وانبیاچون شبانی اند که رم گو سیف دارد » بر راست وی مرغزاری سیزست وبرچب وی غاری که دروی گر بسیارست » این شبان بر کنار غار پایستد و چوب میجنباند تا گوسپند ان بضرورت از هراس چوپ بازبس هیشو ند ومیجهند واز حانب غاریجانبمرغز ار میافتند ۰ معنی فرستادن پیغامبران اینست اما آنچه گفتی که: اگر شقادت حکم کسرده است حد چه سود دارد ؛ سخنی درستست و از ودحپی باطل اأست ) و ادن سخن درست سبب هلا کت نوست » که نشان آ نکه شقاوت ۹3 ی حکم کرده و ت آن بود ک۹ این سخن در دل وی انگند نکند و نکارد و ندرود » ونشان آنکه به مرگ کسی حکم کرده بود از ۳ #۳ کی آن بو د که این سخن دردل وی افکند که اگر درازل 4 کردست که از ۳2 بمیرم مرأنان چهسود دارد و نان نخوردتا بضرررت بمیرد » و گویدکها گر بدرویشی < کم ۳ دم است وو تخم باشیردنچه فادده باشد نکاردتاندرود و ۱ ا که سعادت وی ات ویرا فر احراات ودارت ونان خوردندارد » بساین حکم بپرزهنست تکاس باست وهر موز ا که کار ی را آفر: بدهاند اسراب 1 نویر اهیسر میکنندنه ین بدان کار میرسانند » و بر ای ین گفت ۰« اعملو افکل هدسر لما لتق له »۳ توازاعمال واحوال خویش کهبرتومیرانند بقهر بشارت عاقبت خویش می بر خوان» چون جهد وتگرار غالب شد برتو » بدان که این بشارتی است که میباید ترا بسعادت حکم کردهاند اگر تمام بسر بری ؛ و اگر بطالت و عطلت برتو غالب کردهاند و اين بیپوده در دل تو افنگندند که گویی که اگر در ازل بجهل من حکم کردهاند تکرار چه سود دارد ؟ ازینجا منشور حپالت خویش برخوان » و نشان نست که هرگز بدرحهای نخواهی رسید . ودر حمله تن بر دنبا قیاس کن «ماحلقکم وه-ابعنکمالا کنشی و احسدعج - وسواء محياهم ومماتهم» () وجون این بشناختی این هرسه اشکل برخیزد وتوحید قرار گیرد » و معلوم شود که مبان شرع وعقل و توحید هیچ تناقص نیستبنز درك کسی که ویر ا چشم بصير ت کشاده کردهاند. واندرین بیش ازین اطنابنکنيم» که این کتاباین چنین سخنهااحتمال نکند . عم رکنید » کهرا هر کس بر [ نچه برایاو ۲ فر یدهشده [سانست . ۰ آفرینش وانگیزش شبا چون یکتن است . ۰ وزیستن ومردن ایشان برابراست .
وانبیاچون شبانی اند که رم گو سیف دارد » بر راست وی مرغزاری سیزست وبرچب وی غاری که دروی گر بسیارست » این شبان بر کنار غار پایستد و چوب میجنباند تا گوسپند ان بضرورت از هراس چوپ بازبس هیشو ند ومیجهند واز حانب غاریجانبمرغز ار میافتند ۰ معنی فرستادن پیغامبران اینست اما آنچه گفتی که: اگر شقادت حکم کسرده است حد چه سود دارد ؛ سخنی درستست و از ودحپی باطل اأست ) و ادن سخن درست سبب هلا کت نوست » که نشان آ نکه شقاوت ۹3 ی حکم کرده و ت آن بود ک۹ این سخن در دل وی انگند نکند و نکارد و ندرود » ونشان آنکه به مرگ کسی حکم کرده بود از ۳ #۳ کی آن بو د که این سخن دردل وی افکند که اگر درازل 4 کردست که از ۳2 بمیرم مرأنان چهسود دارد و نان نخوردتا بضرررت بمیرد » و گویدکها گر بدرویشی < کم ۳ دم است وو تخم باشیردنچه فادده باشد نکاردتاندرود و ۱ ا که سعادت وی ات ویرا فر احراات ودارت ونان خوردندارد » بساین حکم بپرزهنست تکاس باست وهر موز ا که کار ی را آفر: بدهاند اسراب 1 نویر اهیسر میکنندنه ین بدان کار میرسانند » و بر ای ین گفت ۰« اعملو افکل هدسر لما لتق له »۳ توازاعمال واحوال خویش کهبرتومیرانند بقهر بشارت عاقبت خویش می بر خوان» چون جهد وتگرار غالب شد برتو » بدان که این بشارتی است که میباید ترا بسعادت حکم کردهاند اگر تمام بسر بری ؛ و اگر بطالت و عطلت برتو غالب کردهاند و اين بیپوده در دل تو افنگندند که گویی که اگر در ازل بجهل من حکم کردهاند تکرار چه سود دارد ؟ ازینجا منشور حپالت خویش برخوان » و نشان نست که هرگز بدرحهای نخواهی رسید . ودر حمله تن بر دنبا قیاس کن «ماحلقکم وه-ابعنکمالا کنشی و احسدعج - وسواء محياهم ومماتهم» () وجون این بشناختی این هرسه اشکل برخیزد وتوحید قرار گیرد » و معلوم شود که مبان شرع وعقل و توحید هیچ تناقص نیستبنز درك کسی که ویر ا چشم بصير ت کشاده کردهاند. واندرین بیش ازین اطنابنکنيم» که این کتاباین چنین سخنهااحتمال نکند . عم رکنید » کهرا هر کس بر [ نچه برایاو ۲ فر یدهشده [سانست . ۰ آفرینش وانگیزش شبا چون یکتن است . ۰ وزیستن ومردن ایشان برابراست .