()عر پوش و ۲ او هه و او واه و اه اه و و او پا و وا و اه و و و ۵ اه و ها ها ان ما ۵ ۵ اه ان اه هم دس و و ار ها ها وش ۵ و و و و ها ها و و و وا ام وا و و اه اه و و و ار و و و ما هط اد « و لح لا ت<ءونالذا صحین ۱۱ درصفت دروغرنان » وهر که ناصحرادوست ندارد از ان بود که رعو نت و کبر بردین وی غلبه دارد . و ار _ همه حایی باشد که أنکس عیب خویش نداند» چوت بداند » )۲( و ۱ شکار 3 »واکر ان تکیت بدان بود که درحق نو رد باید داد دعر حبص تقصیر کرده باشد » اولیتر بوشیدن و نادا نسته انگاشتن بشرط انکه دلهتغیر نذود ۲ (۳( 5 ِ هه دردوستی » اگر متغیر خو اهدشد » عتاب کردن " " در سب اولیتر ازقطیعت " وقطیعت وه 2 : : بپتر از 2ضعت ۱ وربان دراز کردن ۰ و اند که مقصو د و ار صیحیت ان بو ۵ 4 خلق خوش ر هردب ۳ 5 باحتمال کر دناز بر ادر ان » نه انکه ازیغان نسکو ۳ چشمدار ی » ابو بکر دای 3 ید رحمهالله ت "مر دی بامن صیحرت گرد 2 بر دل من گران بود » دی ر ری بحشمدم تا آن گرانی ازدل من بر خیزد » بر نخاست ری بگرفتم و بخانه بردم و گفتم : کف بای برردی من ن۵ ! گفت : الیته زینهان گفتم 4 لا بدچنین بابد کرد ۰ چنان کرد 85 نگرانی ازدل من برخاست . و بوعلی ر باطی گوید باعید اللهر اری همر اه شدعدر بادیه ؛ او کت آهیز: هن باشم درراه یائو 1 گفتم : و ,گفت ۱ بایث که پر 4 بگویم ات اعرن داری کفتم ۳ ۳9 وطاعه )0( 3 گفت ان و در ه ساوز 4 ساوردم وزاد وحامه هر ٩< هر دوداشتیم در ۱ نحا نباد 2 بر هنت خود نراد 2 ی برد » هر رل 4 گفتهی شوی ٍ گنت : زه با تو بگفتهام ۹4 ابر همم 1 و فرمان بر دار باش 4 دیگر شب باران ۳ ۳ رور وی بر بای ایستاد ۳ ۳۹3 دیر مر ۰ میداشت ۳ بار ان برهن » هر گز اورا امیر نکردهی . ۱ ۱ ۱ ه ۳ ۷ ۳ ۴ سوق عفو کر دنازز ات " و تقصیر ؛ و بزر گان کفتهانن , « ۳۳ بر آدری شم تقصبری درحجق نو کند هفتاد گو زد عذروی ازخویش بیخواه ِ اگر نس و نمدیرد 1 باخوبشتن گوی ۳ رت بدخویی وبد گو هر کسی که «ولی 4 برادر )۱ و لکن نصیحت کنند کان را دوست ندارند ۰ نگوشه و کنابه ۰ سرزنش کردن ۲ بریدن (دوستی) ۰ (ه) بد گوئی ۰ میشنوم وفرمانبردارم ۰ لغزش - خطا . ۵ مر اده 2 مازدی و هفتادعذر بیخو است و نیذیرفتی اک وا گر تصیر بدان بود که «ردی معصتی رود وی راباطف نصحیت کن تادست باز دارد » واگر دست ندارد و اصرار گناد خودنادیده انگار ِ واگر اصرار کند نصحیت کن» گر قابده نداد صحابه رادرین مسگلهاختالافست که جه باید کرد ۴ مذهب !
()عر پوش و ۲ او هه و او واه و اه اه و و او پا و وا و اه و و و ۵ اه و ها ها ان ما ۵ ۵ اه ان اه هم دس و و ار ها ها وش ۵ و و و و ها ها و و و وا ام وا و و اه اه و و و ار و و و ما هط اد « و لح لا ت<ءونالذا صحین ۱۱ درصفت دروغرنان » وهر که ناصحرادوست ندارد از ان بود که رعو نت و کبر بردین وی غلبه دارد . و ار _ همه حایی باشد که أنکس عیب خویش نداند» چوت بداند » )۲( و ۱ شکار 3 »واکر ان تکیت بدان بود که درحق نو رد باید داد دعر حبص تقصیر کرده باشد » اولیتر بوشیدن و نادا نسته انگاشتن بشرط انکه دلهتغیر نذود ۲ (۳( 5 ِ هه دردوستی » اگر متغیر خو اهدشد » عتاب کردن " " در سب اولیتر ازقطیعت " وقطیعت وه 2 : : بپتر از 2ضعت ۱ وربان دراز کردن ۰ و اند که مقصو د و ار صیحیت ان بو ۵ 4 خلق خوش ر هردب ۳ 5 باحتمال کر دناز بر ادر ان » نه انکه ازیغان نسکو ۳ چشمدار ی » ابو بکر دای 3 ید رحمهالله ت "مر دی بامن صیحرت گرد 2 بر دل من گران بود » دی ر ری بحشمدم تا آن گرانی ازدل من بر خیزد » بر نخاست ری بگرفتم و بخانه بردم و گفتم : کف بای برردی من ن۵ ! گفت : الیته زینهان گفتم 4 لا بدچنین بابد کرد ۰ چنان کرد 85 نگرانی ازدل من برخاست . و بوعلی ر باطی گوید باعید اللهر اری همر اه شدعدر بادیه ؛ او کت آهیز: هن باشم درراه یائو 1 گفتم : و ,گفت ۱ بایث که پر 4 بگویم ات اعرن داری کفتم ۳ ۳9 وطاعه )0( 3 گفت ان و در ه ساوز 4 ساوردم وزاد وحامه هر ٩< هر دوداشتیم در ۱ نحا نباد 2 بر هنت خود نراد 2 ی برد » هر رل 4 گفتهی شوی ٍ گنت : زه با تو بگفتهام ۹4 ابر همم 1 و فرمان بر دار باش 4 دیگر شب باران ۳ ۳ رور وی بر بای ایستاد ۳ ۳۹3 دیر مر ۰ میداشت ۳ بار ان برهن » هر گز اورا امیر نکردهی . ۱ ۱ ۱ ه ۳ ۷ ۳ ۴ سوق عفو کر دنازز ات " و تقصیر ؛ و بزر گان کفتهانن , « ۳۳ بر آدری شم تقصبری درحجق نو کند هفتاد گو زد عذروی ازخویش بیخواه ِ اگر نس و نمدیرد 1 باخوبشتن گوی ۳ رت بدخویی وبد گو هر کسی که «ولی 4 برادر )۱ و لکن نصیحت کنند کان را دوست ندارند ۰ نگوشه و کنابه ۰ سرزنش کردن ۲ بریدن (دوستی) ۰ (ه) بد گوئی ۰ میشنوم وفرمانبردارم ۰ لغزش - خطا . ۵ مر اده 2 مازدی و هفتادعذر بیخو است و نیذیرفتی اک وا گر تصیر بدان بود که «ردی معصتی رود وی راباطف نصحیت کن تادست باز دارد » واگر دست ندارد و اصرار گناد خودنادیده انگار ِ واگر اصرار کند نصحیت کن» گر قابده نداد صحابه رادرین مسگلهاختالافست که جه باید کرد ۴ مذهب !