رسول گفت - علیهالسلام - : «بندهبدرجهُ متقیان نرسدتاا نکه چیزیکه بدان هیچ باكنبود دست بندارد ؛ از بیمچیزی که بدان بابود » . و مر گفت-رضی الهعنه -۲۱ت «ماازحلال ازده نهدست بداشتیم از ببم آنکه درحر ام افتیم» » و بسبب این بود که صد درم بر 7 داشتی نود و نهپیش نستا ندی » کهنباید که اکرتمام ستاند چر بتر ستاند . علی لین ههبد می گو بد : «سرایی ِ» ۱ داشتم» نامه نو شتم» خو استم که آ نر بالگ دیوار خشك کنم » بس گفتمدیو ار ملكمن تست نکنم پس گفتم زب را قدرینباشد : اند می خالدبروی نوشته کردم » بخوآب دیدم شخصی را که بامن گفتی ان ۸5 گویند ۳4 دیواری راچهقدر باشدقر دا ازقيامت بدانند» » و کسانسکه در یندرحه باشند» آزهر جه دك بود ودرمحلمسامحت بو دحذر کنند : کهباشد که چو نراه گشاده شود بزیادت آن نزن ۰ دیگر آنکه ازدرجهمتقباننیز بیفتنددر آخرت و بر ای این بود که جون حسین بیعلی - رضیالهعنهما- ازمالصدقهخرهایی دردهان نهاد - و کودله بود -»رسول علیه لسلم - ۲خ ما لقها» بمنیبینداز » وازغنیمت مفك و رده بودند یش عمر لن عید لهوز لز تشر رگا ت39 گفت : "منقعت بویوی باشد و ابنهمهحقهسلمانان وت یا بزر گان پیشین بربالین بیماریبود ۰ چونفرمان یافت چراغ بکشتو گفت موز ۳ ار ار ۱ دررو غنحقافتاد 9 #مر از صی اه مشكغنیمتدر خانه بگذاشته بو دنارن عبر ای مسلمانان هی فر وشد ,كروز در ۳1 از مفنم ویو ۳۹ ۰ گفت :۱ ٍن چیست 4 گنت ۱ مشكمیسختم دستم دو ی گر وت در مقنم مالیدم مر مقنع ازوی بستد و میشست «درخال میمالید ومیبویید تاهیچ بوی نماند و آنگاه بوی داد ۱۳ بن مقدار درمحلمسامحت باشد ؛ و لیسکنعمر خو انیت که درین سته دارد تا بحیزی دیگر شسفتد وتااز بیم حرامی حلال گذاشته باشد » و ثو آبمتقیان بیابك . واز احمد لبون حنبل بر سمدند که « کسیدرهسجد باشد بخورمیسوز ند ارمال ساطان ؛ » 0 «بیرونباید مد تابوینشنود » و این خودبحر ام نز ديك بود » که آن مقدار بو ی که بو یرسد ودر حامه گیر د بمقصود بود؛ کهدر محل مسامحت نباید» : وورا پر سید ند که : « کس 0 بابد اژاحادیت روا باشد که بو پسد ۱ وی ۱ ف رت 4 ث" ۱ ۱ و عمر را - رضیالنه عنه - زنی بود که ویرا دوست داشتی , چون خللافت بوی رسید زنرا طلاق داد » ازييم آنکه نباید که در کاری شفاءت کند و ازخ-ویش آن قوت )۱ تر جمه احیاچنین اسمت [یارو است گرورقی که حدیتدو آن نوشثه از۴ سی گم شود و کسی [نر مناد بدون اجازه صاحت ورقه از ۲ نرو بنویسد ؟ -۲۹۲- ت ۵ ها ها و و و هم ها و 8 لا ما ۵ ۵ و ار و و و ۵ و او و سا و و واه وا و و و و و و او و و ما او سا و و واه و و و و وا هو و و و و تا و و ها و و و و اد و و و و و و اه و وا و و و و و و و و وه و و و و و و و مر و وب و سا اب و چم نیابد که ۳ خلافی کند . و بدا نکهه ر هیا< ت متا باز گردد ازین بود: : کهچون بدان مشغول شودویر ابکارهای دیگرافکند» بلکه هر که ازحلال ل سیر بخوردازدرحه متقبان محر وم ماند » بر ایآ نکه حلال که سیر بخورد شپوت را بجنا ند و آنکاه در طلب افکند .
رسول گفت - علیهالسلام - : «بندهبدرجهُ متقیان نرسدتاا نکه چیزیکه بدان هیچ باكنبود دست بندارد ؛ از بیمچیزی که بدان بابود » . و مر گفت-رضی الهعنه -۲۱ت «ماازحلال ازده نهدست بداشتیم از ببم آنکه درحر ام افتیم» » و بسبب این بود که صد درم بر 7 داشتی نود و نهپیش نستا ندی » کهنباید که اکرتمام ستاند چر بتر ستاند . علی لین ههبد می گو بد : «سرایی ِ» ۱ داشتم» نامه نو شتم» خو استم که آ نر بالگ دیوار خشك کنم » بس گفتمدیو ار ملكمن تست نکنم پس گفتم زب را قدرینباشد : اند می خالدبروی نوشته کردم » بخوآب دیدم شخصی را که بامن گفتی ان ۸5 گویند ۳4 دیواری راچهقدر باشدقر دا ازقيامت بدانند» » و کسانسکه در یندرحه باشند» آزهر جه دك بود ودرمحلمسامحت بو دحذر کنند : کهباشد که چو نراه گشاده شود بزیادت آن نزن ۰ دیگر آنکه ازدرجهمتقباننیز بیفتنددر آخرت و بر ای این بود که جون حسین بیعلی - رضیالهعنهما- ازمالصدقهخرهایی دردهان نهاد - و کودله بود -»رسول علیه لسلم - ۲خ ما لقها» بمنیبینداز » وازغنیمت مفك و رده بودند یش عمر لن عید لهوز لز تشر رگا ت39 گفت : "منقعت بویوی باشد و ابنهمهحقهسلمانان وت یا بزر گان پیشین بربالین بیماریبود ۰ چونفرمان یافت چراغ بکشتو گفت موز ۳ ار ار ۱ دررو غنحقافتاد 9 #مر از صی اه مشكغنیمتدر خانه بگذاشته بو دنارن عبر ای مسلمانان هی فر وشد ,كروز در ۳1 از مفنم ویو ۳۹ ۰ گفت :۱ ٍن چیست 4 گنت ۱ مشكمیسختم دستم دو ی گر وت در مقنم مالیدم مر مقنع ازوی بستد و میشست «درخال میمالید ومیبویید تاهیچ بوی نماند و آنگاه بوی داد ۱۳ بن مقدار درمحلمسامحت باشد ؛ و لیسکنعمر خو انیت که درین سته دارد تا بحیزی دیگر شسفتد وتااز بیم حرامی حلال گذاشته باشد » و ثو آبمتقیان بیابك . واز احمد لبون حنبل بر سمدند که « کسیدرهسجد باشد بخورمیسوز ند ارمال ساطان ؛ » 0 «بیرونباید مد تابوینشنود » و این خودبحر ام نز ديك بود » که آن مقدار بو ی که بو یرسد ودر حامه گیر د بمقصود بود؛ کهدر محل مسامحت نباید» : وورا پر سید ند که : « کس 0 بابد اژاحادیت روا باشد که بو پسد ۱ وی ۱ ف رت 4 ث" ۱ ۱ و عمر را - رضیالنه عنه - زنی بود که ویرا دوست داشتی , چون خللافت بوی رسید زنرا طلاق داد » ازييم آنکه نباید که در کاری شفاءت کند و ازخ-ویش آن قوت )۱ تر جمه احیاچنین اسمت [یارو است گرورقی که حدیتدو آن نوشثه از۴ سی گم شود و کسی [نر مناد بدون اجازه صاحت ورقه از ۲ نرو بنویسد ؟ -۲۹۲- ت ۵ ها ها و و و هم ها و 8 لا ما ۵ ۵ و ار و و و ۵ و او و سا و و واه وا و و و و و و او و و ما او سا و و واه و و و و وا هو و و و و تا و و ها و و و و اد و و و و و و اه و وا و و و و و و و و وه و و و و و و و مر و وب و سا اب و چم نیابد که ۳ خلافی کند . و بدا نکهه ر هیا< ت متا باز گردد ازین بود: : کهچون بدان مشغول شودویر ابکارهای دیگرافکند» بلکه هر که ازحلال ل سیر بخوردازدرحه متقبان محر وم ماند » بر ایآ نکه حلال که سیر بخورد شپوت را بجنا ند و آنکاه در طلب افکند .