و چنین گفتهاندکه اول درم ودینار کهدردنیا بزدنداپلیس آثرا بر گرفت ودرچشم مالید و بوسه همیداد وهمیگنت: هر کهتر دوست داردینده منستو بحبی بی معاف ز تخرفان علية یگ بد: دینار ودرم که دم است ودست بویمبرید تاافسون وی بندانید اگرنه زهر وی ترا هلاك کند گفتند افسون وی چیست گفت : دخلی ازحلال بود وخرحی بحقد مسامة بی عبدا (ماك اندر نز دیکعمر بو بدا لهز بز شد وقت وفاتویو گفت یاآهیر الموّمنین کار 0ِِ_ِ دی کههیچکس گر ده است :سیزده فرزند داری وایشان را درمی ودیناری بنگذاشتی کت مرا راست باز نشانید » ویرا باز نشاندند » گفت: ملک ابشائر تیک ندادم و ملک دیگری بابشان ندادم » و فرزندان من ازدو بیروننه اند: یاشاسته و مطییع باشند باناشاسته که شاسته و مطیمحق سبحانهوتعالیباشد ویرا خودحق سبحانه وتعالیبسندهاست» دا گرناشایسته است بپرصفت که افتد باك ندارم. ومحمد بن کمبالقر کی مرحمهاله علیه_ مال بسیار داشت گفتند برای کود کان بگذار , گفت نه» که این مال برای خوبش بگذار ۶ نزد حق سبحانه تعالی» وخدایرا سبحانه و تعالی بگذارم برای فرزندان تا ایشانرا خود نیکو دار د. دبحیی وی معا ۳ بد دومصیبت است مالدار ۱ را بوقت مر ک که هیحکسر اآن نیست:یکی آنکه مال همه ازوی فر استاننده دیگر آنکه ویر یمه بگیر ند و ثعو 3 - بالله منذلکت ِ# س [6- دوز وی هداب و واه اد سا او ها او 9 وا و و 9 و ۱9۱9 ۱۱ و ات تن ۵ و تا ات ون تا تن و ی ی و ری و و ی سا هم ی مق و ما و و و و و و و[ و و و و و و و و و و و وه ۵ و نم و وه ی اي و ی و راه سلو دی بو دن ۳ ۳ بدانکه مالهرچندنکوهیده استبوجوه نیز ستوده است ازوجپی: که اندروی هم شزست و هم خبر » و از اینست که حق سبحانه وتعالی وی را خیر خوانده است در قر آن و گفته ۰ آن رگ خير أً الوصية . الایه » ورسول - علیه السلم- گفته است : نيك چیزی است مالشایسته مرد شایسته را » ؛ و کنت : کادالفشران- یکون کف رابیم آ نست که درویشی بکفر ادا کند» وسبب آنست که کس ی کهخویشتن را اندر مانده وحاجتمند يك من نان همیبیند و اندران حان همی کند وفرزندان و اهل خویش را رنجور همی بیند و آندر دنیا تعمتپاء سبار همیبیند شیطان باوی گوید : این چه عدلست و این چه انصافست که از خدای همیبینی داین چه قسمت ناهموار است که کرده است که ظالمی وفاسقی را چندان مال داده است که نداند که چه دارد وچه کند و بیجارء را از کت هلالک می کند ويكدرم بوی نمیدهد ؟ گر حاحت تو نمیداند خوداندر علم خلل است واگر تواندو نمیدهد اندر جود ورحمت خلل اشت واگر برای آننمیدهدتا اندر خرتئواب دهد بیر نج -کرسنگی و اب 2 آ نداد چرا همیندهد ؟ وا گر نمیتو اند داد پس قدرت بکمال نسست : ودر حمله : اعتفاد کردن که وی رحیم است وجود است و کریم است وهمه عالم را اندر رنج همی دارد وخزانه وی بر نعمت و نمیدهد » این دشوار بود دشیطان اینجا راه وسوسه یابد؛ ومستلهٌ قدر که سر آن برهمه پوشیدهاست فراپیشویدارد تاباشد که خشم برویغالب شود » فلك را وروز کار را دشنام دادن گیرد و همیگوید : فلك خرف شده است و روز گار تعارز _ شده است و نعمت بنامستحقان میدهد » واگر با وی گویند که این فاكت و این روز کار مسخرهست آندر قدرت آفر ید کار ؟
و چنین گفتهاندکه اول درم ودینار کهدردنیا بزدنداپلیس آثرا بر گرفت ودرچشم مالید و بوسه همیداد وهمیگنت: هر کهتر دوست داردینده منستو بحبی بی معاف ز تخرفان علية یگ بد: دینار ودرم که دم است ودست بویمبرید تاافسون وی بندانید اگرنه زهر وی ترا هلاك کند گفتند افسون وی چیست گفت : دخلی ازحلال بود وخرحی بحقد مسامة بی عبدا (ماك اندر نز دیکعمر بو بدا لهز بز شد وقت وفاتویو گفت یاآهیر الموّمنین کار 0ِِ_ِ دی کههیچکس گر ده است :سیزده فرزند داری وایشان را درمی ودیناری بنگذاشتی کت مرا راست باز نشانید » ویرا باز نشاندند » گفت: ملک ابشائر تیک ندادم و ملک دیگری بابشان ندادم » و فرزندان من ازدو بیروننه اند: یاشاسته و مطییع باشند باناشاسته که شاسته و مطیمحق سبحانهوتعالیباشد ویرا خودحق سبحانه وتعالیبسندهاست» دا گرناشایسته است بپرصفت که افتد باك ندارم. ومحمد بن کمبالقر کی مرحمهاله علیه_ مال بسیار داشت گفتند برای کود کان بگذار , گفت نه» که این مال برای خوبش بگذار ۶ نزد حق سبحانه تعالی» وخدایرا سبحانه و تعالی بگذارم برای فرزندان تا ایشانرا خود نیکو دار د. دبحیی وی معا ۳ بد دومصیبت است مالدار ۱ را بوقت مر ک که هیحکسر اآن نیست:یکی آنکه مال همه ازوی فر استاننده دیگر آنکه ویر یمه بگیر ند و ثعو 3 - بالله منذلکت ِ# س [6- دوز وی هداب و واه اد سا او ها او 9 وا و و 9 و ۱9۱9 ۱۱ و ات تن ۵ و تا ات ون تا تن و ی ی و ری و و ی سا هم ی مق و ما و و و و و و و[ و و و و و و و و و و و وه ۵ و نم و وه ی اي و ی و راه سلو دی بو دن ۳ ۳ بدانکه مالهرچندنکوهیده استبوجوه نیز ستوده است ازوجپی: که اندروی هم شزست و هم خبر » و از اینست که حق سبحانه وتعالی وی را خیر خوانده است در قر آن و گفته ۰ آن رگ خير أً الوصية . الایه » ورسول - علیه السلم- گفته است : نيك چیزی است مالشایسته مرد شایسته را » ؛ و کنت : کادالفشران- یکون کف رابیم آ نست که درویشی بکفر ادا کند» وسبب آنست که کس ی کهخویشتن را اندر مانده وحاجتمند يك من نان همیبیند و اندران حان همی کند وفرزندان و اهل خویش را رنجور همی بیند و آندر دنیا تعمتپاء سبار همیبیند شیطان باوی گوید : این چه عدلست و این چه انصافست که از خدای همیبینی داین چه قسمت ناهموار است که کرده است که ظالمی وفاسقی را چندان مال داده است که نداند که چه دارد وچه کند و بیجارء را از کت هلالک می کند ويكدرم بوی نمیدهد ؟ گر حاحت تو نمیداند خوداندر علم خلل است واگر تواندو نمیدهد اندر جود ورحمت خلل اشت واگر برای آننمیدهدتا اندر خرتئواب دهد بیر نج -کرسنگی و اب 2 آ نداد چرا همیندهد ؟ وا گر نمیتو اند داد پس قدرت بکمال نسست : ودر حمله : اعتفاد کردن که وی رحیم است وجود است و کریم است وهمه عالم را اندر رنج همی دارد وخزانه وی بر نعمت و نمیدهد » این دشوار بود دشیطان اینجا راه وسوسه یابد؛ ومستلهٌ قدر که سر آن برهمه پوشیدهاست فراپیشویدارد تاباشد که خشم برویغالب شود » فلك را وروز کار را دشنام دادن گیرد و همیگوید : فلك خرف شده است و روز گار تعارز _ شده است و نعمت بنامستحقان میدهد » واگر با وی گویند که این فاكت و این روز کار مسخرهست آندر قدرت آفر ید کار ؟