌ظاهر یکی است. قبله‌دل‌هم ۳ است : و نحق‌تعالی است. »و جون دل‌دروادی آندیشپاروان‌باشد؟ همحنان‌باشد کهروی‌ظاهر از وا اس 5 دان‌بود :وچنانکه‌این صورت نماز نبود؛این‌حقیقت‌نماز نبود » وبرایاین کفت لب صلی ان علیه وسلم - که : « هر که در نماز ایستد , وهوا وروی ودل وی با حق‌تعالی باشد ۰ از نماز باز گردد چنانکه گویی ازمادرزاده است یعنی بالكاز«مه گناهان». و بحقیقت بدانکه » چنانکه روی ظاهر ازقبله بر گردانیدن صورت نمازرا باطل کند » روی دل ازحق 11 دانیدن و اندیشهای گر بردن <قیقت روح نماررا باطل کند : چه ظاهرغلاف باطن است : ۰ کارهمه 1 ن دارد که درغلافست ۰ وعازف را بس‌قدری‌نیست. چیزهای‌پوشاندنی ۱ ۲ 0 77 ام بنده‌وار - فش فک نان ۳ از همه ح رت و ۳ فرو استد و ملاژم خدمت باشد - بر سبیل تعظیم وانکسار واندرین‌وقت باید که ازمقام خویش در قیامت بیش حق تعالی باد کند ‏ درآ نوقت که همه اسرار وی اشکارا کنند و بروی ءرضه کند - و بداند که.

Orijinal Metin (FA)

نیمه اسرار درینوقت حق تعالی را اشکرا است : هرچه در دل وی بوده است وهست می‌بیند و می‌داند »و بر باطن وظاهر وی مطلم است ۱ و عجب آنکه : اگر از اهل صلاح درین وقت در وی نظاره می‌کند تا نماز چون کند » همه اعضای خود بادب دارد» واز هیچ حاب انگردد , وشرم دارد ازوی که اندر نمازشتاب کند با التفات کند»ومی‌داندکه حق تعالی بوی می‌نگرد »و آنگاه از وی شرم ندارد ! وچه حپل باشد بیش‌از بر ۰ » که از بنده ببحاره که بدست وی هیچ چیز نیست - شرم دارد » و بسیب نظر وی بادب باشد » و بنظر ملك‌الملو باك ندارد و اسان فرا گرد ؟ ۱ وبرای این بود که بو هر بر ه گفت ت‌ رضی‌آله عنه _ ۰ ۲" یا رسول‌الله 1 ضر 6 از خدای تعالی چگونه باید داشت ؛ » گفت : « چنانکه از ان ۳ از اهل بیت‌خویش شر 6 داری : از ی سرم داری » , 2 سسب این نظیهست: که گ رون از صیحابه جنان ساکن بودندی در نماز که مرغ ازیمان نگریختی : پنداشتی که جمادست . و هرکرا عظمت حق تعالی در دل قرار 5 رفت » و می‌داند که ناظرست بوی » همه اطرأف وی خاشع گردد . و ارین بود که رسول - صلی ار علىه ۵ بیه لم - کسی را درد دست در محاسن می کرد در نماز » گفت 8 اگر دور دل‌وی خشوع بودی » دست وی ۱ 9 تفت دل بودی ! » ۱ ۷ ۰ به اه ارت ت. ۳1 روص خن ر ۲ خ بدانکه ظاهر وی واضع بتن » و معصود ری و اضع دلس و ۱ آنکه بداند که : روی بردهین نبادن تشک عزیز ارین ات بر خاله که آن خحوار تربن چیزهاست تا بدانه که اصل وی از خاکست مرجم وی بخالك خواهد بود : ی درخور اصل خویش کند و ناکسی د بیجار کی اهل تقوی وصلاح - نیکو کار . ۱ ات بر خود بشناسد . وهمحنین درهر کاری سری وحقیقنی است ‏ که جون زآن غافز باشف 4 از ان کار حز صورت‌نصمب وی نامده باشد .

हिन्दी Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

نیمه اسرار درینوقت حق تعالی را اشکرا است : هرچه در دل وی بوده است وهست می‌بیند و می‌داند »و بر باطن وظاهر وی مطلم است ۱ و عجب آنکه : اگر از اهل صلاح درین وقت در وی نظاره می‌کند تا نماز چون کند » همه اعضای خود بادب دارد» واز هیچ حاب انگردد , وشرم دارد ازوی که اندر نمازشتاب کند با التفات کند»ومی‌داندکه حق تعالی بوی می‌نگرد »و آنگاه از وی شرم ندارد ! وچه حپل باشد بیش‌از بر ۰ » که از بنده ببحاره که بدست وی هیچ چیز نیست - شرم دارد » و بسیب نظر وی بادب باشد » و بنظر ملك‌الملو باك ندارد و اسان فرا گرد ؟ ۱ وبرای این بود که بو هر بر ه گفت ت‌ رضی‌آله عنه _ ۰ ۲" یا رسول‌الله 1 ضر 6 از خدای تعالی چگونه باید داشت ؛ » گفت : « چنانکه از ان ۳ از اهل بیت‌خویش شر 6 داری : از ی سرم داری » , 2 سسب این نظیهست: که گ رون از صیحابه جنان ساکن بودندی در نماز که مرغ ازیمان نگریختی : پنداشتی که جمادست . و هرکرا عظمت حق تعالی در دل قرار 5 رفت » و می‌داند که ناظرست بوی » همه اطرأف وی خاشع گردد . و ارین بود که رسول - صلی ار علىه ۵ بیه لم - کسی را درد دست در محاسن می کرد در نماز » گفت 8 اگر دور دل‌وی خشوع بودی » دست وی ۱ 9 تفت دل بودی ! » ۱ ۷ ۰ به اه ارت ت. ۳1 روص خن ر ۲ خ بدانکه ظاهر وی واضع بتن » و معصود ری و اضع دلس و ۱ آنکه بداند که : روی بردهین نبادن تشک عزیز ارین ات بر خاله که آن خحوار تربن چیزهاست تا بدانه که اصل وی از خاکست مرجم وی بخالك خواهد بود : ی درخور اصل خویش کند و ناکسی د بیجار کی اهل تقوی وصلاح - نیکو کار . ۱ ات بر خود بشناسد . وهمحنین درهر کاری سری وحقیقنی است ‏ که جون زآن غافز باشف 4 از ان کار حز صورت‌نصمب وی نامده باشد .

%0
10 Bölüm