Qur'an&Sunnahالقرآن

Gazâlî — Kimyâ-yı Saâdet (Farsça asıl)

Ebû Hâmid Muhammed el-Gazâlî · FA

Orijinal Metin (FA)

ومعاد همی گو بد که‌رسول -علیه السلم- گفت که: حقعز ژجل‌هفت فرشته‌بیش از آفریدن آسمانها بیافریدپس از آن آسمانیا پیافریدوهریکی را کردهو کل‌بر ۳ ودر بانی آن آسمان بوی‌داد» چون‌فر شتگان‌زمین که کر دار خلق نویسندو آ نان‌حفظه " اندعمل‌بنده که از بامدادتاشب کر ده باشد رفع کنند تا آ سمان‌اول برند و برطاعت وی‌ثناه بسیار گو بندو چندان‌عبادت کر ده‌باشد که نوروی‌چون‌نور آفتاب بود » آن‌فرشته که مو کل بود نز اتیتان اول گویداین طاعت برید و بر روی وی باز زنید که‌من نگاهبان اهل عیبتم مراحق تعالی فرموده‌است که‌هر که غیبت کندمگذار کهعملو ی بر نو بگذر د» س‌عمل دیگر ی ر فم کنند که‌غیبت نکر ده‌باشدنا با سمان‌دوم آن‌فر رت ۳ بد ببرید وبر روی وی‌باز زنید که این بر آی‌دنبا ۳ ده است‌واندر محالس شرنك ما نباز )۲( یمنی تابر جای خود سته و مندمدشد ۳( تگاهبانان ۱ تا ۵۷ ها ها ها و و و و ۵ ۱ اس سم مد ها هو و و و و و ۵ 8 او او سس و و وخ و اجه و اس و مب وا ما با اه نم مس اه و ور هه و ماخ و و و و وا او ی ما یی همم ض ام عقوم مق مس تک مه خططم و تکام تام سوم هت برمردمان فخر کرده ات وخ اف فرح ان که‌عمل‌وی‌را منم کنم؟ بس‌عمل دیگری‌رفم ۱ کنند که ندروی‌صدقه باشد وروزهو نماز» وحفظه ۶ب بمانده باشنداز نوروی » و ۳ ن بایان سیومرسدان فرشته ید کمن مو کلم‌بر » که من عمل‌متکه رانر منع ووی برمردمانتکیر کر دی‌بس‌عمل‌دیگر عرفم کنند تاباسمان چپارم» آن فر ۳ بدا که‌من‌مو کلعجبمو عمل‌دی‌بی‌عجب نبودی» نگذار که‌عملو ی‌ادمن در گذر د» پس‌عمل دیگر ی ر فم کنند و آنعمل چونعءر وسی بو د که بشوهر تسلیم خو اهند کرد ۱ زایتما پنجم بر ند آن‌فرشته گوید که آ ن‌عمل‌برروی‌وی باززنیده بر گر دن وی‌نهید که من‌موکل ‏ حسدم‌هر ٩4در‏ عامو عمل ,در تَ ی‌رسبدی‌اور احسد کر دی» پس عمل د ت9۳ یر فع‌کنند ۱ وهیج منع و و باسمان‌ششم , ان ه رنه و بد ک۸ا: ن عمل‌سر بدو برروی وی بازز ثبد کهوی‌بر هیهکس 1 ونر ۱ بالابیر ز نع< جی‌رسیدیرحمت نکر دی بلکه‌شادی کردی» دمن ور 3 رحمت‌ام هر ۱ قرمو ده‌اند تا عمل ۳۹ منم کنم 4 وی ی ر فع کنند که نوروی چون نور فتاب بود وبا نك آن در آسما نبا افتاده باشد و هیحکس منم نتواند کرد » چون‌بآًسمان هفتم رسد آن‌فرشته‌گوید این عمل بر روی وی باز زنیدکه وی بدین‌عمل خدایر تخواست بلکه‌مقصود وی حشمت بودنزديك علما » و نام وبانك بود اندرشرها ؛ وهرچه چنین بود ریا باشد وخدای تعالی عمل مرایی نیذیرد » پس‌عمل ‏ دیگری 9 واز آسمان هم م بر گذرانند واندر وی هم4 4 خلق ب؟ و بود و ذکر و تسبیح‌ژهمه و رشتگان اسان ک اهی دهند که اینعملبا کت و باخلاص اشت بحق ۱ تعال ی گوید شمانگاه بان عملید و من: دل » دکاین عمل نهبرای م ن کرده است واندر دل ثت دیگر داشت . لعنت من ۰ که خدا: م بروی باد » فرشتگان همه لعت . ۳ 0 و لعنت نو ولعنت ما بروی باد؛ و ۱ آسمانهاگویند لعنت ما بروی بد‌هفت ۱ آسمان وهرچه اندرهفت آسمان است بروی لعنت‌کنند . وامثال این اندر ربا سیار سر ۱ مشفه است ۲ 7 ۱ آبار ؛ عمر- رضی هه مردی‌را دید سردرییش ش آأفکنده رد ۷۳9 باژ سااه گفت ای خداو گر دن کذ راست از ك . که خشو ع ندر دل بود نهآ ندر گر دن.

English Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

ومعاد همی گو بد که‌رسول -علیه السلم- گفت که: حقعز ژجل‌هفت فرشته‌بیش از آفریدن آسمانها بیافریدپس از آن آسمانیا پیافریدوهریکی را کردهو کل‌بر ۳ ودر بانی آن آسمان بوی‌داد» چون‌فر شتگان‌زمین که کر دار خلق نویسندو آ نان‌حفظه " اندعمل‌بنده که از بامدادتاشب کر ده باشد رفع کنند تا آ سمان‌اول برند و برطاعت وی‌ثناه بسیار گو بندو چندان‌عبادت کر ده‌باشد که نوروی‌چون‌نور آفتاب بود » آن‌فرشته که مو کل بود نز اتیتان اول گویداین طاعت برید و بر روی وی باز زنید که‌من نگاهبان اهل عیبتم مراحق تعالی فرموده‌است که‌هر که غیبت کندمگذار کهعملو ی بر نو بگذر د» س‌عمل دیگر ی ر فم کنند که‌غیبت نکر ده‌باشدنا با سمان‌دوم آن‌فر رت ۳ بد ببرید وبر روی وی‌باز زنید که این بر آی‌دنبا ۳ ده است‌واندر محالس شرنك ما نباز )۲( یمنی تابر جای خود سته و مندمدشد ۳( تگاهبانان ۱ تا ۵۷ ها ها ها و و و و ۵ ۱ اس سم مد ها هو و و و و و ۵ 8 او او سس و و وخ و اجه و اس و مب وا ما با اه نم مس اه و ور هه و ماخ و و و و وا او ی ما یی همم ض ام عقوم مق مس تک مه خططم و تکام تام سوم هت برمردمان فخر کرده ات وخ اف فرح ان که‌عمل‌وی‌را منم کنم؟ بس‌عمل دیگری‌رفم ۱ کنند که ندروی‌صدقه باشد وروزهو نماز» وحفظه ۶ب بمانده باشنداز نوروی » و ۳ ن بایان سیومرسدان فرشته ید کمن مو کلم‌بر » که من عمل‌متکه رانر منع ووی برمردمانتکیر کر دی‌بس‌عمل‌دیگر عرفم کنند تاباسمان چپارم» آن فر ۳ بدا که‌من‌مو کلعجبمو عمل‌دی‌بی‌عجب نبودی» نگذار که‌عملو ی‌ادمن در گذر د» پس‌عمل دیگر ی ر فم کنند و آنعمل چونعءر وسی بو د که بشوهر تسلیم خو اهند کرد ۱ زایتما پنجم بر ند آن‌فرشته گوید که آ ن‌عمل‌برروی‌وی باززنیده بر گر دن وی‌نهید که من‌موکل ‏ حسدم‌هر ٩4در‏ عامو عمل ,در تَ ی‌رسبدی‌اور احسد کر دی» پس عمل د ت9۳ یر فع‌کنند ۱ وهیج منع و و باسمان‌ششم , ان ه رنه و بد ک۸ا: ن عمل‌سر بدو برروی وی بازز ثبد کهوی‌بر هیهکس 1 ونر ۱ بالابیر ز نع< جی‌رسیدیرحمت نکر دی بلکه‌شادی کردی» دمن ور 3 رحمت‌ام هر ۱ قرمو ده‌اند تا عمل ۳۹ منم کنم 4 وی ی ر فع کنند که نوروی چون نور فتاب بود وبا نك آن در آسما نبا افتاده باشد و هیحکس منم نتواند کرد » چون‌بآًسمان هفتم رسد آن‌فرشته‌گوید این عمل بر روی وی باز زنیدکه وی بدین‌عمل خدایر تخواست بلکه‌مقصود وی حشمت بودنزديك علما » و نام وبانك بود اندرشرها ؛ وهرچه چنین بود ریا باشد وخدای تعالی عمل مرایی نیذیرد » پس‌عمل ‏ دیگری 9 واز آسمان هم م بر گذرانند واندر وی هم4 4 خلق ب؟ و بود و ذکر و تسبیح‌ژهمه و رشتگان اسان ک اهی دهند که اینعملبا کت و باخلاص اشت بحق ۱ تعال ی گوید شمانگاه بان عملید و من: دل » دکاین عمل نهبرای م ن کرده است واندر دل ثت دیگر داشت . لعنت من ۰ که خدا: م بروی باد » فرشتگان همه لعت . ۳ 0 و لعنت نو ولعنت ما بروی باد؛ و ۱ آسمانهاگویند لعنت ما بروی بد‌هفت ۱ آسمان وهرچه اندرهفت آسمان است بروی لعنت‌کنند . وامثال این اندر ربا سیار سر ۱ مشفه است ۲ 7 ۱ آبار ؛ عمر- رضی هه مردی‌را دید سردرییش ش آأفکنده رد ۷۳9 باژ سااه گفت ای خداو گر دن کذ راست از ك . که خشو ع ندر دل بود نهآ ندر گر دن.

Orijinal Metin (FA)

او امامه گر ست آندرسدود گفت‌چو ن نو که که بو ودی کر 0 9۷۲ ت‌ ۳ درد که در مسحد هی . د کن‌سو ۳ اندر منجد همی‌کنی اندرخانه کردی ۷ علی - رضی - عنه 3 "۳ وان دو نشانست : چون تما ,ود کاهل بود رد چون مردمان را بیئد بنشاط بود ؛ وجون بروی ثنا گویند اندر عمل افزاید و چون ههد کمق. کناا ۱ ۷ افیف ۵سیب را گفت : 73 که مالسی بدهد برای مزد حق تعا ی و بسرای تناه خلق چه گوبی + گفت‌همی خواهد که حق تعالی ویرا دشمن گیرد ؛ گفت ت نه , گفت : پس چون کاری کند جز برای حق تعالی نبایدکرد . عمر- رضی‌العنه یکی رابدره بزد » پسگفت بیا وقصاصکن ومرا باززن » گفت بتو وبخدای بخشیدم ,گفت بکاری نیاید ؛ با بمن بخش تاحق آن بشناسم با بخدای بخش بی و فضیل گوید وفتی بدانجه همی کردند رباهمی ی کنند ریامی کنند ۱ قتاده گوید چون بنده ریا کندخدای تعالی کو ید بنگر بد که بندهُ من مر چگو نه استپزا هی نف ربدا کر دن کاردا که بدان دبا۲ کردند وا کنون بدانچه نه بدانکه حفیقت ریا ۱ ۷ بود که خویشتن بمارسابی فر مردمان نماد باخویشتن بمز ديك خلق آراسته کند و اندردل مردمان قبول گبرد خ ویرا جر هت دار ند وتعظیم کنند و بوی بجشم نیکونگرنده واین بدان‌بود که چیزی که دلیل پارسایی دبزد کی ات [ندر ددن برایشان عرصه می کند همی فر انم‌اید ۰ واین مج سس انیت وس صورت تن‌است جنانکه روی‌زرد کند تایندارند که‌بشب تسد ۰خویشتن اول نزارهمی کند ۳ پندار ند که‌مجاهدتیعظیم کند 0و روی گر فته داردتایندار ند که ازاندوه دبن چنانست » وموی بشانه تن تایندار ند که خود فراغت ان ندارد » واز خود با دنباورد و سخن هسته گوید ۳ بندارند که اندر دل وی وفار دین ات۸ ولب هو آسیشه اف ۳ بندارند که‌روزه دارد وجون این سیمب بندارمردمان کنند نفس را اندر اظ پاراین‌شر بو لذت‌بود» وبدین گفت عییی 8 ۰ : «چون ؟ سی روزه‌تار دیاید که موی بشانه کند وسرمه اندر چشم کشد ولتت ۳ لوده کناقبا ات نداند که روزه دارست ؛ چثئسی ‏ ریا باشد بحامه چنانکه صوف بوشد » و حامهُ درشت و کوناه وشوخکینو دو) دریده دارد تا بندار ند که زاهدت ) وحامه کبود وسحاده دمرقع صوفیان ,. لبی که از تشنگی کم خون وخشکیده باشد .

English Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

او امامه گر ست آندرسدود گفت‌چو ن نو که که بو ودی کر 0 9۷۲ ت‌ ۳ درد که در مسحد هی . د کن‌سو ۳ اندر منجد همی‌کنی اندرخانه کردی ۷ علی - رضی - عنه 3 "۳ وان دو نشانست : چون تما ,ود کاهل بود رد چون مردمان را بیئد بنشاط بود ؛ وجون بروی ثنا گویند اندر عمل افزاید و چون ههد کمق. کناا ۱ ۷ افیف ۵سیب را گفت : 73 که مالسی بدهد برای مزد حق تعا ی و بسرای تناه خلق چه گوبی + گفت‌همی خواهد که حق تعالی ویرا دشمن گیرد ؛ گفت ت نه , گفت : پس چون کاری کند جز برای حق تعالی نبایدکرد . عمر- رضی‌العنه یکی رابدره بزد » پسگفت بیا وقصاصکن ومرا باززن » گفت بتو وبخدای بخشیدم ,گفت بکاری نیاید ؛ با بمن بخش تاحق آن بشناسم با بخدای بخش بی و فضیل گوید وفتی بدانجه همی کردند رباهمی ی کنند ریامی کنند ۱ قتاده گوید چون بنده ریا کندخدای تعالی کو ید بنگر بد که بندهُ من مر چگو نه استپزا هی نف ربدا کر دن کاردا که بدان دبا۲ کردند وا کنون بدانچه نه بدانکه حفیقت ریا ۱ ۷ بود که خویشتن بمارسابی فر مردمان نماد باخویشتن بمز ديك خلق آراسته کند و اندردل مردمان قبول گبرد خ ویرا جر هت دار ند وتعظیم کنند و بوی بجشم نیکونگرنده واین بدان‌بود که چیزی که دلیل پارسایی دبزد کی ات [ندر ددن برایشان عرصه می کند همی فر انم‌اید ۰ واین مج سس انیت وس صورت تن‌است جنانکه روی‌زرد کند تایندارند که‌بشب تسد ۰خویشتن اول نزارهمی کند ۳ پندار ند که‌مجاهدتیعظیم کند 0و روی گر فته داردتایندار ند که ازاندوه دبن چنانست » وموی بشانه تن تایندار ند که خود فراغت ان ندارد » واز خود با دنباورد و سخن هسته گوید ۳ بندارند که اندر دل وی وفار دین ات۸ ولب هو آسیشه اف ۳ بندارند که‌روزه دارد وجون این سیمب بندارمردمان کنند نفس را اندر اظ پاراین‌شر بو لذت‌بود» وبدین گفت عییی 8 ۰ : «چون ؟ سی روزه‌تار دیاید که موی بشانه کند وسرمه اندر چشم کشد ولتت ۳ لوده کناقبا ات نداند که روزه دارست ؛ چثئسی ‏ ریا باشد بحامه چنانکه صوف بوشد » و حامهُ درشت و کوناه وشوخکینو دو) دریده دارد تا بندار ند که زاهدت ) وحامه کبود وسحاده دمرقع صوفیان ,. لبی که از تشنگی کم خون وخشکیده باشد .

Orijinal Metin (FA)

ت۵۷ ج و ات و ۵ ۵ ۵ ۵ ۵ ۵ ۵ 5 ۵ ۵ ۵ ۵ ۵ ۵ ۵ با ۵ ۵ ۵ کت با ام اب اب با و ۵ با ال و ۸ و ۵ 8 8 و لا و و و و و چا ما و ما اس ها ها و وا او و وا ام وا دا لا ام ما چاه اش و او ها ها ار و ها و و و و و ماو و و و و و و مب و و و لب نا و ام سا بان و و و و وا و داد و ۵ ۵ ۳ بندار ند که صوی و باز ا ارمء: ی صوفیان 1 وی چیزی نباشد ۱ ویاازارسر دستاراندر 1 د‌ آوجو ر ب‌ادیم 9 د تایندار ند که ندر طپارت محتاط استو ناماد ۳۳ در اعم و طیلسان" دار دنایندار ند که دانمندست‌ونباشد ومرایبان اندرحامه دو گروه باشند : گروهی که #بول نزديك عامیان حویند و همیشه حامه دریده وکنه بوشند فا کر کت ایشائر الزام کند 1 حامه نوزی ِ" وخز که حاال بود اندر پوشند ازجان کند نشان سخت تر آید اکه‌آنگاه مردمان گو بند از زاهدی بشیمان شد) و گر وهی که قبول‌هم نزديك عوام جویندوهم نزديك سلطان وغیر ایشان » کسی کهازین طقه باشد 1 حامه کنه پوشد اندرچشم سلطان حق‌نماید » وا گرتجمل کند اندر چشمعو ام حقیر نماید» س‌حپد کندتاصو ها بار یگ و فو طهاء ۲ آبتقش بدست آو ر دچنانکه ر نك‌حامه اهل‌صللاح بودتا عوام تقانانگ ند و قیمت‌حامه بشیمت‌حامه تو انگر ان‌باشد تا سلطانان بحقار ت‌نشگر ند » و ۳1 یکی را آزین‌قو م گو بند ک4حامه‌خز وبانوزیا ندر بو شش اگرچهبقیمت که‌تر ازفوطهٌ وی‌باشد » برابرسختی جان کندن‌بودبروی :و درجماهجامة که‌اندر بوشد که مردمان‌بندار ند کهو ی‌پشیمان‌شدازز اهدی» طاقت آن ندار درو آنا بله چون‌آندرخویشتن‌همی بند که حامه ک4حلال باشد ؛ واهل‌دین آن داشته‌اند اندر نتواند بوشیداین مقدار نداند که بدین خلق‌راهمی برستد و باشد که‌داندو لیکن بالك ندارد! جنس ریا بگفتار بود» چنا: که لب‌همی حنماند تایندار ند که از د؟ رهیچ‌نمیاًساید سیم و باشد که وید کر همی کند؛ ۳9 اگر خواهد که تدل کرت و ارت تحجنماند نتواندترسد که مردمان ندانند که‌وی ذکرهمی کند؛ و چنانکه خلسرت کنف در هر دمان واندرخلوت مثل آن‌همی کند؛ باطامات: عبارات‌صو قبان باد 0 د وهمی گو بدا بندار ند که عم تصو ف نيك داند؛ یاهرزمان سرفرو برد و بجنباند تایندارند که اندر وجدست؛ باباد سرد" "همی کشد یااندوه همی‌فر انماید سیب فلت مردمان ازمسلمانی؛ بااخبار وحکایات یاد گیرد وهمی گوید تا گو بند که علم‌ویبسیارست وپیرانرا بسیار دیده‌است وسفر بسیار کر و جنس ریابود 1 ید نماز نیکوتر کند وسرآندرپیش[ افکند پار) وأندر ر کوع و سجود ؛ سیح<ود ید شتر مقام کند و اندر هرسوی نشگرد و صدقه انذر عبا بر سر کند ۰ جورابت چر می ۳ نوعی امه «شمین کرانمها ۰ نوعی لباس مانند شنل و اباس رسمی‌قاضیان 2 پارچة نازك کتانی. )2 جامپایر اه راه که ازهند میا وردزد ۰( ۷) [هسرد. 09۵۷۵ مایا پر ما رپیاه ها و اد رت ره مه ی ی یت ی ی ی و ی ی ی ری ی ی و یر ی ی 7 ی مک بیش‌مردمان دود وامءال این وچون فرارود هسته رود وس اندر بیش افکند ۲ وا گر تا رود بشتاب رود وازهرسو نگرد وچون کسی ازدور آید رک شود ؛ جنس آنکه فر انماید که ویر هر دد سبارست وشاگرد سار دارد و تب پنجم وامیران سلام وی همی ]یش وبوی تبرك همی تن ومشایخ ویرا حر ۱ همی , دار ند وبوی ی ۱ و باشد که این معانی برز بان ظاهر ک؟

English Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

ت۵۷ ج و ات و ۵ ۵ ۵ ۵ ۵ ۵ ۵ 5 ۵ ۵ ۵ ۵ ۵ ۵ ۵ با ۵ ۵ ۵ کت با ام اب اب با و ۵ با ال و ۸ و ۵ 8 8 و لا و و و و و چا ما و ما اس ها ها و وا او و وا ام وا دا لا ام ما چاه اش و او ها ها ار و ها و و و و و ماو و و و و و و مب و و و لب نا و ام سا بان و و و و وا و داد و ۵ ۵ ۳ بندار ند که صوی و باز ا ارمء: ی صوفیان 1 وی چیزی نباشد ۱ ویاازارسر دستاراندر 1 د‌ آوجو ر ب‌ادیم 9 د تایندار ند که ندر طپارت محتاط استو ناماد ۳۳ در اعم و طیلسان" دار دنایندار ند که دانمندست‌ونباشد ومرایبان اندرحامه دو گروه باشند : گروهی که #بول نزديك عامیان حویند و همیشه حامه دریده وکنه بوشند فا کر کت ایشائر الزام کند 1 حامه نوزی ِ" وخز که حاال بود اندر پوشند ازجان کند نشان سخت تر آید اکه‌آنگاه مردمان گو بند از زاهدی بشیمان شد) و گر وهی که قبول‌هم نزديك عوام جویندوهم نزديك سلطان وغیر ایشان » کسی کهازین طقه باشد 1 حامه کنه پوشد اندرچشم سلطان حق‌نماید » وا گرتجمل کند اندر چشمعو ام حقیر نماید» س‌حپد کندتاصو ها بار یگ و فو طهاء ۲ آبتقش بدست آو ر دچنانکه ر نك‌حامه اهل‌صللاح بودتا عوام تقانانگ ند و قیمت‌حامه بشیمت‌حامه تو انگر ان‌باشد تا سلطانان بحقار ت‌نشگر ند » و ۳1 یکی را آزین‌قو م گو بند ک4حامه‌خز وبانوزیا ندر بو شش اگرچهبقیمت که‌تر ازفوطهٌ وی‌باشد » برابرسختی جان کندن‌بودبروی :و درجماهجامة که‌اندر بوشد که مردمان‌بندار ند کهو ی‌پشیمان‌شدازز اهدی» طاقت آن ندار درو آنا بله چون‌آندرخویشتن‌همی بند که حامه ک4حلال باشد ؛ واهل‌دین آن داشته‌اند اندر نتواند بوشیداین مقدار نداند که بدین خلق‌راهمی برستد و باشد که‌داندو لیکن بالك ندارد! جنس ریا بگفتار بود» چنا: که لب‌همی حنماند تایندار ند که از د؟ رهیچ‌نمیاًساید سیم و باشد که وید کر همی کند؛ ۳9 اگر خواهد که تدل کرت و ارت تحجنماند نتواندترسد که مردمان ندانند که‌وی ذکرهمی کند؛ و چنانکه خلسرت کنف در هر دمان واندرخلوت مثل آن‌همی کند؛ باطامات: عبارات‌صو قبان باد 0 د وهمی گو بدا بندار ند که عم تصو ف نيك داند؛ یاهرزمان سرفرو برد و بجنباند تایندارند که اندر وجدست؛ باباد سرد" "همی کشد یااندوه همی‌فر انماید سیب فلت مردمان ازمسلمانی؛ بااخبار وحکایات یاد گیرد وهمی گوید تا گو بند که علم‌ویبسیارست وپیرانرا بسیار دیده‌است وسفر بسیار کر و جنس ریابود 1 ید نماز نیکوتر کند وسرآندرپیش[ افکند پار) وأندر ر کوع و سجود ؛ سیح<ود ید شتر مقام کند و اندر هرسوی نشگرد و صدقه انذر عبا بر سر کند ۰ جورابت چر می ۳ نوعی امه «شمین کرانمها ۰ نوعی لباس مانند شنل و اباس رسمی‌قاضیان 2 پارچة نازك کتانی. )2 جامپایر اه راه که ازهند میا وردزد ۰( ۷) [هسرد. 09۵۷۵ مایا پر ما رپیاه ها و اد رت ره مه ی ی یت ی ی ی و ی ی ی ری ی ی و یر ی ی 7 ی مک بیش‌مردمان دود وامءال این وچون فرارود هسته رود وس اندر بیش افکند ۲ وا گر تا رود بشتاب رود وازهرسو نگرد وچون کسی ازدور آید رک شود ؛ جنس آنکه فر انماید که ویر هر دد سبارست وشاگرد سار دارد و تب پنجم وامیران سلام وی همی ]یش وبوی تبرك همی تن ومشایخ ویرا حر ۱ همی , دار ند وبوی ی ۱ و باشد که این معانی برز بان ظاهر ک؟

Orijinal Metin (FA)

: ندتلچون با اس ی خصو مت کند گوه بد نو كِ ومر بدت کت 9 کت کرت ومن 0 دار دیده‌ام وچندین سال‌اندر پیش فلان ببربودهام وتو کر اد رده وامثال این ؛ و باین سیب رنجها برخویشتن نهد و اندرشرب! "وا ان هه اسنات بود: که راهب باش که خوشتن را با مقدار نخودی آورده باشد ازطعام و شر ب‌آنکه مردمان همی‌دانند وثناء وی همی گویند. وجمله این حرام است چون بءبادات بودو برای اظپار پارسایی‌بو د. که بارسایی برای حق‌تعالی»باید که باشده اما اگر قبول وجاه جوید بچیزی که نه عبادت بود روا باشد,چه‌هر که‌بیرون شود وحامه نیکوتردر بوشدو آراسته تر بود این میاح است‌بلکه سنت‌است ؛ که بدین حمال ومر وت خویش اظهار کند نه‌بارساگی» بلکه اگر فضل‌خویش اظار کند بعلم لغت‌و نحو وحساب وطب وچیزی که‌نه علم‌دین بود و نهبرای طاعت بود این ریا ماح بوده چه ریا طلب حاه است ت و گفتيم که طلب‌حاه چون ازحد بنشودمباح. بوده امانه بطاعت وعبادت ورسوللیها للم بشروز بیردن خواست شدن که اصحاب گرد مده بودنداندر ۳ ۹ نگرست وعمامه وموی راست بکرد عا عایشه گفت بارسو لاد این چنان‌همی گفت آر ی خدای تعالی‌دوست دارد بندء‌خودر اکه‌چون برادران خویش را خواهد دید ؛ رای‌ایشان‌تجمل کندوخویشتن ۰ را بباراید؛ وچون‌این فعل از رسول علیه السلم - بودهم اصل دین باشد که وی ماو بود بدا که خود 1 اندر دل دچشم ات دارد 2 میل زیادت کنند واقتدا بوی دار ندب لیکن ۱ اگر کر شب یز بر ای حمل کند باشد 9 بو د؛ 9 ی ازفوا دد اه ان پاشد که چون خویشتن بشولیده دارد د ومروت نگاه ندارد غنبت کنند دنفرت گر ۳ ازوی ووی ت 9 بوده باشد , اما ریا جون بعبادت بود<ر 1 باشد ب سم . یکی نکه و ۳ 1 شرب‌در پنجا دمعد ی‌افت آ و رده شده و لی‌در کد شت لت یافت اشد . محتمل استر بارا چون ی ۱ تصور کرده رای ربا کادری شرت ر ازشر ب دور استماره کر ده باشد. . معنی دیگری که در کتب لت ۱ باشرب مناسب بنظار هیر سك درو غ 9 ۰ شور ۵ . ۵ سب سس ۱ دا ۲ ۲ ِِ کر ده باشد که فرامردمان همی تقاین که ای است اندرین عبادت وچون دل وی بخلق ۱ د‌ مفلس بود 2 مخلص نست » 2 اک مر دمان بدانند که بر ای ابشان همی 9 ویرا دشمن ۳1 ند وقیو لنکننداد گر آنکه نماز وروزه وعبادت حنق‌راست ءزوجل» چون برای مخلوق کند استپزاء کرده باشد و بنده عاجز و ضعیف را مقصود داشته باشد اندر کاری که مقصو دآن حق‌تعالی باشد» ومثل‌وی چو ن کسی بو د که اندر پیش‌ملکی بر باایستد اندر صورت خدمت و غرض‌وی آن بود که اندر علامی با اندر ی نگر د»وفر املك همی‌نماید که بخدمت‌ایستاده است ومقصود چیز عدیگر این استخفاف و استپزاء بود بملك چه غرض دیگری بنزديك وی مممتر شده است از خدمت مك ؛ همجنین هر که نماز برياکند ؛ بحقیقتر کوع وسجود برای‌دیگری همی کند ۱ واگر سجود تعظیم آدمی«قصود بودی شر ک ظاهر بودی» ولیکن نعظیم آدمی ۳ آن وحه است که قبول وی مقصود شده است تا بدانکه خدای تعالی را سجود همی کند قبول وی نیز حاصل همی کند » بدین سب این ربا شراه خن ٩‏ است نه حلی ِ بیدا کردن در چات روا بدا نکه درحات ریا متفاو تست و ب«ضی عظیم تر ست وتفاوت آن از سه اصل حبرد : اصل آنکه قصد ریا بی‌قصد توب باشد » چنانکه نماژ کند و روزه دارد واگر اول نا بودی نکردی» و این سخت عظیم بود و عقاب این بزر ک باشد ؛ اما اگر قصد تواب دارد نیز ولیکن اگرتنپا بودی نکردی این نیز بدرحه اول نزديك‌بود داین قصد ضعیف ویر از خشم‌حق تعالی بیروف نباورد ؛ اما ا کر قصدئواب غالب‌بود وا گرتنپابودی بکردی ولیکن چون کسی‌همی‌بیند اندر نشاط بیفزاید وبروی آساثتر بود » چنین امیددار یم که عبادت بدین باطل نشود وئواب حبطه نشود » اما بدان قدر که شرب ریا بوده ات ویر عقوبت کنند با بدان قدر از ثو اب وی کیت تفه اما ك هردو قصد برابر بود چنانکه یکی غالبتر نباشد این شر ک بوده و ظاهر اخباز بنان .

English Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

: ندتلچون با اس ی خصو مت کند گوه بد نو كِ ومر بدت کت 9 کت کرت ومن 0 دار دیده‌ام وچندین سال‌اندر پیش فلان ببربودهام وتو کر اد رده وامثال این ؛ و باین سیب رنجها برخویشتن نهد و اندرشرب! "وا ان هه اسنات بود: که راهب باش که خوشتن را با مقدار نخودی آورده باشد ازطعام و شر ب‌آنکه مردمان همی‌دانند وثناء وی همی گویند. وجمله این حرام است چون بءبادات بودو برای اظپار پارسایی‌بو د. که بارسایی برای حق‌تعالی»باید که باشده اما اگر قبول وجاه جوید بچیزی که نه عبادت بود روا باشد,چه‌هر که‌بیرون شود وحامه نیکوتردر بوشدو آراسته تر بود این میاح است‌بلکه سنت‌است ؛ که بدین حمال ومر وت خویش اظهار کند نه‌بارساگی» بلکه اگر فضل‌خویش اظار کند بعلم لغت‌و نحو وحساب وطب وچیزی که‌نه علم‌دین بود و نهبرای طاعت بود این ریا ماح بوده چه ریا طلب حاه است ت و گفتيم که طلب‌حاه چون ازحد بنشودمباح. بوده امانه بطاعت وعبادت ورسوللیها للم بشروز بیردن خواست شدن که اصحاب گرد مده بودنداندر ۳ ۹ نگرست وعمامه وموی راست بکرد عا عایشه گفت بارسو لاد این چنان‌همی گفت آر ی خدای تعالی‌دوست دارد بندء‌خودر اکه‌چون برادران خویش را خواهد دید ؛ رای‌ایشان‌تجمل کندوخویشتن ۰ را بباراید؛ وچون‌این فعل از رسول علیه السلم - بودهم اصل دین باشد که وی ماو بود بدا که خود 1 اندر دل دچشم ات دارد 2 میل زیادت کنند واقتدا بوی دار ندب لیکن ۱ اگر کر شب یز بر ای حمل کند باشد 9 بو د؛ 9 ی ازفوا دد اه ان پاشد که چون خویشتن بشولیده دارد د ومروت نگاه ندارد غنبت کنند دنفرت گر ۳ ازوی ووی ت 9 بوده باشد , اما ریا جون بعبادت بود<ر 1 باشد ب سم . یکی نکه و ۳ 1 شرب‌در پنجا دمعد ی‌افت آ و رده شده و لی‌در کد شت لت یافت اشد . محتمل استر بارا چون ی ۱ تصور کرده رای ربا کادری شرت ر ازشر ب دور استماره کر ده باشد. . معنی دیگری که در کتب لت ۱ باشرب مناسب بنظار هیر سك درو غ 9 ۰ شور ۵ . ۵ سب سس ۱ دا ۲ ۲ ِِ کر ده باشد که فرامردمان همی تقاین که ای است اندرین عبادت وچون دل وی بخلق ۱ د‌ مفلس بود 2 مخلص نست » 2 اک مر دمان بدانند که بر ای ابشان همی 9 ویرا دشمن ۳1 ند وقیو لنکننداد گر آنکه نماز وروزه وعبادت حنق‌راست ءزوجل» چون برای مخلوق کند استپزاء کرده باشد و بنده عاجز و ضعیف را مقصود داشته باشد اندر کاری که مقصو دآن حق‌تعالی باشد» ومثل‌وی چو ن کسی بو د که اندر پیش‌ملکی بر باایستد اندر صورت خدمت و غرض‌وی آن بود که اندر علامی با اندر ی نگر د»وفر املك همی‌نماید که بخدمت‌ایستاده است ومقصود چیز عدیگر این استخفاف و استپزاء بود بملك چه غرض دیگری بنزديك وی مممتر شده است از خدمت مك ؛ همجنین هر که نماز برياکند ؛ بحقیقتر کوع وسجود برای‌دیگری همی کند ۱ واگر سجود تعظیم آدمی«قصود بودی شر ک ظاهر بودی» ولیکن نعظیم آدمی ۳ آن وحه است که قبول وی مقصود شده است تا بدانکه خدای تعالی را سجود همی کند قبول وی نیز حاصل همی کند » بدین سب این ربا شراه خن ٩‏ است نه حلی ِ بیدا کردن در چات روا بدا نکه درحات ریا متفاو تست و ب«ضی عظیم تر ست وتفاوت آن از سه اصل حبرد : اصل آنکه قصد ریا بی‌قصد توب باشد » چنانکه نماژ کند و روزه دارد واگر اول نا بودی نکردی» و این سخت عظیم بود و عقاب این بزر ک باشد ؛ اما اگر قصد تواب دارد نیز ولیکن اگرتنپا بودی نکردی این نیز بدرحه اول نزديك‌بود داین قصد ضعیف ویر از خشم‌حق تعالی بیروف نباورد ؛ اما ا کر قصدئواب غالب‌بود وا گرتنپابودی بکردی ولیکن چون کسی‌همی‌بیند اندر نشاط بیفزاید وبروی آساثتر بود » چنین امیددار یم که عبادت بدین باطل نشود وئواب حبطه نشود » اما بدان قدر که شرب ریا بوده ات ویر عقوبت کنند با بدان قدر از ثو اب وی کیت تفه اما ك هردو قصد برابر بود چنانکه یکی غالبتر نباشد این شر ک بوده و ظاهر اخباز بنان .

Orijinal Metin (FA)

(و) آشتکادا -۵۷۷- آنست که ازین بسلامت وسر بسر نجپد بلکه معاقب باشد . اصل تفاوت آنچه ریا بوی کنند و آن‌طاعت اش 1 ۳ سه درحه است : دوم درجاولرباباشد باصل ایماث . و این ایمان منافق بود» و کاروی صعیتر بود از کافر » که دی نیز بباطن کافرست و بظاهر ۳ همی کند » وچنین اندر ابتداء اسلام بسیار بوده‌اند وا کنون کمتر باشد » اما اباحتیان و کسانی که ماحد شده‌اند و بشریبعت و آخرت ایمان ندارند و بظاهر خلاف آن همی نمایند از حمله‌این منافقان باشند که جاوید بدوزخ باشند . ۱ درسوه دو ریا بود باصل عبادات : چون که نماز کید بی طهارت بش مردمان و باروزه‌دارد وا گر تنپابودی‌نکردی»و این نیز عظیم است و لیکن ی باصل‌ایمان. و برحمله چون‌منزات نزديك خاق‌دوستر میدار داز آنکه‌بنز ديك حق‌تعالی ایمان وی ضعیف‌بود » گرچه کافر نیست‌ولیکن اندر وقت مرک اندرخطر کفر باشد ا گر نه توبه کند . درجه سوم آانکه ربا باصل ایمان و فرابض نکند ولیک-ن 0 چنانکه نماز شب کند وصدفه دهد و بحماعت شود وروز عرفه و عاشورا و دوشنبه و ینجشنبه‌روزه داردبر ای آنکه تاویر آمذمت تن باب وی‌ثنا گویند ۱ و باشد که گوید همان انگارم که نکردم که این برمن واحب نبود کنون توابی نمی بیوسم 9 باید که عقابی نباشد » نه‌چنین استکه‌این‌عبادنپا برای حق تعالی است وخلق را در آن نصیبی نیست و -چون بر ای خلق کندخلق‌را قرافیشن داشته باشد آندر چیزی که آن حز حق تعالی رانیست » واین استیزا بودوسبب عقاب باشد گرچه بدان صعبی نباشد که اندر فر ایض بود و نزديك باشدبدین آن‌ریاکه تستتیا کید که صفات‌عبادات‌بو د:چنانکه چون کب نوا سند ر کوع‌وسجودنیکوتر کند والتفات نکند بپیچ‌چیز وقراءت‌زیادت بکشد وطلب جماعت کندوتنها نکند وصف بیشین گیر دواندر ز کوة از آن‌دهد که بپتر باشد ۳۳ , )۳( واندرروزه زبان‌نگاه‌دارد 2 بخلوت شید 1 بیوسیدن : توقم‌داشتن - چشم داشتن ۰ مقصود آنست که زکوة را از جنسهای خوب دادن وزبان را در روزه نگاه داشتن اذ بیم مذمت خلق وریا کند نه برای خدا , س9۷۸- ار فا اصل سو ) ومعصیتی رسد » جنانکه امانت و تثویو حذر ازشیپات از خود فرانساید تفاوت مقصود مرایی بو د » کهلاید مرایی‌را عرضی باشد از ریا وان بر سه درحه است . درسوه اول انکه معصود وی جاهی باشد تا از ان بفسقی تا ولات اوقاف وقضا ووصایا و ودیعت واسانت ومال بتیم فراوی دهند تا اندرات خیانت ند » یبا مال فراوی دهند تا بز کوةو صدفه دهد و بستحق رساند یا در راه حج بر درویشان نفقه کند یا اندر خانقاه صوفیان خرج کند با بر مسجدورباط وعمارت آن صرف کند وبا مجاس کند و خود را ببارسایی فرا نماید و چشم برزنی اف‌کنده ب‌اشد که خو اهد 4-5 آن زن اندر وی رغعت کند با بفساد باوی‌ششننید ۳ بای تیه مقصو د وی‌آن باشد که اندرزنی باامردی‌نگرد وامثال‌این‌صعبترین مقصودها بود : که عبادت حق را راهی ساخته تابدان بمعصیت وی رسد ؛ دهمحنین باشد 45 کسی بمالی با بزنی ویرا تپمت کند » مال بصدقه بدهد ویر هیز فر انماید 1 تهمت‌راازخویش نکن تا گو ند دنم که‌مال‌خو شش بدهدمال‌دیگر ان‌جون بحلال‌دارد. در جه دوم نکه غرض وی هباحی بود ؛ چون مدک ۲ وه خویشتن را بارسا نماید تا ویرا چیزی دهند یا زنی اندرنکاح وی رغبت کند ؛ واين نیزاندر سخط حق تعالی ات چه کار وی بدان صعبی نت که آن پیشین بود » چه این نبزطاءت‌حق‌تعالی را راهی ساخت بمتاعدنیا » وطاعت‌راه شرب بحضرت حق تعالی و یافت سعادت خر ت‌ بود » چون رأه دنیا ساخت خیانت وی بزرگ باشد .

English Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

(و) آشتکادا -۵۷۷- آنست که ازین بسلامت وسر بسر نجپد بلکه معاقب باشد . اصل تفاوت آنچه ریا بوی کنند و آن‌طاعت اش 1 ۳ سه درحه است : دوم درجاولرباباشد باصل ایماث . و این ایمان منافق بود» و کاروی صعیتر بود از کافر » که دی نیز بباطن کافرست و بظاهر ۳ همی کند » وچنین اندر ابتداء اسلام بسیار بوده‌اند وا کنون کمتر باشد » اما اباحتیان و کسانی که ماحد شده‌اند و بشریبعت و آخرت ایمان ندارند و بظاهر خلاف آن همی نمایند از حمله‌این منافقان باشند که جاوید بدوزخ باشند . ۱ درسوه دو ریا بود باصل عبادات : چون که نماز کید بی طهارت بش مردمان و باروزه‌دارد وا گر تنپابودی‌نکردی»و این نیز عظیم است و لیکن ی باصل‌ایمان. و برحمله چون‌منزات نزديك خاق‌دوستر میدار داز آنکه‌بنز ديك حق‌تعالی ایمان وی ضعیف‌بود » گرچه کافر نیست‌ولیکن اندر وقت مرک اندرخطر کفر باشد ا گر نه توبه کند . درجه سوم آانکه ربا باصل ایمان و فرابض نکند ولیک-ن 0 چنانکه نماز شب کند وصدفه دهد و بحماعت شود وروز عرفه و عاشورا و دوشنبه و ینجشنبه‌روزه داردبر ای آنکه تاویر آمذمت تن باب وی‌ثنا گویند ۱ و باشد که گوید همان انگارم که نکردم که این برمن واحب نبود کنون توابی نمی بیوسم 9 باید که عقابی نباشد » نه‌چنین استکه‌این‌عبادنپا برای حق تعالی است وخلق را در آن نصیبی نیست و -چون بر ای خلق کندخلق‌را قرافیشن داشته باشد آندر چیزی که آن حز حق تعالی رانیست » واین استیزا بودوسبب عقاب باشد گرچه بدان صعبی نباشد که اندر فر ایض بود و نزديك باشدبدین آن‌ریاکه تستتیا کید که صفات‌عبادات‌بو د:چنانکه چون کب نوا سند ر کوع‌وسجودنیکوتر کند والتفات نکند بپیچ‌چیز وقراءت‌زیادت بکشد وطلب جماعت کندوتنها نکند وصف بیشین گیر دواندر ز کوة از آن‌دهد که بپتر باشد ۳۳ , )۳( واندرروزه زبان‌نگاه‌دارد 2 بخلوت شید 1 بیوسیدن : توقم‌داشتن - چشم داشتن ۰ مقصود آنست که زکوة را از جنسهای خوب دادن وزبان را در روزه نگاه داشتن اذ بیم مذمت خلق وریا کند نه برای خدا , س9۷۸- ار فا اصل سو ) ومعصیتی رسد » جنانکه امانت و تثویو حذر ازشیپات از خود فرانساید تفاوت مقصود مرایی بو د » کهلاید مرایی‌را عرضی باشد از ریا وان بر سه درحه است . درسوه اول انکه معصود وی جاهی باشد تا از ان بفسقی تا ولات اوقاف وقضا ووصایا و ودیعت واسانت ومال بتیم فراوی دهند تا اندرات خیانت ند » یبا مال فراوی دهند تا بز کوةو صدفه دهد و بستحق رساند یا در راه حج بر درویشان نفقه کند یا اندر خانقاه صوفیان خرج کند با بر مسجدورباط وعمارت آن صرف کند وبا مجاس کند و خود را ببارسایی فرا نماید و چشم برزنی اف‌کنده ب‌اشد که خو اهد 4-5 آن زن اندر وی رغعت کند با بفساد باوی‌ششننید ۳ بای تیه مقصو د وی‌آن باشد که اندرزنی باامردی‌نگرد وامثال‌این‌صعبترین مقصودها بود : که عبادت حق را راهی ساخته تابدان بمعصیت وی رسد ؛ دهمحنین باشد 45 کسی بمالی با بزنی ویرا تپمت کند » مال بصدقه بدهد ویر هیز فر انماید 1 تهمت‌راازخویش نکن تا گو ند دنم که‌مال‌خو شش بدهدمال‌دیگر ان‌جون بحلال‌دارد. در جه دوم نکه غرض وی هباحی بود ؛ چون مدک ۲ وه خویشتن را بارسا نماید تا ویرا چیزی دهند یا زنی اندرنکاح وی رغبت کند ؛ واين نیزاندر سخط حق تعالی ات چه کار وی بدان صعبی نت که آن پیشین بود » چه این نبزطاءت‌حق‌تعالی را راهی ساخت بمتاعدنیا » وطاعت‌راه شرب بحضرت حق تعالی و یافت سعادت خر ت‌ بود » چون رأه دنیا ساخت خیانت وی بزرگ باشد .

Orijinal Metin (FA)

در سوه سوم ن که‌چیزی‌طلب نم ی کند ولیکن حذرهمیکند که وی رآبچشم‌حرمت ی ندچنانکهزاهدا نر اوصالحانر انگر ند:چنانکه زودرودوچون کسی ر ایند ] هسته رودو سر آندر بیش اف‌کند و شیخو ار ر فتن گبر دیا كت ند که وی ازاهل غفلت است و بندار ند که‌وی‌نیز اندرمیان کاردین است)؛ وباخواهد که بخندد فرو گیرد تانکو تن هزل بروی‌غالبست؛با باد سردی‌بکشدورنجی فر انمابدیابارء‌سرا ندرییش کشده استغفار کند و گو تقاسهات ار ازین غغلت دی مار اچه‌حای‌غفلت با نکه مارا فرا بیش‌است! وحق تعالی از دل وی داند که گرتنها بودی آن تاسف و آن استغفار نبودی ؛ ویا اندر پیش وی‌کسی غیبت کند گوید : مردم را اژین مپم‌تر کارهست » بغیبت و عیب خود مشغول مقصبود مجلس موعظه ومجالس ديني است ۰ واعظ . ۳ رکن‌سوم شدلی اولیتره تا گویند که وی عییت نمی کند ۳۳۷ 3 هحمی 19 0۳3 ۳ از 0ص صصپصپصپ۰پ۰۰پپ هس ترأویح یا تمازشب با روز بنجشدیه و دوشنبه روزه همی دار ند واگروی ندارد کاهلش سمر ند اژ بیم این موافقت ند ؛ وبا اندر عر فه 2 عاشورا روزه ندارد و شمه قود ات نجورد ئ بندار ند 45 روره دازشت 9 با کین کون طعام خور گوید مر ا عذری استات یعنی روزه دارم وندارد و بدین دویلیدی جمع کند: یکی فاق که خود روزه ندارد ر‌ دیگر که فرانماید که هن 0 هی نگویم که روره دارم وعیادت خویش‌همی بو شم که‌همی ک یم که‌عذر ی‌هطلاست نمی گو یم گ۵ر ور هداز همی جو اهد که‌خو تن مخاص نماد » و باشد که آب بخورد وصبرش نود وعذری گز: ن گیرد که : دوش ریجور بودم و امرورز روزه نتوانستم داشتن وبا فلان؟ س مرا روره بگشاد ؛ و باشد که اندر وفّت نگ بدکه نگاه بدانند که رباست » ساعتی صبر کند و آنگاه سخنی از حتایی دیگر فراز ورد و گوید این دل مادرسخت‌ضعیف باشد و رندارد که اگرفرزند وی‌روزه‌دارد هلالك شود » یعنی که برای دل مادر روزه نمی دارم ؛ وبا گوید چون مردم روزه همی دارد بشثب زود خواب نمی گنرد واحیاء شب نمیتوانند کرد » و امثال این شیطان بر زبان راندن گیرد » چون پلیدی این ریا درباطن باشد و قراء مسکین ازین غافل ؛ که نداند که اصل دییخ‌خویش هه ار وعبادت بربا همی دهد ؛ این خود یل انجت که از ریا بعضی هست که از آواژ رفتن مورجه بوشیده‌تر است که ربر کال وعلما 2 ندر یافتن آن عاحز 0 زا نگاه بعابدان ابله جه رسد ؟ ! بیدا کر ون دیأبی که از رفتن دو و 42 دور سیلهفر هدب بدانکه ریا بمضی ظاهرترست چنانکه کسی اندرمیان مردمان نهاز شب کند و اگرتنپا باشدنکند » ویوشیده‌ترازین 0 هرشب عادت دارد نماز کردنولکن چون کسی حاضر بود بنشاط تر باشد وسبکتربود ببروی ؛ و این نیز هم ظاهرست و دیب التمل " نیس ت که ا نتوان شناخت بلکه ازین بوشیده تر باشد جنانکه اندر نشاط نیفزاید و سبکتر نشود و چنان بود که هرشبی نماز کند و در حال هیچ علامت ظاهر نباشد ولیکن ریا اندرمیان دل بود چون آتشی اندر آهن ۱ دلیکن اثراین اندر جنبش مورچه .

English Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

در سوه سوم ن که‌چیزی‌طلب نم ی کند ولیکن حذرهمیکند که وی رآبچشم‌حرمت ی ندچنانکهزاهدا نر اوصالحانر انگر ند:چنانکه زودرودوچون کسی ر ایند ] هسته رودو سر آندر بیش اف‌کند و شیخو ار ر فتن گبر دیا كت ند که وی ازاهل غفلت است و بندار ند که‌وی‌نیز اندرمیان کاردین است)؛ وباخواهد که بخندد فرو گیرد تانکو تن هزل بروی‌غالبست؛با باد سردی‌بکشدورنجی فر انمابدیابارء‌سرا ندرییش کشده استغفار کند و گو تقاسهات ار ازین غغلت دی مار اچه‌حای‌غفلت با نکه مارا فرا بیش‌است! وحق تعالی از دل وی داند که گرتنها بودی آن تاسف و آن استغفار نبودی ؛ ویا اندر پیش وی‌کسی غیبت کند گوید : مردم را اژین مپم‌تر کارهست » بغیبت و عیب خود مشغول مقصبود مجلس موعظه ومجالس ديني است ۰ واعظ . ۳ رکن‌سوم شدلی اولیتره تا گویند که وی عییت نمی کند ۳۳۷ 3 هحمی 19 0۳3 ۳ از 0ص صصپصپصپ۰پ۰۰پپ هس ترأویح یا تمازشب با روز بنجشدیه و دوشنبه روزه همی دار ند واگروی ندارد کاهلش سمر ند اژ بیم این موافقت ند ؛ وبا اندر عر فه 2 عاشورا روزه ندارد و شمه قود ات نجورد ئ بندار ند 45 روره دازشت 9 با کین کون طعام خور گوید مر ا عذری استات یعنی روزه دارم وندارد و بدین دویلیدی جمع کند: یکی فاق که خود روزه ندارد ر‌ دیگر که فرانماید که هن 0 هی نگویم که روره دارم وعیادت خویش‌همی بو شم که‌همی ک یم که‌عذر ی‌هطلاست نمی گو یم گ۵ر ور هداز همی جو اهد که‌خو تن مخاص نماد » و باشد که آب بخورد وصبرش نود وعذری گز: ن گیرد که : دوش ریجور بودم و امرورز روزه نتوانستم داشتن وبا فلان؟ س مرا روره بگشاد ؛ و باشد که اندر وفّت نگ بدکه نگاه بدانند که رباست » ساعتی صبر کند و آنگاه سخنی از حتایی دیگر فراز ورد و گوید این دل مادرسخت‌ضعیف باشد و رندارد که اگرفرزند وی‌روزه‌دارد هلالك شود » یعنی که برای دل مادر روزه نمی دارم ؛ وبا گوید چون مردم روزه همی دارد بشثب زود خواب نمی گنرد واحیاء شب نمیتوانند کرد » و امثال این شیطان بر زبان راندن گیرد » چون پلیدی این ریا درباطن باشد و قراء مسکین ازین غافل ؛ که نداند که اصل دییخ‌خویش هه ار وعبادت بربا همی دهد ؛ این خود یل انجت که از ریا بعضی هست که از آواژ رفتن مورجه بوشیده‌تر است که ربر کال وعلما 2 ندر یافتن آن عاحز 0 زا نگاه بعابدان ابله جه رسد ؟ ! بیدا کر ون دیأبی که از رفتن دو و 42 دور سیلهفر هدب بدانکه ریا بمضی ظاهرترست چنانکه کسی اندرمیان مردمان نهاز شب کند و اگرتنپا باشدنکند » ویوشیده‌ترازین 0 هرشب عادت دارد نماز کردنولکن چون کسی حاضر بود بنشاط تر باشد وسبکتربود ببروی ؛ و این نیز هم ظاهرست و دیب التمل " نیس ت که ا نتوان شناخت بلکه ازین بوشیده تر باشد جنانکه اندر نشاط نیفزاید و سبکتر نشود و چنان بود که هرشبی نماز کند و در حال هیچ علامت ظاهر نباشد ولیکن ریا اندرمیان دل بود چون آتشی اندر آهن ۱ دلیکن اثراین اندر جنبش مورچه .

Orijinal Metin (FA)

-#0- ۴ قت‌آن تین رن کا چون مردمان بدانند که وی بدین صفت است شاد شود و اندر خویشتن و گشاد کی بیند ؛ واین‌شادی و کشاد گی‌دلیل نست که ریا اندر باطن‌بو شیده است وا ۳ این شادی را بانکار و کر اهبت متقابله نکند بیم بود که این رگ بوشیده برخویهتن فرا جنبد وتقاضاه ریاه خفی کندتا سببی فرا سازد که مردمان گاه‌شوند » و اگر صریح بتگوید تعریضی بگوید و اگر ی ۱ نگوید بشمایل فرا نماید و خویشتن شکسته و فروشده دارد تا بدانند که شب بیدار بوده است ؛ و باشد که‌ازین پوشیده‌تر بود و جنان باشد که شاد نشود باطلاع خلق ,و بروی نشاط زیادت نگرددکه خلق حاضر بود اما ریا ازباطن خالی نباشد و این چنان بود که کسی‌فرا وی بر سد و ابتدا بسلام نکند اندر باطن‌خود تعجبی ببند ؛ و اور یه حرمت وی فرو نهد بابنشاط بحاجت اوقیام‌نکند واندر خرید وفروخت باوی هیچ 1 یا دیرا جای‌نیکوتر مسلم نداردکه بنشیند » اندرباطن‌خود تعجبی بیند و انکاری» که ۳ آن عبادت بوشیده نکر دی این تعجب‌نبودی ؛ و ۳۹ بی‌نفس‌وی بز آن‌عیادت بوشیده تقاضاء خدمت‌همی ن . واندر حمله چون نابو دن‌آن عبادت و بو دن‌آن نز دیک دی برابر نبودهنوز باطن‌وی ازریاء خفی‌خالی نسست » چهاگروی هزار دینار فرا کسی‌دهد تاجیزی که‌صدهز اردیار ارزد ازوی‌ستاند هیچ‌منت بر ۳ ننبد وهیچ حرمت‌نبیوسد و کردوناکردوی اندردل وی‌برابر بوداندر حق‌مردمان چونخدایر تعالی عبادت کند تابه سعادت ابدی اندر رسد اندر مقابلهٌآن چرا باید که از کسی‌حرمتی چشم دارد س‌ریاه خفی‌ترین‌آین اسشت:: علی -ر ضی‌الله‌عذه 5 همی گو ید که رو زقيامت‌همی گو رد که : نهکالا را بر شما ارزانتر فر وختند ؟ نهاندرحاحتهاء شما قیام کردند ؛ نه ابتدا برشما سلام کر دند ؟ یعنی ۱ بنرمهحز اءعمل‌خو دست که بازستبد و خالص بن‌گذاشتید » و بکیاز کسانی که‌بگر خته است و بعبادت مشفول شده‌همی‌کوید ما ازفتنه بگريختيم و بیم آ نست که فتنه اندرین کار بماراه بابد که چون کسی‌راهمی‌بينيم خواهیم که ماراحرمت دارد وحق‌ما بجوید 2 بد ین‌سبب‌است که مخلصان‌حرد گر ده‌اند تاعبادت خویش‌چنان رنهان دارند کهفو احش ومعاصی » چه بشناخته‌اند که‌جز خالص نخواهد پذیرفت اندرقيامت » ومثل ایشان‌چون -۵6۸۱- تلکسا است که بحج شود وداند که اندر بادیه حززر خالص فرانستاند 7 نیم حان‌بود» زرخالص مغر بی بدست‌مباآورد وهرچه غش دارد هه ی اندازد و روز حاحت ران‌گاه می‌دارد وهیج روز نخواهدبود که‌خلق درمانده‌تر خواهدبود از روز قیامت هر که‌امروز عمل‌خالص بدست‌نباورد اندران روز ضایع ماند و عیکس وبرا دست نگیر د »وتافر ق‌همی کند که ع‌ادت‌وی ستوری بیند یا مردی ؛ ازریاخالی نیست - رسول ی اندر عبارت حق‌تعالی شر #افکند وهمبازی » چون بعلم خدای‌تعالی کفایت نکند علم دیکریعیادت وی‌اندر اثر کند : _فصل. [ چه وفت شادی ازاطلا 2 مر دمان بر هبادت‌ر و است بدانکه‌هر که‌بدان شادباشد که مردمان‌را برعبادت وی‌اطلاع افتد از ریا خالی علیها(سلم ید می‌گوید : اندك‌ترین ۳ بوشیده رین ربا شر #است 3 0 نیست » مگرشادی که بحق‌بود و آن ازچپار وحه است ۰ وجه‌اول نکه شاداز ن‌شود که وی‌قصد کرد و ۳9 حق تعالی بی‌قصد وی‌اظپار کر د» ومعصیت و تقصبر که گر ده‌باشد حق تعالی اظی‌ار نکر ده بداند که با وی لطف‌میرود و فصل ؟ که‌هر چه ور ارت پوشیده همی دارد و هرچه کشت اظپار همی کند » شاد بفضل و لطف حق تعالی باشد نه ناو قبول مردمان » چنانکه گفت : « قل بفضل الله و برحمه فبذ لك فلیفر حوا» : ۱ و جه‌دو؟ آ نکه‌شادشود و ون زشتیپا برهن بوشیده کر د دردنبا دلیل آنست که‌اندر آخرت نیز بپوشاند ؛ که حق‌تعالی کریمتر از آ نست که‌گناهی بربنده بیوشاند درین‌جپان آ نگاه در آن جپان رسوا گرداند .

English Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

-#0- ۴ قت‌آن تین رن کا چون مردمان بدانند که وی بدین صفت است شاد شود و اندر خویشتن و گشاد کی بیند ؛ واین‌شادی و کشاد گی‌دلیل نست که ریا اندر باطن‌بو شیده است وا ۳ این شادی را بانکار و کر اهبت متقابله نکند بیم بود که این رگ بوشیده برخویهتن فرا جنبد وتقاضاه ریاه خفی کندتا سببی فرا سازد که مردمان گاه‌شوند » و اگر صریح بتگوید تعریضی بگوید و اگر ی ۱ نگوید بشمایل فرا نماید و خویشتن شکسته و فروشده دارد تا بدانند که شب بیدار بوده است ؛ و باشد که‌ازین پوشیده‌تر بود و جنان باشد که شاد نشود باطلاع خلق ,و بروی نشاط زیادت نگرددکه خلق حاضر بود اما ریا ازباطن خالی نباشد و این چنان بود که کسی‌فرا وی بر سد و ابتدا بسلام نکند اندر باطن‌خود تعجبی ببند ؛ و اور یه حرمت وی فرو نهد بابنشاط بحاجت اوقیام‌نکند واندر خرید وفروخت باوی هیچ 1 یا دیرا جای‌نیکوتر مسلم نداردکه بنشیند » اندرباطن‌خود تعجبی بیند و انکاری» که ۳ آن عبادت بوشیده نکر دی این تعجب‌نبودی ؛ و ۳۹ بی‌نفس‌وی بز آن‌عیادت بوشیده تقاضاء خدمت‌همی ن . واندر حمله چون نابو دن‌آن عبادت و بو دن‌آن نز دیک دی برابر نبودهنوز باطن‌وی ازریاء خفی‌خالی نسست » چهاگروی هزار دینار فرا کسی‌دهد تاجیزی که‌صدهز اردیار ارزد ازوی‌ستاند هیچ‌منت بر ۳ ننبد وهیچ حرمت‌نبیوسد و کردوناکردوی اندردل وی‌برابر بوداندر حق‌مردمان چونخدایر تعالی عبادت کند تابه سعادت ابدی اندر رسد اندر مقابلهٌآن چرا باید که از کسی‌حرمتی چشم دارد س‌ریاه خفی‌ترین‌آین اسشت:: علی -ر ضی‌الله‌عذه 5 همی گو ید که رو زقيامت‌همی گو رد که : نهکالا را بر شما ارزانتر فر وختند ؟ نهاندرحاحتهاء شما قیام کردند ؛ نه ابتدا برشما سلام کر دند ؟ یعنی ۱ بنرمهحز اءعمل‌خو دست که بازستبد و خالص بن‌گذاشتید » و بکیاز کسانی که‌بگر خته است و بعبادت مشفول شده‌همی‌کوید ما ازفتنه بگريختيم و بیم آ نست که فتنه اندرین کار بماراه بابد که چون کسی‌راهمی‌بينيم خواهیم که ماراحرمت دارد وحق‌ما بجوید 2 بد ین‌سبب‌است که مخلصان‌حرد گر ده‌اند تاعبادت خویش‌چنان رنهان دارند کهفو احش ومعاصی » چه بشناخته‌اند که‌جز خالص نخواهد پذیرفت اندرقيامت » ومثل ایشان‌چون -۵6۸۱- تلکسا است که بحج شود وداند که اندر بادیه حززر خالص فرانستاند 7 نیم حان‌بود» زرخالص مغر بی بدست‌مباآورد وهرچه غش دارد هه ی اندازد و روز حاحت ران‌گاه می‌دارد وهیج روز نخواهدبود که‌خلق درمانده‌تر خواهدبود از روز قیامت هر که‌امروز عمل‌خالص بدست‌نباورد اندران روز ضایع ماند و عیکس وبرا دست نگیر د »وتافر ق‌همی کند که ع‌ادت‌وی ستوری بیند یا مردی ؛ ازریاخالی نیست - رسول ی اندر عبارت حق‌تعالی شر #افکند وهمبازی » چون بعلم خدای‌تعالی کفایت نکند علم دیکریعیادت وی‌اندر اثر کند : _فصل. [ چه وفت شادی ازاطلا 2 مر دمان بر هبادت‌ر و است بدانکه‌هر که‌بدان شادباشد که مردمان‌را برعبادت وی‌اطلاع افتد از ریا خالی علیها(سلم ید می‌گوید : اندك‌ترین ۳ بوشیده رین ربا شر #است 3 0 نیست » مگرشادی که بحق‌بود و آن ازچپار وحه است ۰ وجه‌اول نکه شاداز ن‌شود که وی‌قصد کرد و ۳9 حق تعالی بی‌قصد وی‌اظپار کر د» ومعصیت و تقصبر که گر ده‌باشد حق تعالی اظی‌ار نکر ده بداند که با وی لطف‌میرود و فصل ؟ که‌هر چه ور ارت پوشیده همی دارد و هرچه کشت اظپار همی کند » شاد بفضل و لطف حق تعالی باشد نه ناو قبول مردمان » چنانکه گفت : « قل بفضل الله و برحمه فبذ لك فلیفر حوا» : ۱ و جه‌دو؟ آ نکه‌شادشود و ون زشتیپا برهن بوشیده کر د دردنبا دلیل آنست که‌اندر آخرت نیز بپوشاند ؛ که حق‌تعالی کریمتر از آ نست که‌گناهی بربنده بیوشاند درین‌جپان آ نگاه در آن جپان رسوا گرداند .

Orijinal Metin (FA)

۳ بچه‌سیم آ نک‌شادشو داز آ نکه‌داند چون‌بدیدند بوی‌اقتدا کنند و ایشان‌نیز به سعادت ابدر سند تا اور آهم و اب‌سر بنوسند که‌قصد بنپان‌داشتن کر د دهم و آب‌علاثیت که‌بی‌خواست وی ظاهر شد . ۱ وجه‌چپارع1 نکه‌شادبود بدا رکه[ نت بروی‌تذا گوید واندرویاءتقاد نو گنف وی بقیه ناو اعتقادمطیمحق‌تعالی باشده و بطاعت حق تعالی شاد بودنه بجاه‌خویش نزديك‌وی » ونشان این ان د که گ برطاعت‌د گر ی اطلاع آفتدهمچنین‌شاد شود . -۵۸1- ۱ او و ما و و و بر و و ۵ ۵ ۵ ۵ و 5 کب اب اب با اب اه با ۵ او ان ۵ ۵ هه ۵ ما و وج و هن ۵ و ها و و و و و ۵ ها و و و و و و چا و و و وا با و و و ۵ و و ۵ وا ۵ ۵ و او سم چا ی ای نا 0 بیدا ۳ دنر زا ی که عمل را باطل کند بدانکه خطرریا اندراول‌عبادت بود یایش از فراغ با اندر میا عبادت : آنکه اندر اول عبادت بود آن‌عبادتر باطل کند,چه‌اخلاص ندر نیت‌شر طاست‌اخلاص بدین باطل‌شوده اما گرربانه اندر اصل عبادت بود» چنا نکه‌مپادر ت کنداندرنماز اندر اول وقت سیب‌ریا وا گرتنپابودیاندراصل‌نمازقصیر نکر دی تواب‌اول وقت باطل شود اما اصل نماز باید که باطل نشو دودرست بود؛ که نیت‌وی ندر اصل نماز بسیب‌دیانت محص است» همجنانکه کسی اندرسر ایغصب نماز کند فریضه گزارده آ ید. اگرچه‌عاصیاست‌لیکن عاصی‌بنفس نما نیست ؛ اینجا نیزمراگی بنفس نمازنیست بلکه بوقتست ‏ واماا گر نماز باخلاص مامت گنت پس‌خاطر ریا اندر آید واظپار گدد نماز گذشته باطل نشودو لیسکن بدین معاقب بود. روایت کرده‌اند که: یکی گفت دوش القبره برخواندهام ال مسعود رضی‌الاعنهگفت نصیب وی ازعبادت این‌بود؛ یعنی این اظپار که کرد. ویکی‌فرارسول -علیهالسام- گفت:ر وزه‌بیوسته‌دارم» گفت‌بر وزهو نه‌بروزه او گنته‌اند معنی آنست که‌چون بگفت عبادت‌باطل‌شد»وظاهر نزديك‌ما نست که‌رسول-صلی‌اله‌علیه وسلم-وا بن‌مسعود از آن گنتهاند که بدین بدا نستهاند که ا ندروت عیادت ازریا خالی نبوده است؛اماچون خالی بود بعیدبود عبادتی که ف تن وتمام شدیس ازان باطل شود! و نیزاندرمعنی این حجدیتث گفتها ند اران کت که اندر روزره سوسته ی امد اتف اما آ نجه اندر میان عبادت اندر آید کر ال ثبت عبادت را معدوم کند نماژ باطل‌شود » چنانکه نظاره فرا رسد ویاچیزیگم کرده باشد بایادش آید و اگرمردمان نبودندی نماز ببریدی» آزشرم نماز بکرد » این نماز باطل بود که نیت عبادت هزیمت کرد" و این ایستادن برای‌مردمانست اما اگراصل نیت برجای باشد لیکن از نظر مردمان نشاطی بدید أ بدو نماز یو ِ دن گیر د» نزديگ ما نست که‌نماز باطل‌نشود اگرچه بدین ریاعاصی است» اماا گر کسی‌عبادتویرابیند روی شاد شود بدان»حارث «حاسبی گو ید خلافست که نمازوی‌باطل شودیانه؛ واو میگو بد من‌متوقف بودم‌ددین واکنون غعالب ظن‌من آ نست که باطل شود» بس گفتا گر کسی کوید که مردی ازرسول از بین‌دفت - باطل‌شد. ۳ -صای اله علیه و سلم- برسید که من عمل بنپان دارم و لیکن چون‌بیدا ۳ دد شادشوم رسول -علیهالسلم- کفت تر ادومز دحاصل شود یکی‌مز د سرو ۳ مزدعالانیت؛؟

English Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

۳ بچه‌سیم آ نک‌شادشو داز آ نکه‌داند چون‌بدیدند بوی‌اقتدا کنند و ایشان‌نیز به سعادت ابدر سند تا اور آهم و اب‌سر بنوسند که‌قصد بنپان‌داشتن کر د دهم و آب‌علاثیت که‌بی‌خواست وی ظاهر شد . ۱ وجه‌چپارع1 نکه‌شادبود بدا رکه[ نت بروی‌تذا گوید واندرویاءتقاد نو گنف وی بقیه ناو اعتقادمطیمحق‌تعالی باشده و بطاعت حق تعالی شاد بودنه بجاه‌خویش نزديك‌وی » ونشان این ان د که گ برطاعت‌د گر ی اطلاع آفتدهمچنین‌شاد شود . -۵۸1- ۱ او و ما و و و بر و و ۵ ۵ ۵ ۵ و 5 کب اب اب با اب اه با ۵ او ان ۵ ۵ هه ۵ ما و وج و هن ۵ و ها و و و و و ۵ ها و و و و و و چا و و و وا با و و و ۵ و و ۵ وا ۵ ۵ و او سم چا ی ای نا 0 بیدا ۳ دنر زا ی که عمل را باطل کند بدانکه خطرریا اندراول‌عبادت بود یایش از فراغ با اندر میا عبادت : آنکه اندر اول عبادت بود آن‌عبادتر باطل کند,چه‌اخلاص ندر نیت‌شر طاست‌اخلاص بدین باطل‌شوده اما گرربانه اندر اصل عبادت بود» چنا نکه‌مپادر ت کنداندرنماز اندر اول وقت سیب‌ریا وا گرتنپابودیاندراصل‌نمازقصیر نکر دی تواب‌اول وقت باطل شود اما اصل نماز باید که باطل نشو دودرست بود؛ که نیت‌وی ندر اصل نماز بسیب‌دیانت محص است» همجنانکه کسی اندرسر ایغصب نماز کند فریضه گزارده آ ید. اگرچه‌عاصیاست‌لیکن عاصی‌بنفس نما نیست ؛ اینجا نیزمراگی بنفس نمازنیست بلکه بوقتست ‏ واماا گر نماز باخلاص مامت گنت پس‌خاطر ریا اندر آید واظپار گدد نماز گذشته باطل نشودو لیسکن بدین معاقب بود. روایت کرده‌اند که: یکی گفت دوش القبره برخواندهام ال مسعود رضی‌الاعنهگفت نصیب وی ازعبادت این‌بود؛ یعنی این اظپار که کرد. ویکی‌فرارسول -علیهالسام- گفت:ر وزه‌بیوسته‌دارم» گفت‌بر وزهو نه‌بروزه او گنته‌اند معنی آنست که‌چون بگفت عبادت‌باطل‌شد»وظاهر نزديك‌ما نست که‌رسول-صلی‌اله‌علیه وسلم-وا بن‌مسعود از آن گنتهاند که بدین بدا نستهاند که ا ندروت عیادت ازریا خالی نبوده است؛اماچون خالی بود بعیدبود عبادتی که ف تن وتمام شدیس ازان باطل شود! و نیزاندرمعنی این حجدیتث گفتها ند اران کت که اندر روزره سوسته ی امد اتف اما آ نجه اندر میان عبادت اندر آید کر ال ثبت عبادت را معدوم کند نماژ باطل‌شود » چنانکه نظاره فرا رسد ویاچیزیگم کرده باشد بایادش آید و اگرمردمان نبودندی نماز ببریدی» آزشرم نماز بکرد » این نماز باطل بود که نیت عبادت هزیمت کرد" و این ایستادن برای‌مردمانست اما اگراصل نیت برجای باشد لیکن از نظر مردمان نشاطی بدید أ بدو نماز یو ِ دن گیر د» نزديگ ما نست که‌نماز باطل‌نشود اگرچه بدین ریاعاصی است» اماا گر کسی‌عبادتویرابیند روی شاد شود بدان»حارث «حاسبی گو ید خلافست که نمازوی‌باطل شودیانه؛ واو میگو بد من‌متوقف بودم‌ددین واکنون غعالب ظن‌من آ نست که باطل شود» بس گفتا گر کسی کوید که مردی ازرسول از بین‌دفت - باطل‌شد. ۳ -صای اله علیه و سلم- برسید که من عمل بنپان دارم و لیکن چون‌بیدا ۳ دد شادشوم رسول -علیهالسلم- کفت تر ادومز دحاصل شود یکی‌مز د سرو ۳ مزدعالانیت؛؟

Orijinal Metin (FA)

جوأب و ی آ نستکه این خبر مر و اسنادو ی متصل نسست و باشد که بدین ۳ استه باشد که پس‌از فر اغ ظاهر سک دد و باآن خواسته باشد که شاد بفضل‌حق‌تعالی شوداندر اظهار طاعت‌چنانکه پیش ازین گفتیم:بدلیل آ نکه هیچ کس‌نگوید که شادشدن‌باطلاع مردمان سبب آن باشد ۵5 مزد زیادت شود ۳1 چه سیب معصیت نبود » اینست سخن حارث محاسبی, وظاهر ترین نزديك ما نست که بدین قدر که شاد شود چون اندر عمل چیزی نیفزاید واصل نیت برجای بود وعمل بحکم آن نیت همی‌کند » بدین‌نماز باطل نشو د پیدا تردن علا ج بیماری دلبر با بدانکه این بیماری عظیم است علاج این واجب است و جزبجدی تمام علاج بذیر د » که بن علتی است بامز اج دل دمی آمیختهو اندروی ر اسخ شده ؛ علاج دشوار پذیرد ؛ وسبب صعوبت این بیمار یآ نست که آدمی از کود کی‌بازمردمان را می‌بیند که رو ور یا ۳ تیگ نگاه‌میدار ند و جو در ۱ اندر چشمیکدیگر همی ۳1 ۱ بئد و همه شغل ایشان یابیشتر آن باشد ؛ این طبع اندر دل کودك رستن گیرد وهرروز ذیادت همی شود تا نگاه که عاقلی نمام شود و بداند که ۱ بن کار زبان کارست ؛ و آن ء-ادت غاب شده باشد ومحو گر دن‌آن دشو ار کته باشد " و هیچ ۴ از بن سماز ی خالی نباشدو این‌مجاهدت فرص‌عن همه‌خلقست. واندرمعالجت دومقام است : ۱ که مادت این از باطن ببرد وقلم کند » واین مر کیست ازعلم وعمل : ما علمی نست که ضروری بشناسد که آدمی آ نحه کند اران گنه که ویر الذتی باشد در وقت ؛ چون شناسد که ضر رآن اندرعاقیت بدرجه‌ایست که طاقت آن ندارد ادست بداشتن بروی‌سهل شود » چنانکه بدا ندکه در انگیان زهر فاتلست و ۳ جه بروی حریص بود از وی حذر کند . واصل ریاا گر چه برجمله با دوستی جاه‌ومنزات ۱( مر سل حدینی است که درسلسله روابت بيك تابعی هیر سرل واو میگو ید «معمدر چعین فر مود و هیچ کدام از اصمحاب دا ضمن روایت نقل نیکند ۰ مةام دوم این :سیم در صفحه ره سطر ۱۰ است . سذم۸ی- را سر 1 وف » ولیکن سر بیج دارد : بی‌دوستی معجدمدت ثنا» دومبیم نبکو نان و مدمت ) سیم طمع اندرمردمان » وبر ای نْ بود که اعرابی‌رسو ل را گت که چه گو بی‌در مردی که حباد کند بر اق‌خست با بر ای نکه‌مر دی وی رابسند با حدیث وی کنند #رسول. علیه السلم - گفت : هر که حباذ بدان‌کند تاکلمة توحبد غالب شود وی اندر راه حق تعالی‌است ؛ واين همه اشارت بطلب ذ کر وثنا وبیم مذمت است ؛ ورسول-علیه‌السلم- گت : « هر که غز کند تا زائو بند شتری بشیرتت ود و یر حزآن نیست‌ازغر که نیت ئ ده است ۲ ۰ پس حاصل ریا ازین‌سه اصل ۳ » اما شره ثثای خلق باید که بشکند بدانکه بیند بشد از فضیحتی خو یش اندرقيامت که برسرماا منادی کنند : با هر ايی بافاجر ۳ اه : شرم نداشتی که طاعت حق تعالی بحدیث مردمان بفروختی ودل ملق نگاه داشتی و برضاء خالق بالك نداشتی ودوری ازحق‌تعالی اختار 1 دی‌نا بخلق نزديك‌شوی وقبول خلق از فبول حق دوسترداشتیو بمذمت‌خالق رضا دادی با ثناء خلق !

English Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

جوأب و ی آ نستکه این خبر مر و اسنادو ی متصل نسست و باشد که بدین ۳ استه باشد که پس‌از فر اغ ظاهر سک دد و باآن خواسته باشد که شاد بفضل‌حق‌تعالی شوداندر اظهار طاعت‌چنانکه پیش ازین گفتیم:بدلیل آ نکه هیچ کس‌نگوید که شادشدن‌باطلاع مردمان سبب آن باشد ۵5 مزد زیادت شود ۳1 چه سیب معصیت نبود » اینست سخن حارث محاسبی, وظاهر ترین نزديك ما نست که بدین قدر که شاد شود چون اندر عمل چیزی نیفزاید واصل نیت برجای بود وعمل بحکم آن نیت همی‌کند » بدین‌نماز باطل نشو د پیدا تردن علا ج بیماری دلبر با بدانکه این بیماری عظیم است علاج این واجب است و جزبجدی تمام علاج بذیر د » که بن علتی است بامز اج دل دمی آمیختهو اندروی ر اسخ شده ؛ علاج دشوار پذیرد ؛ وسبب صعوبت این بیمار یآ نست که آدمی از کود کی‌بازمردمان را می‌بیند که رو ور یا ۳ تیگ نگاه‌میدار ند و جو در ۱ اندر چشمیکدیگر همی ۳1 ۱ بئد و همه شغل ایشان یابیشتر آن باشد ؛ این طبع اندر دل کودك رستن گیرد وهرروز ذیادت همی شود تا نگاه که عاقلی نمام شود و بداند که ۱ بن کار زبان کارست ؛ و آن ء-ادت غاب شده باشد ومحو گر دن‌آن دشو ار کته باشد " و هیچ ۴ از بن سماز ی خالی نباشدو این‌مجاهدت فرص‌عن همه‌خلقست. واندرمعالجت دومقام است : ۱ که مادت این از باطن ببرد وقلم کند » واین مر کیست ازعلم وعمل : ما علمی نست که ضروری بشناسد که آدمی آ نحه کند اران گنه که ویر الذتی باشد در وقت ؛ چون شناسد که ضر رآن اندرعاقیت بدرجه‌ایست که طاقت آن ندارد ادست بداشتن بروی‌سهل شود » چنانکه بدا ندکه در انگیان زهر فاتلست و ۳ جه بروی حریص بود از وی حذر کند . واصل ریاا گر چه برجمله با دوستی جاه‌ومنزات ۱( مر سل حدینی است که درسلسله روابت بيك تابعی هیر سرل واو میگو ید «معمدر چعین فر مود و هیچ کدام از اصمحاب دا ضمن روایت نقل نیکند ۰ مةام دوم این :سیم در صفحه ره سطر ۱۰ است . سذم۸ی- را سر 1 وف » ولیکن سر بیج دارد : بی‌دوستی معجدمدت ثنا» دومبیم نبکو نان و مدمت ) سیم طمع اندرمردمان » وبر ای نْ بود که اعرابی‌رسو ل را گت که چه گو بی‌در مردی که حباد کند بر اق‌خست با بر ای نکه‌مر دی وی رابسند با حدیث وی کنند #رسول. علیه السلم - گفت : هر که حباذ بدان‌کند تاکلمة توحبد غالب شود وی اندر راه حق تعالی‌است ؛ واين همه اشارت بطلب ذ کر وثنا وبیم مذمت است ؛ ورسول-علیه‌السلم- گت : « هر که غز کند تا زائو بند شتری بشیرتت ود و یر حزآن نیست‌ازغر که نیت ئ ده است ۲ ۰ پس حاصل ریا ازین‌سه اصل ۳ » اما شره ثثای خلق باید که بشکند بدانکه بیند بشد از فضیحتی خو یش اندرقيامت که برسرماا منادی کنند : با هر ايی بافاجر ۳ اه : شرم نداشتی که طاعت حق تعالی بحدیث مردمان بفروختی ودل ملق نگاه داشتی و برضاء خالق بالك نداشتی ودوری ازحق‌تعالی اختار 1 دی‌نا بخلق نزديك‌شوی وقبول خلق از فبول حق دوسترداشتیو بمذمت‌خالق رضا دادی با ثناء خلق !

Orijinal Metin (FA)

هبچکس نرديك‌تو ازحق‌تعالی خوارتر نبود ؛ که زضاء همه بجستی و بخط وی‌باك نداشتی » چون عاقل اذین فضیحت بیندیشددا ند که‌ثناء خلق بدین‌قیام نکند خاصه که با د که آن‌طاءعت که‌همی کند سیب ز حیحان که حسدات خواهد‌بود » چون‌بر یا کر دد سیب رححان کفه سیأت شود : اگراین ربانکردی رفیق انبیاه و اولیاء خواستی بود » کنون بدین ریا اندزدست ز بانبه افتاد ورفیق مپجوران‌شد » و این‌همه برضا؛ خلق کرد و رضاء خلق‌هر ۳ خو دحاصل نیاید که‌تایکی حجشنود شو ددیگر ی نا خشنو د گر دد » و ۳1 یکی‌ثنا گو بل یکی‌مذعت کند ۱و آ نکاما ۳1 همئا گو ند بدستایشان زه‌روریو ست ونه‌عمر وی و نه‌سعادت‌دنبا و سعادت آخر ت‌؛ جهلی نمامبو د کهدل‌خود اندر حال‌بر کنده کند واندر خطرعقاب ومقت افکند برای‌چنان غرص ؛ وامثال این باید که‌بر دل خود تازه‌همی‌دارد . و اماطمع‌ز ابدان که گفتها بماندر کتاب دوستی مال‌علاج کند و باخوشتن تقدیر کند که لین طمعو فان‌کندو کند بامذلت و منت بود و رضاءحقتعالی‌فوت‌شود بنقد ودلاه خلق مسخر نشود الا بمشیت حق‌تعالی » چون رضاءحق تعالی‌حاصل کندوی دلپارا خودسخروی 5 داند . وچون رضاء حق‌تعالی حاصل نکندفضیحتی‌وی آ شکار ۱ شو دودابا نز نفور گر دد. و اما علاج‌مذمت بدان کند که باخویشتن ۳1 ید : 3 بنز ديلك فرشتگان عذاب دردوزخ. ۱ -۵#6- فا فا دا دا فا ام اس و رس ور و ال لا حق تعالی‌ستوده بو دنکو هش‌خلق‌ویرا زیان ندارد و اک نکو هیده بو دئناءخلق‌هیچ‌سو د‌ ندارد » وا گر راه اخلاص گرد ودل‌از بر کند ۳1 خلق باك داردهمه‌داپا را حق‌تعالی بدو ستیو ی‌آر استه کند و ۳1 نکند جو د ژو دبو د که 0 باو نفاق‌و ی دشماسدد و آن‌مذمت که از آن‌همی‌ترسد بوی‌رسد درضاء حق تعالی فوت شود » وچون‌دل حاضر کند و يك همت وت ندیشه‌شو داندر اخلاص و ازمر اعات‌دل‌خلق خلاصی با بد» انواز بدل ی‌سوسته شود و لطایف ومدد عنایت‌متواتر شود وراه حلاوت ولذت آن‌بروی کشاده‌شود : اماعلاج‌عملی آن‌بو د‌ که‌خیر ان‌وطاعات خوش ر اهمچنان سنپان دارد که ۳ فو اش ومعاصی پنپان دارد تاعادت کند قناعت کر دن اندر طاعت ۳1 دن بعلم‌حقتعالی داین ۰ آندراتدا دشو اربو دولیکن‌چو ن‌حبد بر وی آسان‌شو د و لذتاخلاصو مناحات بیابد و چنان‌شو د که گر خلق نیز بینند وی‌خو د ازخلقغافل باشد . مقام دوم نسکین خاطر ریاست .

English Tercümesi (Ehl-i Sünnet)

هبچکس نرديك‌تو ازحق‌تعالی خوارتر نبود ؛ که زضاء همه بجستی و بخط وی‌باك نداشتی » چون عاقل اذین فضیحت بیندیشددا ند که‌ثناء خلق بدین‌قیام نکند خاصه که با د که آن‌طاءعت که‌همی کند سیب ز حیحان که حسدات خواهد‌بود » چون‌بر یا کر دد سیب رححان کفه سیأت شود : اگراین ربانکردی رفیق انبیاه و اولیاء خواستی بود » کنون بدین ریا اندزدست ز بانبه افتاد ورفیق مپجوران‌شد » و این‌همه برضا؛ خلق کرد و رضاء خلق‌هر ۳ خو دحاصل نیاید که‌تایکی حجشنود شو ددیگر ی نا خشنو د گر دد » و ۳1 یکی‌ثنا گو بل یکی‌مذعت کند ۱و آ نکاما ۳1 همئا گو ند بدستایشان زه‌روریو ست ونه‌عمر وی و نه‌سعادت‌دنبا و سعادت آخر ت‌؛ جهلی نمامبو د کهدل‌خود اندر حال‌بر کنده کند واندر خطرعقاب ومقت افکند برای‌چنان غرص ؛ وامثال این باید که‌بر دل خود تازه‌همی‌دارد . و اماطمع‌ز ابدان که گفتها بماندر کتاب دوستی مال‌علاج کند و باخوشتن تقدیر کند که لین طمعو فان‌کندو کند بامذلت و منت بود و رضاءحقتعالی‌فوت‌شود بنقد ودلاه خلق مسخر نشود الا بمشیت حق‌تعالی » چون رضاءحق تعالی‌حاصل کندوی دلپارا خودسخروی 5 داند . وچون رضاء حق‌تعالی حاصل نکندفضیحتی‌وی آ شکار ۱ شو دودابا نز نفور گر دد. و اما علاج‌مذمت بدان کند که باخویشتن ۳1 ید : 3 بنز ديلك فرشتگان عذاب دردوزخ. ۱ -۵#6- فا فا دا دا فا ام اس و رس ور و ال لا حق تعالی‌ستوده بو دنکو هش‌خلق‌ویرا زیان ندارد و اک نکو هیده بو دئناءخلق‌هیچ‌سو د‌ ندارد » وا گر راه اخلاص گرد ودل‌از بر کند ۳1 خلق باك داردهمه‌داپا را حق‌تعالی بدو ستیو ی‌آر استه کند و ۳1 نکند جو د ژو دبو د که 0 باو نفاق‌و ی دشماسدد و آن‌مذمت که از آن‌همی‌ترسد بوی‌رسد درضاء حق تعالی فوت شود » وچون‌دل حاضر کند و يك همت وت ندیشه‌شو داندر اخلاص و ازمر اعات‌دل‌خلق خلاصی با بد» انواز بدل ی‌سوسته شود و لطایف ومدد عنایت‌متواتر شود وراه حلاوت ولذت آن‌بروی کشاده‌شود : اماعلاج‌عملی آن‌بو د‌ که‌خیر ان‌وطاعات خوش ر اهمچنان سنپان دارد که ۳ فو اش ومعاصی پنپان دارد تاعادت کند قناعت کر دن اندر طاعت ۳1 دن بعلم‌حقتعالی داین ۰ آندراتدا دشو اربو دولیکن‌چو ن‌حبد بر وی آسان‌شو د و لذتاخلاصو مناحات بیابد و چنان‌شو د که گر خلق نیز بینند وی‌خو د ازخلقغافل باشد . مقام دوم نسکین خاطر ریاست .

%0
10 Bölüm