2 بسیاز ۳ امتت ۸5 درحر 1 جوردنو معصمت 9 دن دش نباشد چون بشنود که عالمی آن میکند دلیر شود » و بدین تست آینت: ۸5 ز لتعالم رام است حکایت کر دن بدو دیب یکی آنکه عیست بود؛ دوم آنکه هر دمان را وت حن کهآن بحجت گیر ند و بدان اقتدا کنند وشیطان بنصر تآن برخیزد و گو تا جر نو از فلانقزاتر دیرهیز کار تر نخواهی بود؛ وشرط عامی آنست که چون از عالم قر بیئد دوچیز بندیشد - ت آنکه بداند که اگر عالم ت2صیر هبگند باشد که علم وی کمار تآن باشد _ که علم شفیعی بزر کشت و عامی ر ۱ علم نست حول عملنکند بر 4 اعتماد کند؛ و دیگر ۲1 که بدا ند که دا نستن عالم که جر [ خوردن نشاید همحون دانستن عامی است که <مر ورنا شا بد؛ ودار ین دربن قدر که <مر ورنا نشا بل عالم است» وخمر خوردن عامی حجت - دد نا بدان کسی دلیر ۳1 دد» در ام خور دنعالم همجنان باشد. وبیشتر دایری حرام کسانی کنند که ايشان بنام عالم باشنده و ازحقیقت علم هیج خبر ندارند وغاول باشند و با اکه یب 3 عذری و تأدیلی د نند که عو ام فپ فد باید که عامی بدین چشم د تاولاك نشود. غذایا شیرینی که بامفز بادام«لوز» سازند. ۷ 7 مقصو ۳ نست که رور کار جنا شنت 15 از صحیت سشتر خلق حذر ۳ تن ت. ومدل و سی و خصر 9 عیهما اسلم که حصر ی راموراخ کرد وموسی نکار کرد در قر آن برای این آوردهانه - بس عزلت وزاویه گرفتن اولیتر ؛ بیشترخلق را . ژایده آنکه هیچ یر لا هام اد فتنه و خصومنوتعصب خالی نبوداوهر که سول عز لت گر فت رست وجو نمخالطت گرد درخطر اذتر . عید الل4 پورعمر وعاص ّ رد زر ی مج( کف «رسو ی علیه لسالام- جون مردمانر ۱ یت ۸5 چبین بهم ور ان و نکشتان درهم ۱ درون خانه مالازم کبر و زبان نگاهدار ۱ و آنحه دانی میکنو نحه ندانیمی انداز؛و بکار خویش خاصه مشغولشو و دست از کارعامه بدار» و عمدالل4 سود روات مبکن دکه: «رسول. علیهالسلم -گفت که: روز گاری! بد ار - مر دمان؛ که مرد دین سالامت وی ار که ۹ بزدارحایی بجاییو از کو هی بنکو هی وار سوراخی بسوراخی . «جون رو باهی کهخو بتن ازخلق میدزدد» گفتند- بازیس زار این کیباشد؛ کشت هه نمعبشت بیمعصیت بدست نتو ان آور دا نگاه عزب بو دن<لال- شو ده گفتند_ بارسو لا چگو نه بود» وهارا پشکاح فر مو د6؛ گفت- آنگاه هلالک مر د بردست مادر و بدر وی بوده؛ اگر مرده باشند بردست زن وفردند بوده ا نماشدبر- دست قرابت بو ده گفتند _ جر ایارسو لا کشت ویر ابتنگک دستی ودرویشی مالامت کننده وچیزی که طاقت آن ندارد از وی درخء اهند تاوی درهلا کت خوش افید » داین حجد بت اگرچه درعرو ات ات عز ات نیزادین معلوم شود دأین زمان کهوعده داده است رسول- علیهالسلم - پیشازین بمدتی دراز در آمده است . سفیانثوری - و ار خویش اه « و اثله لد حاتالعزو ره -بخدای کهعزب بودن اکنون حلال گشت». ایدة آنکه از شرمردمان خلاص بابد و آسوده باشد . که تا در میان خلقباشد» جیار 1 از ر نجعییت و کمان بدا بشانخالی زماشد 1 واز طمعای محال خلاص نشو د. واز آن خالی نباشد که ازوی چیزی بینند کهعقل ایشان بدان نرسد وزبان دراز کنند؛ و ۳۹ خو اهد که بحق همه مردمان از نپنیت وتعزدت ومممانی فیام کند ؛ همه رو زکار یعنی حضرت رسول(ص) درمیان این گفتار انگشتان خو. ش در هم افکند و آمیزش مردمان را بآن همانند کر د.
2 بسیاز ۳ امتت ۸5 درحر 1 جوردنو معصمت 9 دن دش نباشد چون بشنود که عالمی آن میکند دلیر شود » و بدین تست آینت: ۸5 ز لتعالم رام است حکایت کر دن بدو دیب یکی آنکه عیست بود؛ دوم آنکه هر دمان را وت حن کهآن بحجت گیر ند و بدان اقتدا کنند وشیطان بنصر تآن برخیزد و گو تا جر نو از فلانقزاتر دیرهیز کار تر نخواهی بود؛ وشرط عامی آنست که چون از عالم قر بیئد دوچیز بندیشد - ت آنکه بداند که اگر عالم ت2صیر هبگند باشد که علم وی کمار تآن باشد _ که علم شفیعی بزر کشت و عامی ر ۱ علم نست حول عملنکند بر 4 اعتماد کند؛ و دیگر ۲1 که بدا ند که دا نستن عالم که جر [ خوردن نشاید همحون دانستن عامی است که <مر ورنا شا بد؛ ودار ین دربن قدر که <مر ورنا نشا بل عالم است» وخمر خوردن عامی حجت - دد نا بدان کسی دلیر ۳1 دد» در ام خور دنعالم همجنان باشد. وبیشتر دایری حرام کسانی کنند که ايشان بنام عالم باشنده و ازحقیقت علم هیج خبر ندارند وغاول باشند و با اکه یب 3 عذری و تأدیلی د نند که عو ام فپ فد باید که عامی بدین چشم د تاولاك نشود. غذایا شیرینی که بامفز بادام«لوز» سازند. ۷ 7 مقصو ۳ نست که رور کار جنا شنت 15 از صحیت سشتر خلق حذر ۳ تن ت. ومدل و سی و خصر 9 عیهما اسلم که حصر ی راموراخ کرد وموسی نکار کرد در قر آن برای این آوردهانه - بس عزلت وزاویه گرفتن اولیتر ؛ بیشترخلق را . ژایده آنکه هیچ یر لا هام اد فتنه و خصومنوتعصب خالی نبوداوهر که سول عز لت گر فت رست وجو نمخالطت گرد درخطر اذتر . عید الل4 پورعمر وعاص ّ رد زر ی مج( کف «رسو ی علیه لسالام- جون مردمانر ۱ یت ۸5 چبین بهم ور ان و نکشتان درهم ۱ درون خانه مالازم کبر و زبان نگاهدار ۱ و آنحه دانی میکنو نحه ندانیمی انداز؛و بکار خویش خاصه مشغولشو و دست از کارعامه بدار» و عمدالل4 سود روات مبکن دکه: «رسول. علیهالسلم -گفت که: روز گاری! بد ار - مر دمان؛ که مرد دین سالامت وی ار که ۹ بزدارحایی بجاییو از کو هی بنکو هی وار سوراخی بسوراخی . «جون رو باهی کهخو بتن ازخلق میدزدد» گفتند- بازیس زار این کیباشد؛ کشت هه نمعبشت بیمعصیت بدست نتو ان آور دا نگاه عزب بو دن<لال- شو ده گفتند_ بارسو لا چگو نه بود» وهارا پشکاح فر مو د6؛ گفت- آنگاه هلالک مر د بردست مادر و بدر وی بوده؛ اگر مرده باشند بردست زن وفردند بوده ا نماشدبر- دست قرابت بو ده گفتند _ جر ایارسو لا کشت ویر ابتنگک دستی ودرویشی مالامت کننده وچیزی که طاقت آن ندارد از وی درخء اهند تاوی درهلا کت خوش افید » داین حجد بت اگرچه درعرو ات ات عز ات نیزادین معلوم شود دأین زمان کهوعده داده است رسول- علیهالسلم - پیشازین بمدتی دراز در آمده است . سفیانثوری - و ار خویش اه « و اثله لد حاتالعزو ره -بخدای کهعزب بودن اکنون حلال گشت». ایدة آنکه از شرمردمان خلاص بابد و آسوده باشد . که تا در میان خلقباشد» جیار 1 از ر نجعییت و کمان بدا بشانخالی زماشد 1 واز طمعای محال خلاص نشو د. واز آن خالی نباشد که ازوی چیزی بینند کهعقل ایشان بدان نرسد وزبان دراز کنند؛ و ۳۹ خو اهد که بحق همه مردمان از نپنیت وتعزدت ومممانی فیام کند ؛ همه رو زکار یعنی حضرت رسول(ص) درمیان این گفتار انگشتان خو. ش در هم افکند و آمیزش مردمان را بآن همانند کر د.