اماانکه موافق هوای ویبود ۳ ۹ ر آنچبار) جون مال و نعمت وحاه وان درستی وزن وذرز ند بمراد و آنحه بدین ماند » صبر اندر مهم ثر ثست کها ؟ رخود را فرو ۳ دواندر تنعم فر اج فر ارود ودلبر آن و باز زاره رار گیرد» دروی بطر وطغیان ۳ بده چهگفتهاند که همه کس اندر هحستصیر کنداما ندر عافیت صدر نکندی؟ رصدیفی. و<و ل مال ونعمت ا زدر ور وان فا مش هن و تن مدتی که اندر محنت بودیم صبربپتر و انستیم کردن ازین که اکنون اندرنعمت وتوانائی وازین گفت حقتعالی , « ما امو الکم و او لاد کم فتنه» . ودر حمأژه نس درون باتو ناگی دشوار بوده وعصمت مین 1۳ بو د که توانائی ندهد . و صمر اندرنعمت بدال بو د که دل بر ان ننید و بدأنشادی تعارز نکن و ,دا ند کهعار بت است و زود از وی باژ خو اهندستد ) بلکه خود آن تعمت نداند : که باشد که سیب صان درحات ویباشد آندر قیامت سس بفت؟ 1 مشغول شود تاحق خدایتعالی از د هد و اندرین هر ی اصدری حاحت بو ۵. ما مال وازتن و ازهر نعمت که دارد همی آن احوال که موافق هوا نبودسه نوع باشد: یکی نکه باختبار وی بود »جونطاعت ور معصست ) دو م1 نکه باختماز وی یود جو ن بلاو هصیدت) سیم نکه اصل باختیاز وی مود دلیکن اندر دفم ومکافات اختباز بود» چون ر نجانیدن مردمان ویر ا: اما بحه باختباز بو دجو ن طاعت. اندر وی بصبر حاحت بود» ج4 بعضی ازعبادات دشوار بود از کاهلیچون نماز» و عصی از بل جون ز کوته 2 بعصی از هر دو چودحج» و بیصبر ممکن نبود. و اندرهرطاعتی بصیر حاحت بود اندراول وی و اندرمیانه وی و اندر آ خر وی اما اول نکه اخلاص اندر یت درست کند و ربا ازدلی دور کند ق ات دشوار بود و دیگر انکه ندرمیانه تین . 3325 و شرط و آداب ویبا هیچ چیز آمیخته نگند که ا گر اندرنماز بود بپیج سو نشنگر د و از هیچ چیز نه! ندیشد» واما س از عبادت صیر کند ازظاهر کردن وبگفتن که جه کر دم وصیر کند ازعب بدان» واما تن هااشیت تفت قشم آن حز بصیر راست نیاید » وهر چدد که شروت قوی تر و آن معصیت آسانتر صبر بر ثر اد ان معصیت دشوارتر » واز - اتیتق کهاعیر ارعضت ربان وق راو اس که رانا تفن آسائینت ون مار کنیه] بد عادت شود 2 علدت یوت 5 دد» و کی از حنو د شیطان عادست وبدین سیب ژبان اندرغییت ودردغ وثنابر خویشتن وقدح/ بر ان واهثال اینروان ۱ ها وا ۵ و و او و و ۵ ۵ ۵ ۵ ۱ ۵ و و و و اب با سا اب وچ و ۱ با و اب و و ما و و یا و من و ما ما ما من ما ما ود و و و و وب ما ما نا ۸ و و و اه و و ان او و لاخ و و و و و و ود و و اد مس سا و و و و 0 ما ها و و و و و ها اه ها هه نم و #6 بود » واندر رك کلمه که فر اسر ژبان ید وهر دماثر ازاره غب آهف مذ و بخو اهند پسندید صبر آژانبر نج بسیاربود » و بیشتر انبود که خودبا مخالطت ممکن نگر دد و به عزلت از آن سالاعت حوید .
اماانکه موافق هوای ویبود ۳ ۹ ر آنچبار) جون مال و نعمت وحاه وان درستی وزن وذرز ند بمراد و آنحه بدین ماند » صبر اندر مهم ثر ثست کها ؟ رخود را فرو ۳ دواندر تنعم فر اج فر ارود ودلبر آن و باز زاره رار گیرد» دروی بطر وطغیان ۳ بده چهگفتهاند که همه کس اندر هحستصیر کنداما ندر عافیت صدر نکندی؟ رصدیفی. و<و ل مال ونعمت ا زدر ور وان فا مش هن و تن مدتی که اندر محنت بودیم صبربپتر و انستیم کردن ازین که اکنون اندرنعمت وتوانائی وازین گفت حقتعالی , « ما امو الکم و او لاد کم فتنه» . ودر حمأژه نس درون باتو ناگی دشوار بوده وعصمت مین 1۳ بو د که توانائی ندهد . و صمر اندرنعمت بدال بو د که دل بر ان ننید و بدأنشادی تعارز نکن و ,دا ند کهعار بت است و زود از وی باژ خو اهندستد ) بلکه خود آن تعمت نداند : که باشد که سیب صان درحات ویباشد آندر قیامت سس بفت؟ 1 مشغول شود تاحق خدایتعالی از د هد و اندرین هر ی اصدری حاحت بو ۵. ما مال وازتن و ازهر نعمت که دارد همی آن احوال که موافق هوا نبودسه نوع باشد: یکی نکه باختبار وی بود »جونطاعت ور معصست ) دو م1 نکه باختماز وی یود جو ن بلاو هصیدت) سیم نکه اصل باختیاز وی مود دلیکن اندر دفم ومکافات اختباز بود» چون ر نجانیدن مردمان ویر ا: اما بحه باختباز بو دجو ن طاعت. اندر وی بصبر حاحت بود» ج4 بعضی ازعبادات دشوار بود از کاهلیچون نماز» و عصی از بل جون ز کوته 2 بعصی از هر دو چودحج» و بیصبر ممکن نبود. و اندرهرطاعتی بصیر حاحت بود اندراول وی و اندرمیانه وی و اندر آ خر وی اما اول نکه اخلاص اندر یت درست کند و ربا ازدلی دور کند ق ات دشوار بود و دیگر انکه ندرمیانه تین . 3325 و شرط و آداب ویبا هیچ چیز آمیخته نگند که ا گر اندرنماز بود بپیج سو نشنگر د و از هیچ چیز نه! ندیشد» واما س از عبادت صیر کند ازظاهر کردن وبگفتن که جه کر دم وصیر کند ازعب بدان» واما تن هااشیت تفت قشم آن حز بصیر راست نیاید » وهر چدد که شروت قوی تر و آن معصیت آسانتر صبر بر ثر اد ان معصیت دشوارتر » واز - اتیتق کهاعیر ارعضت ربان وق راو اس که رانا تفن آسائینت ون مار کنیه] بد عادت شود 2 علدت یوت 5 دد» و کی از حنو د شیطان عادست وبدین سیب ژبان اندرغییت ودردغ وثنابر خویشتن وقدح/ بر ان واهثال اینروان ۱ ها وا ۵ و و او و و ۵ ۵ ۵ ۵ ۱ ۵ و و و و اب با سا اب وچ و ۱ با و اب و و ما و و یا و من و ما ما ما من ما ما ود و و و و وب ما ما نا ۸ و و و اه و و ان او و لاخ و و و و و و ود و و اد مس سا و و و و 0 ما ها و و و و و ها اه ها هه نم و #6 بود » واندر رك کلمه که فر اسر ژبان ید وهر دماثر ازاره غب آهف مذ و بخو اهند پسندید صبر آژانبر نج بسیاربود » و بیشتر انبود که خودبا مخالطت ممکن نگر دد و به عزلت از آن سالاعت حوید .