سانی ازایشان با مود بیمان ستند که جون با نان از سل خو د برشرد صد4۶ د هند و از تیکو- کاران باشند ه پس خدا بایشان ازفضل خود غایت فرمود بخل ورزر ید ند و ی و دش ۵ ۵ ۵۰ ۵ 0ب ۵ ۵ ان 6 ۵ب زد ۵ 5 5 100 0۵ سل 622 ۱۳۳ هو و منجیات س_ ۳19 بو ۳3 هیچ چیزدر مالفر ۱ اقتا نت تسس ۰ + ما گر ۱ ۳۳۹ آهرته رود و در باطنوی آن وقارنبود صادق نبودواین صدق براست ۳( داشتن سروعلانیت حاصل [ ید ؛ واين کسی را بود که سروباطن وی بپتر از ظاهر بود با همجون ظاهربود»هوازین گفت رسول_صلواتالهعلیه:«بارخدایاسریرت هن بپتر از علانیت گردان ؛ و علانیت من نیکوکن »۰ هر که بدان صفت نبود در دلالت کردن ظاهر بر باطن کلذب بود واز صدیق بیفتد ؛ وا گرچه مقصود وی ریا نبود » آنکه در مقامات دین حقیقت آنازخو یشتن طلب کید وباوایل وظو آهر آن قباعت نکند چون رهد و محبت وتو کلوخوف و رجاو رضاو شوق که هیچ مزمن از اندك این احوال خالی نبود ؛ ولکن ضیف بود آنکه درین قوی باشد او صادق بود , چنانکه گنت : «ا نما المقمنونلذین ]منوا بالله ور سو له ثم لم بر تا بو ! ۲۱ تا نجاکه گت : «او لكهم الصادقون» » و کم را کهایمان وی بتمامی بود ویر صادق گفت ومدل این آنبود که کسی از جیزی رسد نمان آن بودکه میلرزد و روی وی زرد بود وطعام وشراب نتواند خورد » اگر کسی چنین از خدای بترسد گویند این خوف صادق است اما ا گر گوبدکه از معصیتمی ترسمودست صدق 4۵ وج ازان ندارد این راکاذاب گویند ۳ درهمه مقامات همحنین ماوت سیبارست . س هر که درین هرشش صادق بود و ا آنگاه بکمال بود ویر[ صد ور ت20 ۱ نکه در بعصی ازین صادق بودویر صدیق نگویندو لکن درجفوی رقعدرصدق ژیبود. مومنان [ نکسانند کهبغدا و بیامیرش ایهان ] ورد ند و ساز آن شیهه نکر د ند این چنین کسان صادقان وراستکو یا نند . ات ر کنچبار) در مح سبت و در آفیت أ بدا نکه دای تعالی میگوه بد: در قيامت ترازوها راست بنبیم وبرهیحکس اظم نکنیم وه رکه متقال یک حبه خیر کرده است یا شر بیاورمودر ترازو نپیمحساب خلایق را میتی - « و نضع المو از ین القط لیوم القیمه فلانظلم فیس شیف 6 پس چو ن اين وعده پدادخلقر ۱ بف رمو د تا درین جپان بحسابخویش نظر کنندو گفت ؛ 1 « ولتظرقیما قدمت لفد » 1 ۰«عاقلأ نست که ویرا چپارساعت بود : ساعتی در حسابخور ۳ کید 9 رساعتی باحق مالي مناحات ت کند ۰ وساعتی در ندیسر ۱ ماش خویش کند » وساعتیبرآ نجه ویر ااز دنیا مباح کردهاند پیاساید ».
سانی ازایشان با مود بیمان ستند که جون با نان از سل خو د برشرد صد4۶ د هند و از تیکو- کاران باشند ه پس خدا بایشان ازفضل خود غایت فرمود بخل ورزر ید ند و ی و دش ۵ ۵ ۵۰ ۵ 0ب ۵ ۵ ان 6 ۵ب زد ۵ 5 5 100 0۵ سل 622 ۱۳۳ هو و منجیات س_ ۳19 بو ۳3 هیچ چیزدر مالفر ۱ اقتا نت تسس ۰ + ما گر ۱ ۳۳۹ آهرته رود و در باطنوی آن وقارنبود صادق نبودواین صدق براست ۳( داشتن سروعلانیت حاصل [ ید ؛ واين کسی را بود که سروباطن وی بپتر از ظاهر بود با همجون ظاهربود»هوازین گفت رسول_صلواتالهعلیه:«بارخدایاسریرت هن بپتر از علانیت گردان ؛ و علانیت من نیکوکن »۰ هر که بدان صفت نبود در دلالت کردن ظاهر بر باطن کلذب بود واز صدیق بیفتد ؛ وا گرچه مقصود وی ریا نبود » آنکه در مقامات دین حقیقت آنازخو یشتن طلب کید وباوایل وظو آهر آن قباعت نکند چون رهد و محبت وتو کلوخوف و رجاو رضاو شوق که هیچ مزمن از اندك این احوال خالی نبود ؛ ولکن ضیف بود آنکه درین قوی باشد او صادق بود , چنانکه گنت : «ا نما المقمنونلذین ]منوا بالله ور سو له ثم لم بر تا بو ! ۲۱ تا نجاکه گت : «او لكهم الصادقون» » و کم را کهایمان وی بتمامی بود ویر صادق گفت ومدل این آنبود که کسی از جیزی رسد نمان آن بودکه میلرزد و روی وی زرد بود وطعام وشراب نتواند خورد » اگر کسی چنین از خدای بترسد گویند این خوف صادق است اما ا گر گوبدکه از معصیتمی ترسمودست صدق 4۵ وج ازان ندارد این راکاذاب گویند ۳ درهمه مقامات همحنین ماوت سیبارست . س هر که درین هرشش صادق بود و ا آنگاه بکمال بود ویر[ صد ور ت20 ۱ نکه در بعصی ازین صادق بودویر صدیق نگویندو لکن درجفوی رقعدرصدق ژیبود. مومنان [ نکسانند کهبغدا و بیامیرش ایهان ] ورد ند و ساز آن شیهه نکر د ند این چنین کسان صادقان وراستکو یا نند . ات ر کنچبار) در مح سبت و در آفیت أ بدا نکه دای تعالی میگوه بد: در قيامت ترازوها راست بنبیم وبرهیحکس اظم نکنیم وه رکه متقال یک حبه خیر کرده است یا شر بیاورمودر ترازو نپیمحساب خلایق را میتی - « و نضع المو از ین القط لیوم القیمه فلانظلم فیس شیف 6 پس چو ن اين وعده پدادخلقر ۱ بف رمو د تا درین جپان بحسابخویش نظر کنندو گفت ؛ 1 « ولتظرقیما قدمت لفد » 1 ۰«عاقلأ نست که ویرا چپارساعت بود : ساعتی در حسابخور ۳ کید 9 رساعتی باحق مالي مناحات ت کند ۰ وساعتی در ندیسر ۱ ماش خویش کند » وساعتیبرآ نجه ویر ااز دنیا مباح کردهاند پیاساید ».