۱ اما جامه دریدن باختیار نشاید : که این ضایم کردن مال بود » اما چون مفلوب باشد رو بود : وهر چند که حامه باختار درد ؛ لیکن باشد که در آن اختبار مضطر باشد : که چنان شود که ار خو اهد که نکند نتواند » که نالهُ بیمار اگر چه باختبار بود » لیکن اگرخواهد ده نکند زتواند » ونه هر چه بارادت و فصد بود آدمی از آن دست تواند داشت یمه وفتها: جونل چنین مغلوب شده باشد فاد نبود . اما آزکه صو فیانحامه خرقه کنند باختیار »و بازها قسمت کنند گر وهیاعتر اض کردهاند که این نشاید» وخطاکردهانده که کرباس نیز نشاید که پاره کنند تا پیراهن دورند ) ولیکن چونضایع نکنند وبرای ۰قصودیباره کنند رو باشد 4 همحنینجون بارها چپارسو کنند بایان غرص تاهمه رانصیب بود و بر سحاده و مرقم دوز ند » روا ۳ ۸۷- ۱ رها جات ات سا ی باشد 1 که کر کسی جامهٌ کر باسی ر بصدباره کند 2 بصد دردش دون ) میاح بودجون هر بارة چنان باشد که بکاز ۱ ید . آداب صما ع بدانکه در سماع سه چیز تاه باید داشت : زمان ومکان و اخو ان : ۱ که هروقت دل مشغولی باشد » با وت نماز بود » با وقت طعام خوردنبود »با دفتی ۳ د لیا فش 7 کنده بود ومشغول باشد » سماع بیفایده بود اما مکان : چو ن راه گذر ی باشد » با حائی ناخوشوتاريك بود. با بخانهظالمی بود همه وت شوریده بود . امااخو ان آن بو د که باید که هر که حاضر بود اعل سماع بود » وجون ۹ ی اراهل دنیا حاضر بود ۰ یات ایمنکر باشد یامتکلفی حاضر بو د کذو یثر زمان کلف حال ورقص کند ؛ باقومی ازاهلغفات حاضر باشند که ایشان سماع بر انديشة باطل کنند یا بحدیث بیپده مشغول باشند و بپرحانبی می ۹ ند و بحرمت نباشند یا قومی از رنان نظار 1 باشند » و درمیان قوم حوانان باشند » ۳ از اندیشه بکقب 3 خالی نباشند » این چنین سماع بکار نیاید معنیاین که چنید گفته است که در سماع رمان و مکان واخوان شر طست اینست . اما نشستن بجایی کهزنان حوان بنظار و ومردانجوان باشند ازاهلغفلت که شپوتبریشان عالب بود. حرام بود: که سماع درینوقت آنش شروت ازهر دوحانب تبز کند» وهز کسی شوت بجانبی بگرده و باشد نیز که دل آویخته شود 1 و آن نخم سباری فسق وفساد شود هر گز چنان سماع نباید کرد. س<و ن کسانی که اهل سماع باشند و بسماع اشیییل. ادب نست که هم؛سر در پیشافکنند»ودریکد ی گر 0 ودستوسر نجنبانند» و تکلف هیچ حر کت 0 بلکه چنانکه درتشپد نماز نشینند» وهمهدل باحق تعالی دار ند؛ ومنتظر آن باشندکه چه فتوح پدید ید از غیبت بسیب سماع . وخویشتن نگاه دارند تاباحتیار برنخیزند و حرکت نکنند» و چون کسی بسببغلبات وحد برخیزد باوی موافقت کنند » اگر دستارش بیفتد دستارها بنپند» واين همه اگرچه بدعت است واذصحابه و تابعین نقل ۸۸7 آٍ- ابا ها و و هام و چا چا و و و و و و اه دا ها اس ما مج چا و و و و و وا و و نا و اه هد 6 و و و و و و 5 وج 5 اه اه اه اجه ها با ما مر و مر و و و سا ها 8 و و او و و و و و نکرده! زد کرد ند نهر ج4 ددعت بو د شا وق 4 که ٍ بدعت ند و باشد , که شافعی شون 3 مد رحمةالهعلیه حماعت 9 تراویح رصع ۳ است- رضیالنه عرف.
۱ اما جامه دریدن باختیار نشاید : که این ضایم کردن مال بود » اما چون مفلوب باشد رو بود : وهر چند که حامه باختار درد ؛ لیکن باشد که در آن اختبار مضطر باشد : که چنان شود که ار خو اهد که نکند نتواند » که نالهُ بیمار اگر چه باختبار بود » لیکن اگرخواهد ده نکند زتواند » ونه هر چه بارادت و فصد بود آدمی از آن دست تواند داشت یمه وفتها: جونل چنین مغلوب شده باشد فاد نبود . اما آزکه صو فیانحامه خرقه کنند باختیار »و بازها قسمت کنند گر وهیاعتر اض کردهاند که این نشاید» وخطاکردهانده که کرباس نیز نشاید که پاره کنند تا پیراهن دورند ) ولیکن چونضایع نکنند وبرای ۰قصودیباره کنند رو باشد 4 همحنینجون بارها چپارسو کنند بایان غرص تاهمه رانصیب بود و بر سحاده و مرقم دوز ند » روا ۳ ۸۷- ۱ رها جات ات سا ی باشد 1 که کر کسی جامهٌ کر باسی ر بصدباره کند 2 بصد دردش دون ) میاح بودجون هر بارة چنان باشد که بکاز ۱ ید . آداب صما ع بدانکه در سماع سه چیز تاه باید داشت : زمان ومکان و اخو ان : ۱ که هروقت دل مشغولی باشد » با وت نماز بود » با وقت طعام خوردنبود »با دفتی ۳ د لیا فش 7 کنده بود ومشغول باشد » سماع بیفایده بود اما مکان : چو ن راه گذر ی باشد » با حائی ناخوشوتاريك بود. با بخانهظالمی بود همه وت شوریده بود . امااخو ان آن بو د که باید که هر که حاضر بود اعل سماع بود » وجون ۹ ی اراهل دنیا حاضر بود ۰ یات ایمنکر باشد یامتکلفی حاضر بو د کذو یثر زمان کلف حال ورقص کند ؛ باقومی ازاهلغفات حاضر باشند که ایشان سماع بر انديشة باطل کنند یا بحدیث بیپده مشغول باشند و بپرحانبی می ۹ ند و بحرمت نباشند یا قومی از رنان نظار 1 باشند » و درمیان قوم حوانان باشند » ۳ از اندیشه بکقب 3 خالی نباشند » این چنین سماع بکار نیاید معنیاین که چنید گفته است که در سماع رمان و مکان واخوان شر طست اینست . اما نشستن بجایی کهزنان حوان بنظار و ومردانجوان باشند ازاهلغفلت که شپوتبریشان عالب بود. حرام بود: که سماع درینوقت آنش شروت ازهر دوحانب تبز کند» وهز کسی شوت بجانبی بگرده و باشد نیز که دل آویخته شود 1 و آن نخم سباری فسق وفساد شود هر گز چنان سماع نباید کرد. س<و ن کسانی که اهل سماع باشند و بسماع اشیییل. ادب نست که هم؛سر در پیشافکنند»ودریکد ی گر 0 ودستوسر نجنبانند» و تکلف هیچ حر کت 0 بلکه چنانکه درتشپد نماز نشینند» وهمهدل باحق تعالی دار ند؛ ومنتظر آن باشندکه چه فتوح پدید ید از غیبت بسیب سماع . وخویشتن نگاه دارند تاباحتیار برنخیزند و حرکت نکنند» و چون کسی بسببغلبات وحد برخیزد باوی موافقت کنند » اگر دستارش بیفتد دستارها بنپند» واين همه اگرچه بدعت است واذصحابه و تابعین نقل ۸۸7 آٍ- ابا ها و و هام و چا چا و و و و و و اه دا ها اس ما مج چا و و و و و وا و و نا و اه هد 6 و و و و و و 5 وج 5 اه اه اه اجه ها با ما مر و مر و و و سا ها 8 و و او و و و و و نکرده! زد کرد ند نهر ج4 ددعت بو د شا وق 4 که ٍ بدعت ند و باشد , که شافعی شون 3 مد رحمةالهعلیه حماعت 9 تراویح رصع ۳ است- رضیالنه عرف.