(ع) کمنام ۲ ۱ یم 5 صقر سفرتهاشا وتفرج بود » و اینسة ر-ماح بو ۵ - چوناندکی بودو گاه اه پنجم اما 2 ۳ کشتن درشهر ها عادت گیر ۳ ۱ هیچ غر ضی نماشد » ف نکه شپرهای نووهردمان غریب را هیبیند » علما را درچنین سفرخلافست - گروهی گفتهاند کهاین رنجانیدن خود باشدبیفایده وایننشاید » ودرست نزديك ماأانس تکه این حرام نباشد که تماشا غرضیاست » اگرچه ی » و میاح هر کسی در خوروی بود ؛ وچنین مردم خسیس طبم باشد واین عرص نیز در خور وی باشد . اما گروهی اقتت ار ور آقم" )دار ان که عادت گرفت-هاند از شبری بشهری و از خانگاهی بخانگاهیمیر و ند . پی آ نکه بقصد بیری باشند ٩ه خدعت و یرا ملاژم گیر ند 0 دایکن مقصود ابشان تماشابود : که طاوّت مواظبت برعبادت ندارند » واز باطن راه ۱ بشان کشاده نشده باشد درمقامات تصوف و بحکم کاهلی و بطالت طاقت آن ندار ند که جگرگنی هرن تن بر ای در شرا می گر دنف ؟ ؟ وهرح-اکه سفره 1 باد انتر بو ۳ نجا مقام کنند » وچو ۳ بادان نبود زبان بخادم درازمی 3 » وحایی دیگر که سفره بپتر نشاندهند أ نیا میر و ند و باشد که ربار تگو ری بپانه گیر تدصت4 مقصود هب آسشتت:ب ونه آن باشد - این سَف گر حر ام فسست عوهت + و آینفوم مذموعآند 1 چه عاصی وفاسقنهاند » وهر که که نان صوفبان خور ند وسوّال کنند و خودرا برصورت صوفیان فر انمایند » فاسق وعاصی باشند و آنجه فا زرق حر ام باشد : که نه هر نس 45 هر فم در پوشد وینج تفا ون صوفی بود » بلکه صوفی بو د که ویر طلبی باشد و روی درانکار آورده باشد » بابدان رسیده بود» ویادر گوشش آن بود که جز بضرورتی دی تقصیر نکند » یاکسی بودکه بخدمت ایر_ قوم مشغول باشد : نان صوفیان بیش ازاین سه قوم ر حلال نبود . اماآنکه مرد عادتی بود » وباطن وی از طلبومحاهد:ٌدر آن طلب خالی باشد» و بخدمت مشغول نبو د. وی بدانگه مر قم بوشد صوفی نباشد » بلکه گرچیزی بر طر اران وقف کر دهباشند ویرامیاح باشد : که خویشتن برصورت صوفی نمودن - بی آنکه بصفت ایشان باشی - محمنفاق وطراری بود ؛ و بدترین این قوم آن باشدکه سجخنی مد بعادت صو فان باد گر فته باشد 2 مهو ده و ً وپندارد کهعلم او لینو )۱( بت ات فر ومایه )۲( لباس وصلهدار که نشان درویشان وصوفیان است . ۳ یج ۳۵ آ خر دن برو ی گشاده بو کهآن سین هبتو اند گفت 9 باشد که شو میآن ورا بجابی کشد که در علم و علما بچشمحقار ۳ د) و باشد که سر ع مر در چم ۶ یهختصر ردد و گوید که : اینخودبرای ضعفاست » و کسانی که در راه قویشدند ایشانر هیچ زبان ندارد » و دین ایشان دوقاه شد که بپیج چیز نجاست نبذیرد . رچون بدیندرجهرسد کشتن وی فاضلتر از کشتن هزار کافردر روم وهند » کهمردمان خوداز کافر خویشتن را تا دارند » اما این ملعون مسلمانی را هم بز بان مسلمانی باطل کند » وشیطان درین روز گار هیچ دام فرونکرد از وه عطفت ره و سار کسن درین دام افتادندو هلاك شدند.
(ع) کمنام ۲ ۱ یم 5 صقر سفرتهاشا وتفرج بود » و اینسة ر-ماح بو ۵ - چوناندکی بودو گاه اه پنجم اما 2 ۳ کشتن درشهر ها عادت گیر ۳ ۱ هیچ غر ضی نماشد » ف نکه شپرهای نووهردمان غریب را هیبیند » علما را درچنین سفرخلافست - گروهی گفتهاند کهاین رنجانیدن خود باشدبیفایده وایننشاید » ودرست نزديك ماأانس تکه این حرام نباشد که تماشا غرضیاست » اگرچه ی » و میاح هر کسی در خوروی بود ؛ وچنین مردم خسیس طبم باشد واین عرص نیز در خور وی باشد . اما گروهی اقتت ار ور آقم" )دار ان که عادت گرفت-هاند از شبری بشهری و از خانگاهی بخانگاهیمیر و ند . پی آ نکه بقصد بیری باشند ٩ه خدعت و یرا ملاژم گیر ند 0 دایکن مقصود ابشان تماشابود : که طاوّت مواظبت برعبادت ندارند » واز باطن راه ۱ بشان کشاده نشده باشد درمقامات تصوف و بحکم کاهلی و بطالت طاقت آن ندار ند که جگرگنی هرن تن بر ای در شرا می گر دنف ؟ ؟ وهرح-اکه سفره 1 باد انتر بو ۳ نجا مقام کنند » وچو ۳ بادان نبود زبان بخادم درازمی 3 » وحایی دیگر که سفره بپتر نشاندهند أ نیا میر و ند و باشد که ربار تگو ری بپانه گیر تدصت4 مقصود هب آسشتت:ب ونه آن باشد - این سَف گر حر ام فسست عوهت + و آینفوم مذموعآند 1 چه عاصی وفاسقنهاند » وهر که که نان صوفبان خور ند وسوّال کنند و خودرا برصورت صوفیان فر انمایند » فاسق وعاصی باشند و آنجه فا زرق حر ام باشد : که نه هر نس 45 هر فم در پوشد وینج تفا ون صوفی بود » بلکه صوفی بو د که ویر طلبی باشد و روی درانکار آورده باشد » بابدان رسیده بود» ویادر گوشش آن بود که جز بضرورتی دی تقصیر نکند » یاکسی بودکه بخدمت ایر_ قوم مشغول باشد : نان صوفیان بیش ازاین سه قوم ر حلال نبود . اماآنکه مرد عادتی بود » وباطن وی از طلبومحاهد:ٌدر آن طلب خالی باشد» و بخدمت مشغول نبو د. وی بدانگه مر قم بوشد صوفی نباشد » بلکه گرچیزی بر طر اران وقف کر دهباشند ویرامیاح باشد : که خویشتن برصورت صوفی نمودن - بی آنکه بصفت ایشان باشی - محمنفاق وطراری بود ؛ و بدترین این قوم آن باشدکه سجخنی مد بعادت صو فان باد گر فته باشد 2 مهو ده و ً وپندارد کهعلم او لینو )۱( بت ات فر ومایه )۲( لباس وصلهدار که نشان درویشان وصوفیان است . ۳ یج ۳۵ آ خر دن برو ی گشاده بو کهآن سین هبتو اند گفت 9 باشد که شو میآن ورا بجابی کشد که در علم و علما بچشمحقار ۳ د) و باشد که سر ع مر در چم ۶ یهختصر ردد و گوید که : اینخودبرای ضعفاست » و کسانی که در راه قویشدند ایشانر هیچ زبان ندارد » و دین ایشان دوقاه شد که بپیج چیز نجاست نبذیرد . رچون بدیندرجهرسد کشتن وی فاضلتر از کشتن هزار کافردر روم وهند » کهمردمان خوداز کافر خویشتن را تا دارند » اما این ملعون مسلمانی را هم بز بان مسلمانی باطل کند » وشیطان درین روز گار هیچ دام فرونکرد از وه عطفت ره و سار کسن درین دام افتادندو هلاك شدند.