[ هیچ کاری بزر گواررازهلم نیست] چون دانستی که عامی بپیحوقت ازخطرخالی نباشد ازینجا معلوم شو د کههیچ کاریکه آدمی بدان مشغولخو اهد شد » فاضلترو بزر گوارترازعلم نخو اهد بود . وهر ۱۷ ۱ یه کهبدان مشغول خواهد شد بر آی طلب دنبا خواهد بود : رعلم تتتی و را در دنیا نیزبرتر ازپیشهها چهمتعلم ازچهارحالخالینبود : با کقایت 9 دارد از دنیا بمیراثی با بجهتی ِ علم تقراییت ما 2ی بود : و سیب عزوی بود در دبا " و ست سعادت آ خرت بود . یکیاین بود ؛ ۱ دیگر ی باشد که کفا «تخویش ندارد » و لکن در ویفناعت باشد» که بدا نجه باشد کفابت تواند 5 د » وقدر درویشی بداند در مسلمانی ۹۹ ور وتم شید لس از توا نگران ببانصد سال دربرشت خواهند 2 علم درحق ۳۹ بش ات دنا و سعادت خر و سدیگر""کسی بودکه علم بیاموزد وحق وی ازحلال بود» ازبیتالمال یااز ات مسلمانانبوی رسد ؛ چندانکه کفایت وی باشد » بی آنکهو برا طلب <ر ایباید کرد با ازساطان ظالم چیزی طلب بایدکرد : پس این هر سهکس داطلبعلم دردین و دنیا آزهمه کارهابهباشد » ۰ چپارم کسی باشد که کفابت خود ندارد ؛ و مقصود وی از علم طلب دنبا باشد و ر وز گار چنات بو د که طلب نتو اند کر دن کفایت خویش الااز ادرار ِ سلطان که از وحوه خراج وظلم باشد » با ازمردمان ۴ رباو مذلت طلب نو اند کرد : ات که راو هرکرا مقصود از طلب علم مال وجاه باشد ؛ و بعلم تست آقد ارزو ان اولتر کهب کت مشغول شود - چون از علمی که فرض عان است ببرداخت که این چنان کس شیطانی شود از شیاطنانس » وخلقی بسیار بوی تباه شود » وهرعامی کهدر وی نگردکه وی حرام میستاند همه حیلتها میکند درطلب دیا بویاقتدا" کند وفساد ویدرمیان خلق بیش ازصلاح باشد : پس چنین دانشمند هرچند کمتر بهتر. پس آن بپتر که دنیا از کارهای دنیایی طلب کند نهاز کارهای دینی . اگر ۳ ید 45 : / علم ویرا از رادنیا باز خواندچذانکه گر وهی گفتهاند « تعلمنا ! اعلي لغیر ) لله ذا ۳ العلم ان یکونالالل4» علم نه برای خدا آموختيم ؛ ولکن علم خود مارا براخدابرد»» حو اب آ نست که آنعلم کتاب وسنت و اسرار ر اما ت و حقابق شریعت بود کهابشانر باز راه آخرت و باز راه خدای برد ؛ و آنگاه بایست آن در باطن ایشان بودکه نگاهداری سه دیگر- سوم . مواجب - شهریه ۰ پیروی ۱۱۸ ند شرهخویش را بدنیا ویزرگات دین را میدید ند کهاز دنبادور بودند؛ و ۱ یشان آر رومند بو دند که بایشان اقتدا کدند : چون علم آن بود وحال روز کار جنان بود امیدوار بود که ابمان نات ان علم گردند وعلم نیع ابشان نگردد ۱ اما این علمپاکه درین روزگار میخوانند» چون: خلاف مذهب و کلامدقصص و طامات و این معلمان که در رو ز کار ند که از علمیای خورش دام دئیا ساختهاند » مخالطت با یشان تحصیلعام از یشانمردراازر اه نیابنگرداند. و لیس الخبر کالهها نی9) نگاه کن تا بیشتراین وم ازعلمای دنیاا ند با از علمای خر ت و خلق را ازهشاهدة احو ال ایشان سودست با زیان ؟ اما ۳ جابی کسی بو د . که تقو یآر استه بود » و راه علماء سلف دارد . و بتعلیم علمی مشغو ل باشد کهآندر ان نخو رف و تحذبر ان از عرور دنیا» صحبت ومشاهده این کس همه را نافع بود تا بتعلیم چه رسد .
[ هیچ کاری بزر گواررازهلم نیست] چون دانستی که عامی بپیحوقت ازخطرخالی نباشد ازینجا معلوم شو د کههیچ کاریکه آدمی بدان مشغولخو اهد شد » فاضلترو بزر گوارترازعلم نخو اهد بود . وهر ۱۷ ۱ یه کهبدان مشغول خواهد شد بر آی طلب دنبا خواهد بود : رعلم تتتی و را در دنیا نیزبرتر ازپیشهها چهمتعلم ازچهارحالخالینبود : با کقایت 9 دارد از دنیا بمیراثی با بجهتی ِ علم تقراییت ما 2ی بود : و سیب عزوی بود در دبا " و ست سعادت آ خرت بود . یکیاین بود ؛ ۱ دیگر ی باشد که کفا «تخویش ندارد » و لکن در ویفناعت باشد» که بدا نجه باشد کفابت تواند 5 د » وقدر درویشی بداند در مسلمانی ۹۹ ور وتم شید لس از توا نگران ببانصد سال دربرشت خواهند 2 علم درحق ۳۹ بش ات دنا و سعادت خر و سدیگر""کسی بودکه علم بیاموزد وحق وی ازحلال بود» ازبیتالمال یااز ات مسلمانانبوی رسد ؛ چندانکه کفایت وی باشد » بی آنکهو برا طلب <ر ایباید کرد با ازساطان ظالم چیزی طلب بایدکرد : پس این هر سهکس داطلبعلم دردین و دنیا آزهمه کارهابهباشد » ۰ چپارم کسی باشد که کفابت خود ندارد ؛ و مقصود وی از علم طلب دنبا باشد و ر وز گار چنات بو د که طلب نتو اند کر دن کفایت خویش الااز ادرار ِ سلطان که از وحوه خراج وظلم باشد » با ازمردمان ۴ رباو مذلت طلب نو اند کرد : ات که راو هرکرا مقصود از طلب علم مال وجاه باشد ؛ و بعلم تست آقد ارزو ان اولتر کهب کت مشغول شود - چون از علمی که فرض عان است ببرداخت که این چنان کس شیطانی شود از شیاطنانس » وخلقی بسیار بوی تباه شود » وهرعامی کهدر وی نگردکه وی حرام میستاند همه حیلتها میکند درطلب دیا بویاقتدا" کند وفساد ویدرمیان خلق بیش ازصلاح باشد : پس چنین دانشمند هرچند کمتر بهتر. پس آن بپتر که دنیا از کارهای دنیایی طلب کند نهاز کارهای دینی . اگر ۳ ید 45 : / علم ویرا از رادنیا باز خواندچذانکه گر وهی گفتهاند « تعلمنا ! اعلي لغیر ) لله ذا ۳ العلم ان یکونالالل4» علم نه برای خدا آموختيم ؛ ولکن علم خود مارا براخدابرد»» حو اب آ نست که آنعلم کتاب وسنت و اسرار ر اما ت و حقابق شریعت بود کهابشانر باز راه آخرت و باز راه خدای برد ؛ و آنگاه بایست آن در باطن ایشان بودکه نگاهداری سه دیگر- سوم . مواجب - شهریه ۰ پیروی ۱۱۸ ند شرهخویش را بدنیا ویزرگات دین را میدید ند کهاز دنبادور بودند؛ و ۱ یشان آر رومند بو دند که بایشان اقتدا کدند : چون علم آن بود وحال روز کار جنان بود امیدوار بود که ابمان نات ان علم گردند وعلم نیع ابشان نگردد ۱ اما این علمپاکه درین روزگار میخوانند» چون: خلاف مذهب و کلامدقصص و طامات و این معلمان که در رو ز کار ند که از علمیای خورش دام دئیا ساختهاند » مخالطت با یشان تحصیلعام از یشانمردراازر اه نیابنگرداند. و لیس الخبر کالهها نی9) نگاه کن تا بیشتراین وم ازعلمای دنیاا ند با از علمای خر ت و خلق را ازهشاهدة احو ال ایشان سودست با زیان ؟ اما ۳ جابی کسی بو د . که تقو یآر استه بود » و راه علماء سلف دارد . و بتعلیم علمی مشغو ل باشد کهآندر ان نخو رف و تحذبر ان از عرور دنیا» صحبت ومشاهده این کس همه را نافع بود تا بتعلیم چه رسد .